-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
سهشنبه 24 شهریور 1405 20:03
نقشه آزادی /محمد رضا شفیعی کدکنی نقشه آزادی با نقطه، نقطه نقطه خون خون رهروان خون هزار مهسا خون بسی جوان این نقشه بر سراسر میهن در حال شکل گیری و گسترانگی می گسترد به هر سو در بیکرانگی این نقشه را شبانه به یکبار نتوان کشید و دید در طول سالیانش با خون توان کشید با خون نسل ها پررنگ و آشکار شود، در برابرت تا ناکجای هرگزی...
-
سرزمین هرز/ محمد رضا راثی پور
سهشنبه 24 شهریور 1405 15:31
در بسیاری از اسطوره ها و داستانهایی که سینه به سینه از نسل قبل در حافظه ما بجا مانده اشاره ای شده است به یوم تبلی السرایر که ثابت و سیار ، قرار از کف می دهد و به هم می آشوبد. مادر ، فرزندش را نمی شناسد و برادر به قتل برادر کمر می بیند. هر قلتشنی به ادعای نجات و منجی گری آشوب بر پا می کند وگروهی نادان تر از خودش را به...
-
گیج/ عبدالحمید ضیایی
سهشنبه 24 شهریور 1405 12:52
دلم خوش است و سرم گیجِ جادوی کلمات دوباره گم شدهام بیتو در جهانِ جهات صراطهای حقیقت، چقدر بسیارند! میان اینهمه منجی، کجاست راه نجات؟ اسیرِ وهمِ خدایانِ مُردهمان شدهایم طلوعِ صبحِ صفاتِ خودیم، یا شبِ ذات؟ حراجِمان مکن ای روزگار، بیش از این! سوار اسب نئینایم و سالکِ ظلُمات نبود فرق و فراقی میان عدل و ستم نبود...
-
هفتاد و هفت / حمید رضا حاج رستم بکلو
سهشنبه 24 شهریور 1405 12:52
@Ghazalkhanee هفتاد و هفت حاصل جمع دو بال و پر - هفتاد و هفت پر؟ - بله هفتاد و هفت پر! مثل دو تا کلاغ که از دور میرسند مثل دو تا کلاغ که پر میکشند بر- بالای هر چه شعر در دفتر من است و قار و قار و قار سرک میکشند در- ابیاتی از پنیر... و صابون... و هرچه نیز... انگشتر و کلید و اسناد معتبر. - هشتاد و هشت پر؟ - نه، دو...
-
طرح / هادی خوانساری
سهشنبه 24 شهریور 1405 12:52
@Ghazalkhanee به روی پردهی نقاش، طرح یک زن بود زنی پریچه که از جنس رنگ و روغن بود به روی پردهی نقاش، طرح دهکدهای کنار دهکده، یک ریل راه آهن بود و آنطرفتر از آن ریل، شاعری غمگین که غرق خواندن شعر و شراب خوردن بود و بشکههای شرابی که بار گاری شد رها میان درختان و کوی و برزن بود غروب بود و هوا گرم و خشک و وهمآلود...
-
اصرار / مریم صفری
سهشنبه 24 شهریور 1405 12:51
@Ghazalkhanee امشب برای ماندنم اصرار کن، شاید جانی که خردش کردهای قدری به رحم آید آری بگو دلتنگ من بودی، بگو هستی بگذار فکرم از قضاوتها بیاساید جان جوانم را در اندوهت هدر کردم من را فلک یک بار دیگر که نمیزاید خیلی شکستم از نبودنهات نذری کن شاید خدا قفل از دل پر کینه بگشاید از روزگارت از نبودنهام صحبت کن با این...
-
یادداشت های آلبر کامو / کانال معرفی کتاب
سهشنبه 24 شهریور 1405 12:48
سیاست و سرنوشت بشر به دست مردانی شکل میگیرد که نه آرمانی دارند و نه شأن و عظمتی! مردانی که شأن و عظمتی در درون خود دارند به سیاست نمیپردازند. وظیفهی ما اینک خلق انسانی جدید در میان خودمان است. ما باید مردان عمل را به مردان آرمانها تبدیل کنیم و شاعرانمان را به کاپیتانهای صنعت. تا به امروز مردم راهشان را یا ترک...
-
وصف /محمد جلیل مظفری
شنبه 14 شهریور 1405 05:24
باز سکوت از درِ پشتی شاید از روزنۀ پنجره آمد رفت نشست آن بالا روبروی آینه و گفت: هیچ کسی حق دخالت در این امور ندارد لکهای افتاد روی آینه و گفت: بشکند این آینه که عمرِ درازیست با تو سرِ سفرۀ سکوت نشستهست تکه تکه آینه از قاب فرو ریخت ولوله برپا شد و... پنجره وا شد نقش سکوت از در و دیوار پاک شد و باد رفت در آغوش داغ...
-
ترسالی بزرگ / سعید سلطانی طارمی
شنبه 14 شهریور 1405 05:22
ناگاه، باد بزرگ نعره زد: آب آمد. آبی زلال و پاک. جوباره های تشنه دویدند پیشباز باغ سیاه سوخته آماده باش داد ارواح ریشه های مرده از آن سوی مرزها برگشتند مردان به سوی مزرعه ها رفتند و کوزه های خشک عروسان را بردند چشمه سار. و روستا به هلهله افتاد: ترسالی بزرگ خوش آمد. باد بزرگ آمد و لغزید توی باغ و روی سربلندترین سرو...
-
اتوپیا / محمد رضا راثی پور
شنبه 14 شهریور 1405 05:22
این پینه ی لجوج که در دستم از مرهم و پماد اطاعت نمی برد مانع از این شدست که انگشتهای من خودکار را به کنترل خود بیاورد انگار هر نوشته ی من یک شکنجه ایست که روح زخم خورده ی من داده باز تاب اکسیر خواب یا که مدیتیشن بر اضطراب من ندهد مطلقا جواب دیکتاتوری که در دل من هست بسته کمر به ساختن یک اتوپیا سد کرده راه هر کس و گوید...
-
ای عشق / وترینر
چهارشنبه 11 شهریور 1405 12:31
. .Oh Love If you decide to come Come gently yet stay ــــــــ So that at that very first glance All the years of separation crumble away... آه ای عشق اگر قصد آمدن کردی آرام بیا اما عمیق بمان ــــــ چنانکه در همان نگاه اول تمامِ سالهای هجران از هم فرو بپاشند... ✍شعر و ترجمه: آقای دامپزشک / یوسف دفتری .
-
سرزمین من / آدونیس
جمعه 30 مرداد 1405 20:48
شهر خوابید و دروازه ها را بستند و خوابیدیم کجا؟ نه کلیدی که دری را باز کند نه چراغی که روشنش کند این سرزمینِ من است - آدونیس
-
پرپر/سیمین میر آفتاب
جمعه 30 مرداد 1405 10:04
دلم در سینه پرپر میزند، آه! میان ندبههای عاشقانه یکی در میزند، آه.....! **... #سیمین_میرآفتاب ╭━═━⊰
-
تب /زهرا باقری
جمعه 30 مرداد 1405 10:03
#ســهگــانـی تب کرده بود خورشید، باز آسمان چشمم ابری شد و نبارید. **... #زهرا_باقری ╭━═━⊰
-
تکه نبات /نزار قبانی / محمد حمادی
جمعه 30 مرداد 1405 09:49
حلمت بکِ أمس.. وکأنکِ قطعة سکر.. تذوبین.. تنصهرین.. فی فمی.. فی أضلعی.. وهل یوجد أحلى من السکر؟ حلمت بک أمس وکأنک غصن أخضر.. تتمایلین.. ترقصین.. وتنحنین.. على تضاریسی.. وهل یسعدنی أکثر من کونک غصن أخضر؟ حلمت بکِ أمس.. وکأنک قطعة مرمر.. تتکسرین.. وتتجمعین.. ثم إلى حطام بین ثنایای تتحولین.. وهل یحلم الإنسان بأکثر.. من...
-
جویبار شب / عبدالقادر مکاریا / نرگس قندیل زاده
جمعه 30 مرداد 1405 09:48
مذ أحببتک.. صار العالمُ أجملَ ممّا کان! الوردُ ینام على کتفی! والشّمس تدور على کفّی! و اللیلُ، جداول من ألحان ! ——————– از آن دم که دوستت داشتم.. جهان، از آنچه بود، زیباتر شد! گلها روی شانههایم به خواب میروند! خورشید بر کف دستانم میچرخد! و شب، جویبارهایی از نواهاست!
-
3/ سریا داودی حموله
پنجشنبه 29 مرداد 1405 18:48
از نام های بسیار تو یکی نمانده تا به ماه بگویم پیراهنم به سردسیر دلم به گرمسیر آیینه ای پشت سر ندارم کمی از آسمان جنوب برایم بفرست!
-
کارگاه باطل /دادو
پنجشنبه 29 مرداد 1405 18:39
..... رسوب کردن و فریز شدن برنامه های زندگی ، شروع پیری می باشد و شاید از همان دوران جوانی شروع بشود ، هر قدر زندگی و برنامه هایش شناور باشند ، سرزندگی و شادابی موج خواهد زد ؛ البته مشکلاتی هم دارد ولی نه آنقدر که احساس پیری و احساس افسردگی مشکل دارد !؟ اینکه ما قانونمند باشیم خیلی خوب است ولی این قانونمندی نباید...
-
با باد / محمد ابرغانی
پنجشنبه 29 مرداد 1405 18:25
شعری بخوان که با باد ورد زبان باغ و چمن باشد وز هق هق همیشه بلبل آرد حکایتی نو دیریست باغها را دست دراز جانب باران نیست چون داس مرگ هرچه که دست است بریده است بر شاخه هر شکوفه شکفته است پاییز برده است
-
خواب در بستر سرودههای نیما/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 28 مرداد 1405 21:45
نیما در سرودههایش بارها از خواب سخن گفته است- از خواب خودش و خوابهایش، از خواب آدمها و مرغهای سرودههایش و خوابهایشان، خوابهای خوب و بد، رؤیاها و کابوسهای دنیای عجیب و غریب ناهشیاری و رهایی از بیداری. چشمگیرترین سرودهی نیما با مایهی خواب، شعر «خواب زمستانی» اوست دربارهی خواب زمستانی مرغی تیزپرواز- خواب که در جهانی...
-
او، آنکه ترسناکترین است/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 28 مرداد 1405 21:34
من بارها به چشم خود از نزدیک او را که ترسناکترین است، دیدهام او را که دیدنش قلب تپنده را که پر از شور زندگیست خاموش میکند و دیدگان سنگدلش با آن نگاه سرد پر از تهدید جریان خون را مسدود میکند و هرچه آتش است درون اجاق دل با یک نگاه تیره پر از دود میکند. با ترس و لرز در چشمهای منجمد و سردسیرتش با آن نگاه خیرهی...
-
رساله پسا توتالیتریسم /واسلاو هاول/ کانال مخفی گاه
چهارشنبه 28 مرداد 1405 07:56
واتسلاف هاول در این اثر نظام پساتوتالیتر را نوعی از رژیم تمامیت خواه توصیف کرده است که از پایه و اساس با دیکتاتوری کلاسیک فاصله و با دریافت معمول از توتالیتریسم تمامیت خواهی تفاوت دارد. او ماهیت این نوع رژیم را شگفت انگیز می داند چون به اسم آزادی کارگران و انسانها آنها را به بردگی می گیرد و به نام دموکراسی انتخاباتی...
-
حکمت /کانال تلگرامی مخفیگاه
چهارشنبه 28 مرداد 1405 07:52
4 نقل است که چون وفات شبلی نزدیک رسید چشمش تیرگی گرفته بود خاکستر خواست و بر سر کرد و چندان بی قراری در وی پدید آمد که صفت نتوان کرد. گفتند این همه اضطراب چیست؟ گفت: از ابلیسم رشک می آید و آتش غیرت جانم میسوزد که من اینجا نشسته «او» چیزی از آن خود به کس دیگر دهد؛ وَ اِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ » [...
-
از دور /پاییز رحیمی
چهارشنبه 28 مرداد 1405 07:47
در شب خاموش تنهایی شانه هایت ناشکیبایند قله ها از دور زیبایند #پاییز رحیمی
-
گرگها /حمیدرضا شکارسری
چهارشنبه 28 مرداد 1405 07:45
چه گرگهای چاق و چله ای چه روستای خلوتی گلوی نادریده ای نمانده است
-
تکیده /سید علی میر افضلی
چهارشنبه 28 مرداد 1405 04:34
باد: سوگوار و دربدر ماه: شب به شب تکیده تر.
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
شنبه 24 مرداد 1405 09:01
آیه تاریک / فروغ فرخزاد همهی هستی ِ من آیهی تاریکیست که تو را در خود تکرارکنان به سحرگاه ِ شکفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد من در این آیه تو را آه کشیدم، آه من در این آیه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم زندگی شاید یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد زندگی شاید ریسمانیست که مردی با آن خود را...
-
راز اعتیاد و علاقه مندب به «فیس بوک» و تلگرام و ... چیست؟/ علی سرهنگی
شنبه 24 مرداد 1405 09:00
راز اعتیادو علتقه مندی به «فیس بوک» و شبکه های دیگر چیست؟ا آیا تا به حال شده گوشی تلفن همراه خود را بردارید تا ایمیل خود را چک کنید، اما بعد از چند دقیقه خود را می بینید که سر از فیس بوک یاواتس اپ و تلگرام درآورده اید و در حدود ده دقیقه یا بیشتر بدون این که متوجه شده باشید وقت خود را در آن سپری کرده اید؟ اگر پاسخ شما...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 23 مرداد 1405 14:23
سلام ای شبِ بیپیر در انتظار کدامین سوارِ نابلدی به ماه گفتهای اینجا در این حوالی کور از چراغ و آینه و آب خموش و خسته و غمگین به چله بنشیند. دلِ زمانه گرفته کسی نمیآید و چشمهامان جز سایههای هول و ولا در امتداد افق سوسویی نمیبیند. و دستهای کسی به خشکسال غریب هزار سالۀ باغ گلی نمیچیند. سکوت پشت سکوت است فریب پشتِ...
-
مظفری
جمعه 23 مرداد 1405 14:23
رسید نشست کنار سایۀ من به من نگاه نکرد و خیره شد به افق و نیمکت پر شد از شمیم موهایش تمام باغ دجار حواسپرتی شد به گوش سایۀ من چیزکی، چه میدانم؟ ترانهای، وردی به ناز و نجوا خواند بلند شد، و عزم رفتن کرد و ناگهان باد از دورها وزید و وزید و نیمکت خالی شد ز عطر موهایش از آن به بعد کسی سایۀ مرا هرگز ندید