سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

میلادشقایق / حسن اسدی


نفَس بادازآیینه ی زنگارسپهر

گَردظلمت می شُست

رنگ رخساره ی شاداب سحَر

ازشکوفاییِ میلاد، بشارت میداد


زلف لغزنده ی نور

ازسراشیبیِ آفاق به گلشن میریخت

پنجه ی نرم نسیم

ازبناگوش لطیف هرگل

               شبنمی می آویخت


مادرِخسته ی خاک

دردل بسترعشق

آخرین جرعه ی سرمستی را

درتب خلسه، به رگهای کبودش میریخت


سرو دلباخته‌درجنبشِِ گلزایی خاک

شاخه های طرب آلودش را

بافریباییِ قندیلِ غزل می آراست

بانگ شادی زلبِ بلبلکان برمیخاست


ناگهان

باشکوفایی گلبانگ سروش

گاهواری به شکوه ابدیت جنبید

شعله ی عاطفه رقصید

                 شقایق خندید

خنده ای کز نفَس عطرینش

دربلندای سپهرشاعر

یک گلستان گلِ اختررویید


اینک ایدوست زمان رادریاب

دوستی رادریاب

که زفرخندگی خرم میلادشقایق، دیری ست

آسمانِ" شبدیز"

چلچراغی دارد

که به ویران شدنِ قلعه ی شب،کوپالی ست

به گرانباری مشتِ خورشید!













نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد