-
قصه /امیر دادویی
پنجشنبه 12 تیر 1404 13:46
در پهنه ی این بوم و بر تفتیده سرچشمهی مهر و دوستی خشکیده این قصهی شهریست که دیریست، دریغ از بارش باران سخنی نشنیده. دادویی
-
نور تمدن / محمد رضا راثی پور
پنجشنبه 12 تیر 1404 13:44
سنگی به سنگی خورد و برقی اتفاقی کانونی از آتش شد و از سنگچینش سیاله ای کوچک جدا کرد و راویان این گونه حک کردند بر دیواره ی غار این ابتدای عصر مفرغ بود و آتش و تابش نور تمدن آهن به آهن خورد و از پرتابه ی خشم هم برج و هم سرباز و هم باروفروریخت از منجنیق بی توقف لرزید بر خود شهر مغضوب دریایی از خون در هم آمیخت شاید...
-
بی دفاع / کوروش آقا مجیدی
پنجشنبه 12 تیر 1404 13:44
بی دفاع ، مثل قلعه ای که در محاصرهَ ست . تلخ و سخت ، مثل ناگزیریِ وداع ، مثل وحشتِ سقوط از ارتفاع ، آه ای وطن چه بر تو رفته است ؟!
-
سه گانه جنگ / سید مرتضی معراجی
پنجشنبه 12 تیر 1404 13:44
۱ باور کنید بارور بود و آبستن این آسمان حوادث وقتی که گرگهای گرسنه دندانهای نیششان را نشان می دهند و چنگالهایشان می خارد باید منتظر دریدن بره ها بود منتظر باریدن خون باید ببارد جایی این انبارهای باروت وگرنه چرا پر شده اند؟ بازار بازی نیست بساز و در ویترین بگذار نیاز زوزه کشان پیدایش می شود و بره های دریده شکم گرگهای...
-
ایران / سعید سلطانی طارمی
پنجشنبه 12 تیر 1404 13:43
در غم جانباحتگان جنگ دوازده روزه ایران تهمینهوار مضطرب و گریان پشت تمام پنجرههایش نشسهاست و راههای دور اساطیری را میپاید. او خواب دیدهاست باد بدی به پنجرهاش میکوبد و چشمهای منتظرش را سرکوب می کند و رود نازکی که از دل دریاها می آید یک لخته خون روشن لغزان است. که چشم های زاگرس را از سایهها نشانه گرفته. و باد...
-
کوشش / محمد رضا راثی پور
پنجشنبه 12 تیر 1404 13:43
همه ی کوششم آن بود که از جا بکنم میله های سمج روزنه ی زندان را گو تمسخر بکنندم هر آن از پس پلک تزلزل همه ی همبندان ! دست می فرسودم و وجب تا به وجب می گشتم سطح دیواره ی این محبس را متوهم بودم که دری هست نهان در ظلمات تا به سرچشمه ی جادوی حیات تا دیاری که در آرامش ساحل هایش پریان دریا ایمن از قایق ماهی گیران خرمن گیسوی...
-
جنگ / محمد ابرغانی
یکشنبه 25 خرداد 1404 16:02
می خواستم ز جنگ بگویم دیدم که جای واژه خون می چکد ز دندانهایم دیدم که صوت ازک من ناگاه تبدیل شد به زوزه گرگی یک لحظه آن شمایل معصومم از چارچوب آینه شد محو پرسیدم از ضمیر دل خویش آیا که جنگ قدرت ان د ارد کز یک بشر بسازد خون آشام گفتا اگر نه این بود تاریخ می نوشت قابیل بهر بهره ز یک زن سنگی گران به فرق برادر کوفت
-
گل تاج / یانیس ریتسوس / فریدون فریاد
یکشنبه 25 خرداد 1404 15:54
چهرهات در برگها نهان بود برگها را یکان یکان چیدم تا به کنارت بیایم آخرین برگ را که چیدم، رفته بودی. آنگاه از برگهای چیدهشده گلتاجی بافتم. کسی را نداشتم تا به او بدهم آن را بر تارک خود آویختمش
-
نور تمدن / محمد رضا راثی پور
یکشنبه 25 خرداد 1404 15:38
سنگی به سنگی خورد و برقی اتفاقی کانونی از آتش شد و از سنگچینش سیاله ای کوچک جدا کرد و راویان این گونه حک کردند بر دیواره ی غار این ابتدای عصر مفرغ بود و آتش و تابش نور تمدن آهن به آهن خورد و از پرتابه ی خشم هم برج و هم سرباز و هم باروفروریخت از منجنیق بی توقف لرزید بر خود شهر مغضوب دریایی از خون در هم آمیخت شاید...
-
مستی / علی سرهنگی
یکشنبه 25 خرداد 1404 14:52
نمی چرخی دلا امشب نمی چرخی .... خدا و گفت وگو ی عشق و میز و باده ی خالی ... نگاهت خسته ی خسته خم خواب خرابی ها بیا در این فراقی انتظارم شو ؛ تو ای آب گس کوزه ! خوشا مستی و میل پرسه در نعره .. ... شعاع کوچک مهتاب و آب و خواب کنون دیگر درآی از کنج خاموشی و تیغ نور را درکش هلا ای پرچم پائیزی آتش !
-
صفرند یا سیزده / ضیا موحد
شنبه 24 خرداد 1404 19:39
در شهر ما دهی ست که هرگز این شهر را به رسمیت نشناخته است و شهریان در طی قرنها بیش از هزار بار لشگرکشی به این ده کرده اند بی فایده یک بار بادهای مخالف یک بار رعد و صاعقه یک بار ترس لشگریان و این اواخر وقتی که فتح ده کامل مینمود ناگاه یک زمین لرزه هر جای شهر را به جز این ده ویران کرد یک بار نیز وقتی که ده محاصره اش هیچ...
-
سیاست، فرهنگ، هدفمندی / سعید عبداللهی
جمعه 23 خرداد 1404 14:59
* از رفت و آمدهای سیاسی میان روزانههایی که سرنوشتمان را میدانهای سیاست و تبادل و تعادلهای آن تعیین میکند، گریزی نداریم. چشممان را هم که بهروی سیاست ببندیم، سرمان را که زیر برف کنیم تا سیاست را نبینیم، خودمان را فریفته و از واقعیت گریختهایم. این یک وجه اجتنابناپذیر در زندگی اجتماعی و مشترکمان است و حرفی جدید...
-
نادر نادرپور، نمایندهٔ شعرِ رمانتیکِ ایرانی / دکتراحمدرضابهرامپورعمران
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:29
به مناسبت زادروز نادرنادپور رمانتیک و رمانتیسم، بهخصوص در دهههای چهل و پنجاه، چماقی پرکاربرد بود در دستانِ نحلههای ادبیِ جامعهگرا (بهخصوص چپگرا) برای کوبیدن بر سرِ هرآن شعری که رنگی از فردیّت و بویی از احساسات و عواطف داشت. حالآنکه این مکتب در غرب جریانی عظیم بود و برخوردار از پشتوانهٔ عمیقِ اندیشهٔ فلسفی و...
-
اندوختههایمان را ترمیم و تکمیل کنیم راه دشواری در پیش است / م .روانشید
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:28
در یک دورهای هیتلر توانست با اتکا به پول و قدرت و رسانههایی که در اختیار داشت و تبلیغاتِ شبانهروزی و گسترده، از ملتِ آلمان یک ملتِ «نازی» بسازد. فرهنگ و اخلاق را آنگونه که خود خواست آرامآرام تغییر داد بهطوری که بعد از هیتلر، سالها طول کشید تا آن تفکر و اندیشه و فرهنگ و اخلاقِ تحریف و بازسازی شده، اصلاح و به...
-
الو / لاادری
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:27
الو سلام معذرت کجاست ؟ منزل خداست؟ منم همان مزاحمی که اتفاقا آشناست هزاربار دلم گرفته این شماره را ولی چرا هنوز پشت خط در انتظار یک صداست؟
-
لحظه ها / پابلو نرودا
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:23
لحظه هایی هستن که هستیم.... چه تنها ،چه در جمع ... اما با خودمان نیستیم... انگار روحمان میرود ،همان جایی که می خواهد.... بی صدا ،بی هیاهو همان لحظه هایی که .... راننده آژانس می گوید :رسیدین! فروشنده میگوید :باقی پولتان را نمی خواهید؟ راننده تاکسی می گوید:صدای بوق را نمیشنوی ؟! ومادر صدا میکند:حواست کجاست؟! ساعت هایی...
-
بوی سیگار / احمد شادلو
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:23
ﺑﻮﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺁﻣﺪ … ﺑﺎﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ … ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﭘﺪﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ؟ ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﺩﻟﺶ … ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﻪ ﯾﮏ ﻃﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﻡ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭ ﻏﺮﻭﺭﺵ ﻣﺪﻓﻮﻥ … ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻋﺪﻝ ﮐﺠﺎﺳﺖ … ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﺰﻩ ﻓﻘﺮ ﻓﻘﻂ ﻭﺳﻂ ﺳﻔﺮﻩ ﻣﺎﺳﺖ؟ ﻭﭼﺮﺍ ﻭ ﭼﺮﺍﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ!!! ﺩﻝ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺯﺍﻧﻮﯼ ﭘﺪﺭ … ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ … ﮐﻪ...
-
سوء ظن / تی اس الیوت
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:22
اگر شاعری، شنوندگان زیاد در مدتی کوتاه به دست آورد، این وضعیت قابلِ سوءظن است، چرا که به مردم آنچه را که قبلا به آن عادت کرده اند، داده است. #تی_اس_الیوت
-
اشک / ریتا غراهام / محمد حمادی
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:21
الدمعة التى على خدِّ اللیل قلبُ امرأةٍ أکلَ النهار أحلامَها. اشکِ نشسته بر گونهی شب دلِ زنیست که روز، رؤیاهایش را خورده است. ✍ #ریتا_غراهام [سوریه] ✍برگردان: #محمد_حمادی |
-
ای همگام /سید مرتضی معراجی
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:20
مرگ ای همگام ای نزدیکتر از هرکس و هر چیز من نمی پرسم بعد از این وحشت مأمنی آیا غیر آغوش تو ما را هست اما ای وجود زندگانی بی تو یعنی هیچ با تو یعنی پوچ بعد از این پوچی هیچ آیا هست ؟ ۱۳۷۰/۸/۱۹ از کتاب « زین آتش نهفته ... » #سیدمرتضی_معراجی @walehane
-
باختن /مجید مبلغ ناصری
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:19
دیگر ندارم بعد از این چیزی برای باختن از بس هوای عاشقی ها شد هوای باختن انگیزه در من مرده و باید که از خود بگذرم شاید که باشد سرنوشت من سزای باختن رفتی سفر من هم بدنبال تو با این فرق که تو منهتای اوج و من تا انتهای باختن آتش بپا کردی رفیقا،دستخوش من ماندم و هر لحظه را از دوریت با های های باختن در صحنه ی بازی همدستی...
-
سه پرسش در باب شعر/ مزدک پنجهای
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:18
آیا هنگام سرایش شعر همه آنچه در ذهن شاعر است، به نگارش در میآید؟ آیا آنچه در ذهن شاعر است، زیباست یا آنچه تبدیل به متن شده است؟ کدام یک اهمیت دارد؟ اصولین معتقدند، لفظ از وضع پدید میآید. در واقع دلالت وضع بر معنا، دلالت وضعی است. پس بین لفظ، وضع و معنا ارتباط عمیقی وجود دارد. وضع هم به صورت عمل نوشتار است هم به صورت...
-
نه گفتگویی .../ سید مرتضی معراجی
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:18
........................؛ نه گفتگویی نه های و هویی نه حرفهای گرمِ عاشقانه ای شان برای سیل ِ گریه نه بهانه ای شان ز دوردست آسمان به هم رسیدند چرا خدای من بگو به بُغضی انبوه چه شد که هر دو سر به زیر پر کشیدند و گریه کردند غریب و بی صدا و یکریز دو ابر از دو سوی آسمانِ دیشب به روی باغ زرد پاییز (س.م.معراجی)
-
کنار تو / مرتضی دلاوری
سهشنبه 13 خرداد 1404 14:48
تو خندیدی و صداهای توی سرم، گم شدند تو تابیدی و علف هرزها کرت گندم شدند کنار تو انواع بودن کنار تو وضع زمان فرق دارد کنار تو گندابها، برکه های معطر زمین بارورتر درختان تناورترند تو میخوانی و غزلهای تاریک، کم میشوند تو میرقصی و قوانین فیزیک، خم میشوند کنار تو اندوه بندر به تاب آوری میرسد کنار تو احوال پرسی ترانه ست...
-
علیرغم / سید علی میر فضلی
سهشنبه 13 خرداد 1404 14:47
جهان را بگو که ما ایستادیم علی رغم اندوه سپیدار و باران من وکوه.
-
نیما و ما /سعید سلطانی طارمی
پنجشنبه 8 خرداد 1404 04:33
در چنین وحشت نما پاییز کارغوان از بیم هرگز گل نیاوردن در فراق رفتهی امیدهایش خسته میماند میشکافد او بهار خندهی امید را ز امید؛ و اندرو گل میدواند.... [پادشاه فتح] نیما و ما سعید سلطانی طارمی نیما برای نسل شما چگونه شاعری بود و شما به او چگونه نگاه میکردید؟ برای این پرسش یک پاسخ کلیشهای وجود دارد که اولین بار...
-
از سوگ تا سرود / محسن صلاحی راد
سهشنبه 6 خرداد 1404 16:33
گاهی از سوگ تا سرود فقط دو گام گاهی فقط دو نت و گاه هیچ یک نه و ناگاه... انگار سالهاست گذشته ست انگار... «نه، نه انگار برگرد تا ببینی آنجاست ،زخمی ،خراب خواب زده، خسته، چشم بسته با حسرتش نشستی در پای سنگها.... از ماه و از زمزد و مرمر گرفته تا زرنیخ و سنگ پا) ناگاه... «با خود آی...» وز سنگها کناره بگیری ... از سنگ...
-
سبک باران / مرتضی جوان
سهشنبه 6 خرداد 1404 16:26
غزلی بسازم امشب غزلی به سبک باران همه محتوای او آب به ردیف آبشاران غزلی که مصرع هایش، همگی زلال باشد برسد به حلق تشنه به مثال چشمه ساران غزلی که شام مطلق به هوای آشیانش به چه شوق یک پرنده بپرد به شاخساران چکنم که آه اینک همه جا تموز پهن است چکنم که کس ندارد خبری ز ریشه زاران همه جا عبور ،نامرد دل آسمان پر از گرد چه...
-
خط کشی / محمد علی شاکری یکتا
سهشنبه 6 خرداد 1404 16:24
خطی کشیده ام که ببینی در شهر عاشقان بی چتر و بی کلاه روح نجیب باران را می فهمند و ابرهای سترون را با آفتاب فروزان خاموش می کنند. خطی کشیده ام به رسم یادگار در کوچه ای که درد پنجره ها را می داند پیش از سپیده دم در بازتاب پچپچه ی باد نیمه شب گم می شود. خطی کشیده ام گرد تمام شهر جایی که مردمان خود را به خواب میزنند و پشت...
-
یک توضیح / محمد رضا راثی پور
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1404 08:00
این شماره نشریه سیولیشه را با تایید دوستان و اساتید محترم به ویژه نامه مادر اختصاص دادیم. عامل این تصمیم شعر زیبایی از جناب مظفری بود که در رثای والده محترمشان سروده بود .و بنده هم شعری از خودم را پست کردم که دوستان سیولیشه هم چنین کردند و چون دیدم موقعیت معیاست و اسباب کار آماده سعی شد بیشتر آثار مهمی که مضمونی در...