X
تبلیغات
رایتل

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی



چونان پریان کهربایی چشم

به شاهنشین تو می‌آیم  باز

آرام میخزم، با سایه های شب تا بسترت

مه آلوده بوسه های سردم را به تو

 می‌سپارم 

چون ماه

و خزش مارِ نوازشم بر افت وخیز پیکرت.

فردای پریده رنگ که بیاید

خالی حضور من سرد است تا شامگاه

آ نگاه که همه، جوانی و زندگانی ات را حاکم اند

می خواهم به هراس، پادشاهی ات کنم .


نوشته شده در پنج‌شنبه 12 بهمن 1396ساعت 18:46 توسط . نظرات (0)|

Design By : Night Melody