X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

رقص هاجر 2/ محمد جلیل مظفری

جمعه 28 مهر 1396 بوسیله .




هاجر!

آن نخلِ نونهال

همزادِ روزهای خوش کودکانه‌ات

آن شاهدِ خرامِش اندامت

هرچند قد کشیده ولی

بی خارکی

بر شاخه‌های سوخته از هُرم آفتاب

در رهگذار باد نشسته‌ست

حتی

این کودکانِ ساحلِ اندوه هم

بر برگ‌هاشْ دست نمی‌سایند.


هاجر مرا ببخش اگر شعر تازه‌ام

سرشارِ درد و داغ و دریغ‌ست

زیرا خلیجْ خسته و خونین است

وآن جاشوُانِ پیرِ هماوردِ تندباد

دیگر

از دوردستِ بحر نمی‌آیند.


آن شور و حال رقص تو در نخلِ ناخدا

دیگر تمام شد

حالا فقط

صدای شیون باد است

کز دوردست خاطره می‌پیچد

آهنگِ اصطکاکِ صخره و خیزاب

وآوازهای نازِ مرغکِ دریایی

درگوشِ این کرانه نمی‌پایند.



طوفان تمامِ ساحل امید را

طی کرده است

اما هنوز هم

کشتی شکستگان

چشم انتظار رامش دریایند.


شهریور 1396



http://banvit.blogsky.com

@authorName

http://banvit.blogsky.com

http://banvit.blogsky.com

style="color:#03283c;text-align:center;font-size:18pt;font-weight: bold;padding:100 300 0 0;font-family:B Lotus;" @description نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog