غزل/ حسین جنتی

یکشنبه 28 آبان 1396 بوسیله .


گرفتم، گریه‌کردم، این برایت خانه خواهد شد؟!

برایت اشکِ من آن کودکِ دردانه خواهد شد ؟!

.

سبو افتاده آن سو ، همسبو افتاده آنسوتر ،

دگر این جام با چندین تَرَک پیمانه خواهد شد؟!

.

به هرسو می‌پرد در این شبِ تاریک ، دیوار است

مگو بی شمعِ روشن "این دو پَر" پروانه خواهد شد

.

به هرصورت غمت را می‌خورم تا همنوا باشم

که آدم با غمِ بی‌همنوا دیوانه خواهد شد 

.

فراموشی، دوای دردِ انسان است و می‌آید

یقین دارم که مویت صبحِ فردا شانه خواهد شد

.

هنوزت دانه ی امید در دل هست پس برخیز

بسا باغا که بیرون از دلِ این دانه خواهد شد!

حسین_جنتی


@roozegaronline



http://banvit.blogsky.com

@authorName

http://banvit.blogsky.com

http://banvit.blogsky.com

style="color:#03283c;text-align:center;font-size:18pt;font-weight: bold;padding:100 300 0 0;font-family:B Lotus;" @description نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog