-
نقش رنگ زرد در تابلوهای سرودهی نیما/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 آذر 1404 22:17
بین تمام رنگها، نیما یوشیج نسبت به رنگ زرد دلبستگی بیشتری داشت و این رنگ برایش افسونی ویژه داشت که شاید ریشه در اندوهها و افسوسها و حسرتهای او داشت. به جز رنگهای سفید و سیاه، در تابلوهای سرودهی نیما هیچ رنگی به اندازهی رنگ زرد حضور چشمگیر ندارد و این رنگ خاص، هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم، به صورت زرین و...
-
شروع فصل زمستان زندگیم/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 آذر 1404 22:13
پاییز عمر هم سپری شد و شد شروع فصل زمستان زندگیم فصلی پر از برودت افسوس سوزناک (افسوس بر جوانی بر باد رفتهام با آنهمه طراوت و شادابی و شور و شوق عشق بهارانه با آنهمه امید به بهروزی و آرزوی زندگی شاد و کامیار) فصلی پر از دریغ درونسوز و حسرت کبود فصل سترونی فصلی پر از ملال برای درخت لخت وجودم با شاخههای خشک تکیده...
-
غم چرا / نسیم محمد جانی
شنبه 29 آذر 1404 18:27
در چراغ ِ سینه، غول ِ ماجراست؛ ورد ِ خندهات کجاست؟ غم، اسیر ِ ما چراست؟ #نسیم_محمدجانی
-
اولین برف /پاییز رحیمی
شنبه 29 آذر 1404 18:26
گرچه کوتاه، مثل این حرف است، طعم شیرین مبهمی دارد؛ زندگی، حس اولین برف است. #پاییز_رحیمی
-
به یلدا /محمد ابرغانی
شنبه 29 آذر 1404 18:22
به یلدا گفته بودم تا نیایدباز دگر ذوقی نمانده بین این مردم که با عنوان چله گرد هم آیند کنارسفره هاشان پشمک و حلوا که تلخ و سخت جانکاهست این ایام لبی خندان نمی یابی دلی شادان نمی بینی کدامین فال حافظ می دمد بر پیکر سردت امید و شور کدامین معجزه بر شام تارت می فشاند نور
-
یلدا /محمد جلیل مظفری
شنبه 29 آذر 1404 18:09
یلدا موهای توست که هرچه انگشتهای من در پیچ و تابِ آن جان میکنند راهی به سوی صبح نمییابند یلدا چشمانِ توست که همقسم شدند تا من به مرزهای ویرانی خودم نرسم تا ملتقای ظلمتِ آیینهوارِ خویش نمیخوابند.
-
جز دشمن /محمد رضا راثی پور
جمعه 28 آذر 1404 15:05
فقط آن زخم جگر دوز نشانت بدهد که کجای زره جنگی تو ایمن نیست یعنی آیینه ی ایراد نمای خود را بین یاران نتوان جست که جز دشمن نیست !
-
هنوز برگ، سوارِ حرفِ اولِ باد است / کوروش آقامجیدی
چهارشنبه 26 آذر 1404 21:52
(به بهانه ی انتشار همزمان چهار دفتر شعر از سعید سلطانی طارمی) سعید سلطانی طارمی اخیرا چهار مجموعه ی جدید شعر خود را، به نام های به جای هر حرفی شعر ، آب تشنه بود ، خاطره های ازلی و ترجمه ی شعر هایی که خواب دیده ام ، توسط نشر دانیار چاپ و روانه بازار کرده است. به او تبریک می گویم و شجاعت و شهامتش را برای چاپ و انتشار...
-
آتشی هنوز جوان بود / حافظ موسوی –
چهارشنبه 26 آذر 1404 16:10
۲۹ آبانِ امسال دوازده سال از درگذشت منوچهر آتشی می گذرد . من در این دوازده سال بارها و بارها به یاد او بوده ام و شعرهایش را هربار به مناسبتی مرور کرده ام . جامعه ی ادبی ما هم در این دوازده سال از او غافل نبوده است و با برگزاری ده ها مراسم یادبود و انتشار ویژه نامه ها و یادنامه های متعدد یاد و خاطره ی او را گرامی داشته...
-
درباب نوشتن /علی رضا رهسپار
چهارشنبه 26 آذر 1404 16:05
در باب نوشتن نوشتن. کاری که ما در مدرسه شروع اش کردیم. همیشه هم از ان کار متنفر بودیم. شاید یکی از دلایل ان نداشتن ایده برای نوشتن بوده. یا از روی تنبلی نمی خواستیم بنویسیم. اما اگر به ان علاقه نشان دهیم می بینیم که نه تنها این کار بد نیست بلکه لذت بخش هم هست. مخصوصا اگر ایده ای برای نوشتن داشته باشیم. اگر هم نداریم...
-
یلدا/ سعید سلطانی طارمی
دوشنبه 24 آذر 1404 12:01
شهر شادمان انار می خرد کوچه هندوانه انتخاب میکند مرد و زن با خریدهای خوشمزه به خانه میروند شوق روشنی که طعم قرمز انار میدهد در فضای شهر می وزد از دهان او هوای یک سرود تازه پخش میشود قصهای که شهر را به دیدن طلوع میبرد در تمام طول شب «زمان» درد می کشد و نعرههای گنگ می زند درد جنگ پیش رو درد خشکسالی بزرگ درد...
-
کوتاه /محمد علی شاکری یکتا
شنبه 22 آذر 1404 18:44
این کوچه ها پلاک ندارند اما برسردرِ قدیمی قدیمی یک خانه نامی نوشته است که روزگار عاشق باران هم پاکش نمی کند. پیدا شدم بعد از هزار فصل غباری. رنگین کمان دوباره مرا دید.
-
تنها / سید علی میر افضلی
شنبه 22 آذر 1404 16:33
خطی بجاست در وسط برف رودی رهاست خسته و تنها.
-
گلچین گیلانی /ویکی پدیا
سهشنبه 18 آذر 1404 14:53
سید مجدالدین میرفخرایی ، متخلص به گلچین گیلانی ، (۱۱ دی ۱۲۸۸ در سبزه میدان رشت - ۲۹ آذر ۱۳۵۱ در لندن ) از سرایندگان شعر نو به فارسی است. مشهورترین اثر او، شعر « باز باران با ترانه » است. زندگی و فعالیت گلچین گیلانی در ۱۱ دی ۱۲۸۸ در محله سبزهمیدان رشت به دنیا آمد. پدرش، سید مهدی میرفخرایی، زادهٔ تفرش و مدتی فرماندار...
-
نگاهی به کتاب ابریشم نوشتۀ الساندرو باریکو / آرش خراشادی
سهشنبه 18 آذر 1404 14:44
ابریشم الساندرو باریکو / آرش خراشادی نگاهی به کتاب ابریشم نوشتۀ الساندرو باریکو / آرش خراشادی در: مارس 17, 2022 چاپ ایمیل یاددشتی دربارۀ کتاب ابریشم نوشتۀ الساندرو باریکّو آرش خراشادی ۱. «و بعد از چند لحظه دید که او از راه رسید. آن مردی که در آن سرزمین همه برای او میزیستند، همچنان در حبابی از تهی جابهجا میشد....
-
محمد مختاری و فرهنگِ بیچرا / احمد ابو الفتحی
سهشنبه 18 آذر 1404 14:43
ادبیات اقلیت ـ احمد ابوالفتحی: محمد مختاری در جستاری با نامِ «دفع و نفی روشنفکران» که دو سال پیش از قتلش در کتاب تمرین مدارا منتشر شده است به مسئلۀ «تحقیر و تقبیح روشنفکران در جامعه» میپردازد. او کارویژۀ روشنفکر را «تفکرِ انتقادی» میداند و میگوید ریشههای نابردباری در برابرِ اینگونه از تفکر را باید در «فرهنگ...
-
سرگذشت پرفراز و نشیب یک کتاب؛ نگاهی به کتاب جهان چگونه مدرن شد؟/ محمد علی حسنلو
سهشنبه 18 آذر 1404 14:37
ادبیات اقلیت ـ سرگذشت پرفراز و نشیب یک کتاب؛ نگاهی به کتاب جهان چگونه مدرن شد؟ / یادداشتی از محمدعلی حسنلو: در خریدن هر کتابی قصهای وجود دارد. قصهای که میتواند ناشی از شناخت و اطلاعات قبلی و یا انتخابی تصادفی باشد. قصۀ تصمیم من برای خریدِ کتابِ جهان چگونه مدرن شد؟ به دو سالِ پیش بازمیگردد. دو چیز در برخوردِ نخستی...
-
خنده / زانا خلیل / زانا کردستانی
سهشنبه 18 آذر 1404 14:35
همیشە در وجود هر خندەای، گریەای لال، پوزخند میزند همیشە در وجود هر گریەای، قهقهای ساکت، پوزخند میزند همیشە در وجود هر سیاهی، درخششی میدرخشد و لبخند میزند همیشە در وجود هر خوشبینی، یک بدبینی پوزخند میزند همیشە در اعماق وجودت، زندگیی هست، که مرگ را بە سخرە میگیرد لیکن همیشە در اعماق وجودت، مرگی جا خوش کرده است،...
-
بررسی داستان «پوزئیدون» نویسنده «فرانتس کافکا»؛ مترجم «حسین یعقوبی» / «ریتا محمدی»
سهشنبه 18 آذر 1404 14:33
پوزئیدون پشت میزکارش نشسته بود وسرگرم کلنجاررفتن با اعداد و ارقام بود. اداره کل آبهای جهان کاری سنگین وتمام نشدنی را به او محول کرده بود. البته نیروهای زیادی زیردستش کارمی کردند. بالا دستیها برای تسهیل اموراز دادن نیرو مضایقه نداشتند، اما این نیروها چندان کمکی به او نمیکردند چون بخاطر وسواسی که داشت، تمام حساب...
-
گل آشنایی /احمد محب دراناس/آیدا مجید آبادی
سهشنبه 18 آذر 1404 14:32
از پنجرهی سبزت، گلی به سویم پرتاب کن، تا روشنایی، قلبم را از درون پر کند. بر درت آمدم، چونان فصلی نو با نگاهی ابری و گیسوانی شبنماندود. تو چون گلی باز، برگ به برگ و من با عشق، برایت بهار و ترانه آوردهام از جادههای غبارآلود دیاری دور. لرزش باوقار و شفاف قطرهها ساقههای خمیده از بار خوشههای گل عطرهای جاری از...
-
کرامت ! / کوروش آقامجیدی
شنبه 15 آذر 1404 17:22
هی صبر، هی تعلل، هی دست دست، لابد سامانه های بارشی پاییز می آمدند. پس، زیر لعاب و ژستِ کرامت بر پاییِ دوگانه ی استسقا را به ابرهای یائسه فرمودند: باران! اما مضحک که ابرها باران شدند و خود را در منتهی الیه پلیدِ بلاد کفر باریدند. آه! آن بقعه که شفا ندهد، کور می کند تهران هنوز هم با خاک و خاکستر همبستر است....
-
یک جامعه چگونه سقوط می کند / احسان محمدی
چهارشنبه 12 آذر 1404 07:28
جوامع به سادگی نابود می شوند کانه موریانه ای که به آرامی پایه های یک ساختمان را از درون می خورد و پوک می کند وقتی پول و پارتی به قانون بیلاخ نشان می دهد .ضعیف تر ها در تار عنکبوت قانون و مقررات گیر می کنند اما قوی تر ها آش را با جاش می برند وقتی هر قاتل و چاقو کش و خائن به وطنی ، به صرف اینکه توسط حکومت مجازات می شود...
-
زخمهای خزان تازندهی جانگزا/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 29 آبان 1404 21:59
خزان خشکخوی برگریز یأسبار باز تاخت به سوی قلب من پر از شرارتی که کینهتوز بود و با قساوتی غریب و هولناک تمام برگهای سبز تکدرخت پرطراوت امیدهای نوشکفتهی مرا در آن هجوم ناگهانی ستمگرانهاش که ریشهسوز بود چه ظالمانه خشک کرد! و با خشونتی که هم عجیب بود و هم مهیب، کند و ریخت بر زمین و دادشان به باد سپردشان به دستهای...
-
نیما و پاییز/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 29 آبان 1404 21:58
فصلهای سال بازتاب چشمگیری در سرودههای نیما یوشیج ندارند، با این وجود نشانههایی از آنها در بعضی از سرودههای او میتوان یافت، از جمله نشانههایی از فصل پاییز یا خزان با بادهای گزنده و شاخههای خشک و برگهای زرد و هوای سرد. نیما در سرودهی زیبایی دربارهی خودش، به نام «نیما»، خود را پروانهی مهجوری معرفی کرده که از فصل...
-
وسع / محمد رضا راثی پور
شنبه 24 آبان 1404 20:04
وسعم اگر می رسید از سر ایوان سوی هرآنجا که شعله های خصومت اشک بیارد به چشمها کفترهایی پیامشان همه زیتون راهی می کردم وسعم اگر می رسید جای گلوله بر دل مجروح هر که هست مرهم بودم اما دردا غیر نظاره به دود های عداوت غیر سرشکی به چشم هیچ ندارم تا بفرستم به این شراره پر خشم
-
بار / محمد ابرغانی
شنبه 24 آبان 1404 15:55
باری گذاشتند به دوشم نتوانم کشیدنش ابریق شوکرانم دادند نتوانم چشیدنش من آن پرومته ام که به زنجیر بسته اند آزاد می پریدم از این پیش بال مرا ز خشم و عداوت شکسته اند
-
ترسالی بزرگ / سعید سلطانی طارمی
جمعه 23 آبان 1404 08:31
ناگاه، باد بزرگ نعره زد: آب آمد. آبی زلال و پاک. جوباره های تشنه دویدند پیشباز باغ سیاه سوخته آماده باش داد ارواح ریشه های مرده از آن سوی مرزها برگشتند مردان به سوی مزرعه ها رفتند و کوزه های خشک عروسان را بردند چشمه سار. و روستا به هلهله افتاد: ترسالی بزرگ خوش آمد. باد بزرگ آمد و لغزید توی باغ و روی سربلندترین سرو...
-
غبار / محمد علی شاکری یکتا
پنجشنبه 22 آبان 1404 16:10
دستی به روزهای من بکش ای یار گرد وغبار این همه تنهایی خورشید صبحگاه مرا پوشانده است.
-
هایکوی منظوم /سید علی میر افضلی
جمعه 16 آبان 1404 16:11
در گوشه باغ توپ باران خورده چون خاطرهای از نفس افتاده _ رها.
-
ناظران سختگیر / محمد رضا راثی پور
پنجشنبه 15 آبان 1404 20:41
همه ما چیزی بیشتر از کتابهایی که خوانده ایم و همکاران و همخونهای خود نیستیم .ذره ذره وجود ما در رد پاها و آثاری که از خود بجا می گذاریم تجلی می کندایده ها و آرزوهای ما بیگانه با بستری نیست که در آن پرورش یافته ایم .اگر باغبان یک آدم کاهل و سهل انگار باشد لاجرم درختهایی که می پرورد کم ارتفاع و کم بار و برگ خواهد بودبر...