دکتر #محسن_پورمختار میگوید (رک: t.me/mohsenpourmokhtar/49) که در دوران دانشجوییاش از چند تن از استادانش پرسیده که «اگر فرضاً قرار باشد برای یک سال در جزیرهای تنها باشید و فقط اجازۀ بردن دو کتاب را با خود داشته باشید، کدام دو کتاب را با خود خواهید برد؟» و پاسخها از این قرار بوده:
• #ایرج_افشار: «شاهنامه و دیوان حافظ.»
• #محمدعلی_اسلامی_ندوشن: «شاهنامه و دیوان حافظ.»
• #محمدرضا_شفیعی_کدکنی: «شاهنامه و مثنوی [معنوی] (دیوان حافظ را هم تقلّبی میبرم).»
• #تقی_پورنامداریان: «غزلیات شمس و دیوان حافظ.»
این پاسخها بسیار تأملبرانگیز است، اما نه صرفاً از بُعد مثبتشان، و البته میزان معرفتِ استادان را (توأمان بهتعبیر دقیق کلمه و کاربرد عامیانۀ آن) در حق فرهنگ ایرانزمین و زبان و ادب فارسی نشان میدهد.
شأن پرسنده و مقام پاسخگویی هم لابد در پاسخها بیتأثیر نبوده، اما مهم است که بدانیم این استادان، بعد از عمری کتابخوانی و کتاباندیشی، کدامها را انتخاب میکردهاند و میکنند.
بهلحاظ کمّی هم اینکه سه بار ذکر «شاهنامه» بهمیان آمده و چهار بار ذکر «دیوان حافظ» (اگرچه دومی در یک مورد، در نحو، قرین «تقلب» است که بیارتباط با «رند حافظ» هم نیست) بسیار مهم است، و وادارمان میکند بیندیشیم که لابد در این دو کتاب نکتهای هست که استادان اینهمه بر آنها تأکید میکنند.
از این هم میگذریم که هم «شاهنامۀ فردوسی» کتابی حجیم و سنگین است هم «مثنوی معنوی» هم «غزلیات شمس» و، وقتی بخواهیم تصور کنیم که شخصی بهنحیفیِ محمدرضا شفیعیکدکنیِ بسیار عزیز و فرزانه بخواهد «شاهنامه» و «مثنوی» ـــــلابد چاپهای معتبر هر دوـــــ را بردارد و یواشکی «دیوان حافظ» را هم با خود حمل کند، میبینیم قرار است متحمل چه مشقتی بشود!
طول و عرض و ارتفاعم از جمیع جهات آنقدرها نیست که بتوانم ذرهای در صداقت این استادان شک کنم یا به کتابهایی که نام بردهاند ایرادی ببندم، اما برای خودم جالب است که این وسط چرا کسی از کتابهای سعدی نامی نبرده، آن هم با آن تسلط بینظیرش بر زبان فارسی و ذهن و ضمیر مردم ایرانزمین و ظرایف و معارف بیحدوحصرش؛ یا چرا هیچکس به هیچ کتابی که بهفارسی نوشته نشده باشد اشارهای نکرده... راستش شگفتیها از این پاسخها، در کنار لذت از شنیدنشان، بسیار است.
حالا بیایید فرض کنیم سؤال این بوده: «اگر تو را در مقام آموزگار بخواهیم بفرستیم به جزیرهای دورافتاده تا در آنجا در طول یک سال ”ایرانی“ تربیت کنی و فقط دو کتاب اجازه داشته باشی با خودت ببری، آن دو کتاب کدامها خواهد بود؟» آنگاه درمییابیم که این استادان چه پیشفرضها و اندیشههایی در سر داشتهاند و دارند و چقدر نگرانِ از دست رفتنِ فرهنگِ ایرانیپرورِ این مرزوبوماند، و به خدای اول و آخر که بهترین پاسخ ازآنِ شفیعیکدکنی است که «میلبهتقلب» را هم، که ویژگی بسیار مهمِ «ایرانیِ تاریخی» است، در ضمنِ پاسخش ابراز کرده است!
#محسن_صلاحیراد
@mohsensalahirad