X
تبلیغات
رایتل

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی


هر وقت باد موهایم را


آشفته می کند

یاد تو می کنم

چون شانه طلایی من یادگار توست


با نوذر پرنگ یا همان تقی حاج آخوندی ۱۳۱۶-۱۳۸۵ از طریق  کتاب ارزنده از پنجره های زندگانی که توسط محمد عظیمی تالیف شده بود و حاوی مجموعه ای گزیده از آثار غزلسرایان معاصر بود آشنا شدم که البته با توجه به گرایش من به شعر نیمایی جندان نظرم را جلب نکرد.بعدها از طریق جناب جمشید علی زاده شاعر فاضل تبریز که کتاب فرصت درویشان را در اختیار من گذاشت با گوشه ای از توانایی های این شاعر محجوب و توانا آشنا شدم.

نوذر پرنگ به یقین بنده حقیر یکی از شخصیتهای بارز در غزل و شعر نیمایی بود که متاسفانه به جایگاهی که حقش بود نرسید و بدلیل جو آشفته بازاری  که کماکان بر فضای ادبیات معاصر حاکم است مورد فراموشی قرار گرفت.

مشخص شعرهای نوذر پرنگ تخیل قوی و تصویرسازی های تازه ایست که حکایت از استقلال زبانی شاعر دارد و کمتر شباهتی به شعر شاعران هم عصر شاعر دارد:


گیاهی خواب می بیند که در باد

پلنگی از درختی ناگه افتاد

فتاد اما به روی آهویی خرد

که سیل خون تمام دشت را برد 


آثاراولیه نوذر پرنگ ته مایه هایی از سبک هندی دارد که حتی مرحوم اخوان ثالث به آن اشاره می کند :


آرزو کی همنشینی با دل ما می کند

عاقل از همصحبت دیوانه پروا می کند

خصم را نوذر مراد از دست بوشی صلح نیست

تیر دارد چون کمان و قد خود تا می کند


نوذر پرنگ بعدها در عین حفظ هندسه غزل قدمایی سعی می کند تصویرهای امروزی را جایگزین تصویرهای مستعمل کند و همین به شعر او نوعی تشخص می دهد :



این قلم دیریست در جهل مرکب مانده است

کو ید بیضا و انگشت ورق گردان تو


شعرهای نیمایی نوذر مجال وسیعی برای تاخت و تاز توسن طبع این شاعر فراهم می کند و توانایی این شاعر بزرگوار را نشان می دهد:


آخرین بار که مجنون می رفت

شب ایوائی بود

شبی از سلسله ی شبهای سبز عتیق

-های مجنون برگرد

برگرد!



مجنون بر گشت

و نگاهش یک بار دیگر

پرده خیمه باران را بالا زد

و به اطلال زیبائی عالم نگریست

-هااای مجنون ...

ماه گلگون بلندش را

از تیرک سبز آخور صحرا وا کرد

و



در شب بادیه گم شد مجنون!


شعرهای نیمایی مرحوم نوذر از حیث استحکام کلام و فرم کم از کار شعرای تراز اول نیمایی ندارد اما با توجه به عدم حضور جدی شاعر در عرصه شعر نیمایی این زاویه از توانایی های این شاعر ارزنده مغفول مانده است.

به نظر بنده حقیر سبک و شیوه نوذر پرنگ و تجربه او در نگرش انتزاعی به محیط پیرامون قابل ادامه و امتداد است و هنوز رهروانی  علاقه مند می طلبد تا در این مسیر گام فرسایی کنند.مشکل شعر امروز ایجاد نوعی گسست بین مطالبات جامعه و مشغله ذهنی هنر مندان است.اگر در این بازار آشفته بساط معرکه گیران و چشمبندان رونق دارد دلیلش از یک سو عدم گیرایی جامعه است و از سویی دیگر بی رغبتی آفرینندگان ادبی به مطرح شدن که برایشان حکم پر طاووس را دارد.

نوشته شده در یکشنبه 21 آبان 1396ساعت 10:57 توسط . نظرات (1)|

Design By : Night Melody