X
تبلیغات
رایتل

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی



اسفند و کفش های گلینش را

بر آستان در

تنها به زور قرص 

باید قبول کرد


این عابر همیشه ملال انگیز

هر لنگه کفش روی هم افتاده اش

تاکید می کند که حضورش

قیلوله ای صغیر است

تجدید قدرتی که دوباره

از هیچ پر کند چمدانش را

با خود برد ملال گرانش را


اما از این حضور نصیب من

آشوب سهمگینیست

- آشوب خواستن نتوانستن -

بسیار پیش از این

گفتم مگر به نو شدن سال

من نیز نو شوم

اما دریغ و درد

آن شنبه های مبداء اصلاح

با عزم راسخی که مرا  از ازل نبود

موکول شد به هفته دیگر

موکول شد به ماهی دیگر

و سال کهنه شد ....


باید به دادخواهی از این سالهای پوچ

سنگین ترین محاکمه ها را بپا کنم

دعوت کنم ملامتیان را

وارستگان سود و زیان را

جرثقیل خواسته هایم را

آماده کرده ام

باید برای عبرت این عزم سست خویش 

از بین او و من 

او را فدا کنم !


 یک اسفند نود و شش

نوشته شده در جمعه 25 اسفند 1396ساعت 08:31 توسط . نظرات (1)|

Design By : Night Melody