X
تبلیغات
رایتل

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی


روزی چند تن از اساتید دانشگاه تبریز بدیدن استاد شهریار می روند در منزل شهریار مجلس گرمی برپا می شود ٬ حاضران از استاد تقاضای شعر می کنند شهریار جواب نمی دهد و در عالم خود غوطه می خورد .

مجلسیان که منتظر مانده بودند یکوقت می بیند ایشان دستش به قلم رفت و این شعر را که نام اساتید در آن بود سرود :

به شهر ماست اساتید فحل دانشگاه

که بحر در بر پهنای سینه شان تنگ است

یکی معلم اول به سان « ترجانی »

که پای علم و ادب پیش او به پا لنگ است 

« ادیب » و « قاضی » و « خیامپور » و « مرتضوی »

که هر یک به دوصد کارنامه هوشنگ است 

به نقش خامه « روشن ضمیر » موسیقی است

که زخمه قلمش ساز دلکش آهنگ است

دبیر های هنرمند روز و شب کوشا

که‌ یک نمونه از آنها « صبا » و « کارنگ » است 

معلمین همه گویند گفته سعدی :

« بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است »


خاطره ها و بدیهه گویی ها 

از زنده یاد یحیی شیدا

نوشته شده در جمعه 27 بهمن 1396ساعت 16:15 توسط . نظرات (0)|

Design By : Night Melody