وقتی / سعید سلطانی طارمی

جمعه 6 بهمن 1396 بوسیله .



وقتی کلید او 

در قفل در به رقص می آید 

چیزی میان سینه ی من شعله می کشد

چیزی که مثل هسته ی یک فکر بی قرار 

زرد و سپید و شاد 

در چشم های صاحب خود می سوزد 


آنگاه 

دیوارهای خانه به افسانه های دور 

قد می کشند 

و سقف را 

با خویش می برند به هنگامه های نور 

خورشید را 

از سیم های کهنه می آویزند 

و فرش ها 

          مواج می شوند

و ماهیان خاکی پیرانه

مثل شراره نور می افشانند 

و رختخواب ها همگی باز می شوند

جریان مرگ 

تعطیل می شود       

و زندگی بکارت خود را 

تکرار می کند 

اشک و امید 

در انتظار من جریان می یابند

در باز می شود 

و او 

با دست های نازک خود می آید 

و ناگهان 

چیزی درون سینه ی من شعله می کشد

مثل طلوع پنجره

مثل شب وصال.

                                    28/1/85



http://banvit.blogsky.com

@authorName

http://banvit.blogsky.com

http://banvit.blogsky.com

style="color:#03283c;text-align:center;font-size:18pt;font-weight: bold;padding:100 300 0 0;font-family:B Lotus;" @description نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog