X
تبلیغات
رایتل

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

میمنت میر صادقی از معدود شاعران نیمایی بوده که کمتر خبر ساز بوده و بجای حضور پر رنگ در تیتر خبرهای جراید ادبی خلوت و سکوت دنیای خود را ترجیح می داده است و نه ساختارشکنی های فروغ فرخزاد را داشت و نه مثل مرحوم  سیمین بهبهانی یکی از بازوهای فعال جامعه روشن فکری بود.

تم غالب اکثر شعرهایی که از میمنت میر صادقی منتشر شده است یک اومانیسم خوش بینانه با ته مایه ای از آرمانگراییست .رویه ای که در بیشتر شعرهای این بانوی باوقار شعر فارسی استمرار دارد و گذشت زمان و تغییر ذائقه مخاطبان که حتی شاعران مشهور تر و به اصطلاح موج ساز را تحت تاثیر خود قرار داده در شعر میمنت میر صادقی کمتر صاحب نفوذ بوده است.میر صادقی ، تقلید و تظاهر نمی کند و متاعی  را که خودش به آن باور دارد و می پسندد در معرض نظر قرار می دهد و همین صداقت و باور به کار خود به حضور او در صحنه ادبیات معاصر وقار بیشتری می دهد.

اگر هنوز رگه هایی از معنا گرایی و ارمانگرایی در شعر میر صادقی دیده می شود به این خاطر است که شاعر نخواسته است به  خاطر همرنگ شدن با جماعت و پسند مخاطب از مواضع و اصولی که دارد عدول کند.او باغبان باغچه ای کوچک ولی با صفاست که صمیمانه دست مخاطب را می گیرد و در زوایای باغ  ادراکات و مکاشفاتش می گرداند و گردش در این دنیای صمیمی و صادق خواه ناخواه برای هر مخاطبی رضایت بخش خواهد بود.میر صادقی در همین زندگی روزمره و ملال آور لحظه هایی کشف می کند که برای مای بی تفاوت که بارها شاهدش بودیم تازگی دارد و نظر ما را به خود جلب می کندمثل شعر زیر:

ناگهان سرود آشنای رودخانه ای

از میان پیچ پیچ کوجه ها ترا

سوی دشتهای باز بی حصار می کشد

لحظه ای درنگ می کنی

بانگ دلگشای رودخانه ها کجا و کوچه های تنگ و بی نوای شهر ما کجا؟

آه

آبشار شاد و بی خیال های و هوی کودکان

زان سوی حصار پر ملال مدرسه

با همه سادگی شعر و پرهیز از تصویر سازی و بازی متکلفانه با تکنیک ، این شعر با  درخشان ترین شعر های مدرن پهلو می زند.در کمترین کلمات با استفاده از کلید واژه آبشار و یک توهم صوتی دو مقوله و دو دنیای متفاوت را با هم روبرو می کند و ضمن پرهیز از پر گویی در همان سطر آه چه حرفها را که با سطور سفید نانوشته با تو نمی زند.

میر صادقی در عین پرهیز از تصویر سازی های کلیشه ای و قطب بندی های نمادین و جستجوی آفاقی تازه تر در گیر بازی های فرمالیستی نمی شود و تصویر و تکنیک در شعر های او چنان نا محسوس و بی تکلف مورد استفاده قرار می گیرد که گویا بطور اتفاقی و بنا به نحو طبیعی کلام خلق شده است:

 

نور در شعله آویخته از سقف فرو می میرد

سایه  می سازد گرد تو حصار

 

یا :

می گوید آه شب چه درازست

آنگاه در کشاله خمیازه ای

چشمان خسته اش را می مالد

یا :

کی کفشهایتان

چیزی بجز غبار

یا قیر ریز داغ خیابان

خواهد بود

یکی از تکنیکهای مورد علاقه میر صادقی تعلیق یا سوسپانس است که ضمن ایجاد نوعی ابهام و عمق شعرهای عمدتا  توصیفی شاعر را از یک نواختی در می آورد:

 

تیک تاک تیک تاک

نبض تند ساعت تپنده زمان

روی پایه بلند قامت زن جوان

 

یا

دامن دریده خسته شکسته

در خاک و گل نشسته

دیشب چه کرد با تو تگرگ ای برگ

میر صادقی بر خلاف دیگر شاعران زن که بنا به مقتضیات طبعشان تمایل به جزئیات نگاری و تا حدی پرگویی دارند گزیده گوست و شاید دلیل تمایل شاعر به طرح همین علاقه او به ایجاز باشد:

باز پایی لغزید

خواب مرداب آشفت

یا

بادی رسید و برگی از گل ربود

شب خواب خواب بود

البته همین جزئیات نگاری مختص شاعران زن گاها به کمک میر صادقی می آید و قدرت شاعر در خلق یک تصویر تازه را دو چندان می کند:

گنجشک ها دیگر نمی خوانند

در لابلای برگهای ریخته با رنگ زرد مرگ

خاکستر سرد جسد هاشان

گوری غم انگیزست

میر صادقی شاعری آرمانگراست و و ارزشهایی را که به نظرش درست می آید با صراحت و بدون هیچ لفاظی بیان می کند:

کاش می شد یک روز

شعری از نان یا که

نانی از شعر فراهم آورد

و همه خلق خدا را یکجا

به سر سفره خود مهمان کرد

یا :

اندیشه آتشی ست که گرگان ا

از زاد و بوم انسان می راند

شاعر دنیایی بدور از ناراستی و زشتی می خواهد که غبار ملالی بر خاطر کسی ننشیند.هرچند در توصیف و تعریف این آرمانشهر از سطح فراتر نمی رود اما بیشتر از این نیز از شاعر انتظار نمی رود که نسخه ای برای علاج درد های لاعلاج جامعه از اندیشه های کارل مارکس یا ماکس وبر و یا پوپر تجویز کند.اساسا حیطه شعر جای این قبیل نسخه پیچی ها و ارائه راهکار نیست.شاعر ذره بینی است که زشتی ها و زیبایی ها را دو چندان نشان می دهد تا خواننده گاهی با خود بیندیدشد که از این زاویه هم می توان به قضایا نگاه کرد.همین که تاثری انگیخته شود و ذهنی به چالش کشیده شود دلیل موفقیت شاعر در ارائه پیام خود است.

هرچند میر صادقی اصراری به نشان دادن زن بودن خود و داشتن نگاهی متفاوت در شعرهایش ندارد اما وسواس او در نگاشتن جزئیات ، فضای شعرش را زنانه کرده است و هر خواننده آگاه بدون دانستن نام سراینده جنسیت او را حدس می زند:

آنچه آنروز در آفاق تماشای تو باغی بود

خارزاری شد و در برکه چشم تو نشست

طرح آن قامت نیلوفر نازنده که تا نرده مهتابی بالا بالا می رفت

خط آشفته گنگی شد

بر خاک شکست

شعر مرحوم میر صادقی یکی از نمونه های فصیح و درخشان شعر نیمایی بود که هنوز تجربیات این شاعر صمیمی می تواندبرای مبتدیان نکته آموز باشد.

نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد 1396ساعت 18:41 توسط . نظرات (4)|

Design By : Night Melody