X
تبلیغات
رایتل

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی


شعر داروگ نیما ، مثالی روشن از سمبلیسم خفته در اشعار این شاعر است ، شاعری که بیش از همه ی همعصرانش به سنت شعر کهن آشنایی داشت یا به عبارتی دیگر در استفاده از رویکرد استعاری - سمبلیستی گذشتگان موفق تر بود . با همه رهایی اش پیوسته ترین حلقه شعری را در توالی منطقی شعر فارسی داشت . داروگ نیما با همعنانی او با طبیعت ( ارجاعی به قرون اولیه شعر فارسی در طبیعت گرایی خود ) به تصویر سازی دو زمین بایر و سبز کنار هم می پردازد . طبیعت + تصویر ( سنت شعر هندی ) + دیالوگ درونی شعر از سطور نخستین و ایجاز او در نتیجه گیری فوری در سطر های نخستین ( رباعی وار ) مجموع سنت شعری را در خدمت سمبلیسم خاص خودش قرار میدهد ... تا به ارزوی دیرینه ی  انتظار بارش ( مفهوم انتظار ) رنگی نو بدهد . 


خشک امد کشتگاه من 

در جوار کشت همسایه 

گرچه می گویند می گریند رو ساحل نزدیک 

سوگواران در میان سوگواران 

قاصد روزان ابری داروگ کی میرسد باران ...


در بساطی که بساطی ( سفره ، بستر ، صاحب خانه ) نیست ... 


در بند دوم نیز دنده های لاغر مرد - خانه ای از نی و گوشت با سطر ( دل یاران که در هجران یاران ) استفاده مثبت از بار عاطفی واژگان کهن عاطفی شعر ، بیشترین وفاداری ها را به سنت دارد . 

تکرار بند داروگ در نهایت مجموعه ای از شعری ناب را میسازد که در کولاژ نویی از همه ی سنت های شعری پیشین به زبانی تازه زجه مویه میکند ...

نیما " رفتار " شعری مستحکمی را بنا کرد که دیگران پیشتر از او این وفاداری و استحکام و شاید سواد مقابله با سنت را نداشتند ... 



از مجموعه یادداشت هایی برای ادبیات معاصر ، 


#وحید_ضیائی


@sherastan

www.vahidziaee.ir

نوشته شده در یکشنبه 27 اسفند 1396ساعت 19:49 توسط . نظرات (0)|

Design By : Night Melody