X
تبلیغات
زولا

اعلام می‌کنم/ مهدی عاطف‌راد

سه‌شنبه 28 فروردین 1397 بوسیله .

 من با تمام قدرت احساس سرکشم

اعلام می‌کنم

بی عشق زیستن به سیاهی مردن است

زیرا که آب زندگی است او و جان آن

روح و روان آن

و روشنایی‌اش که دل‌افروز است.

بی عشق زیستن

از فرط تشنگی

مانند شاخه‌ی گل سرخی عطش‌زده

پژمردن است

از فرط بینوایی و بدبختی

افسردن است.

حافظ چه خوش سروده و پرمغز

جان کلام هست در این بیت نغز او:

عاشق شو ار نه روزی

کار جهان سرآید

ناخوانده نقش مقصود

از کارگاه هستی

یعنی

بی عشق زیستن

آفاق بیکرانه‌ی بودن را

نادیدن است

و نقش خود را

در داستان زیستن

ناخواندن است و نفهمیدن

و نقد عمر را

بر باد دادن از سر نادانی‌ست

این را به من

در کوچه‌های تنگ و پر از پیچ جست‌وجو

مردی غریبه گفت

مردی که در صداش زلالی مهر بود

و در نگاه صاف سپهریش

آفاق دوردست نمایان بود.

یکبار هم زنی

با گیسوان نرمتر از بوسه‌ی نسیم

در امتداد راه رسیدن به همدلی

با من سخن از عشق پر از رمز و راز گفت

و قدرت و غرابت افسونگری عشق.

می‌گفت: "مادرم

از بس که عاشق پدرم بود

وقتی که مُرد از سرطان ریه شبی

آن مرد نازنین

خود را شبانه با بنزین

آتش زد و در آتش سوخت

از فرط عشق سرکش و سوزان

از سوزش جراحت حرمان."

 

غفلت برای چیست؟

برخیز و دل به عشق بده بی دمی قصور

شک را ز دل بران

زیرا که عمر آدم بس کوتاه

و دم غنیمت است

یا آن‌چنان که حافظ خوش‌خوان سروده است:

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.

 

برخیز و زندگانی بی‌مرگ و میر را

با عشق برگزین

بی عشق لحظه‌ای هم منشین

این را مبر ز یاد که بی عشق می‌شود

بی‌شک چراغ هستی ما خاموش

هرگز مکن فراموش

این شاه‌بیت حافظ شیرین کلام را:

هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده‌ی عالم دوام ما.





http://banvit.blogsky.com

@authorName

http://banvit.blogsky.com

http://banvit.blogsky.com

style="color:#03283c;text-align:center;font-size:18pt;font-weight: bold;padding:100 300 0 0;font-family:B Lotus;" @description نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog