-
برق / سید علی میر افضلی
سهشنبه 22 آبان 1403 16:07
برق رفته است صفحه مونیتورم سیاه می زند دفتر سپید را با کشیده ای سیاه می زنم
-
گلگلی / فلور نساجی
سهشنبه 22 آبان 1403 15:44
گلرنگهایش نارنجی و زرد پاییز هم پیراهنم را گلگلی کرد. **... #فلور_نساجی ╭━═━⊰
-
طبیب / محمد ابرغانی
سهشنبه 22 آبان 1403 15:23
طبیبی که سر رشته از درد و درمان ندارد بلایی سر دردمندان بیارد اوهوی این که بیت غزل شد برادر در این محفل شعر آزاد بنا نیست شعر کلاسیک قالب کنی ببخشید اعصاب من گشته داغون از این برق و اینترنت کند ... برادرکلاس سخن را فراتر ببر که خواننده شعر از این دست افاضات چه بسیار بهتر شنفته ست از شوفر سخت وراج اسنپ دریغ از تب وحشی...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 20 آبان 1403 11:16
نسبت /مهدی اخوان ثالث آب و آتش نسبتی دارند دیرینه آتشی که آب میپاشند بر آن، می کند فریاد ما مقدس آتشی بودیم، بر ما آب پاشیدند آبهای شومی و تاریکی و بیداد خاست فریادی، و درد آلود فریادی من همان فریادم، آن فریاد غم بنیاد هر چه بودو هر چه هست و هر چه خواهد بود من نخواهم برد، این از یاد کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند گفتم...
-
مرگ /جلیل صفر بیگی
یکشنبه 20 آبان 1403 11:07
می لولد و می بلعد و می خوارد مرگ از گوشت من چه مانده بردارد مرگ؟ جز سنگ چه سبز می شود از گورم؟ در گُمگُمهی سرم چه می کارد مرگ؟ #واران @js313
-
اصل معتبر موسیقی ... ✍️ / ارمغان بهداروند
شنبه 19 آبان 1403 10:49
چه شبهای مهیبی خواب می دیدی که در واکردی از تابوت و ناگه، تیزی دندان خون آشام به خونت ریخت زهری شوم چه شبهای مهیبی خواب می بینی که در بگشائی از تابوت و بوی مرگ و ویرانی مشامت را کند مسموم کدامین شب از استیلای این کابوس ،خواهی رست و نفرت از وجودت رخت خواهد بست؟ و خواهی دید خواب محواین تابوت ای فرتوت! ای تاریخ شعر،...
-
فرا گرفتن درسهای نیما / انسیه موسویان
شنبه 19 آبان 1403 10:46
خنکای باد و نرمای چمن در انتظارست که تو جلوه ای ببخشی به ملال دشت دلتنگ بخرام آهوی من که نمانده هیچ از عهد عتیق عشق باقی نه طراوتی نه رنگی نه نوای عود و چنگی نه کرشمه نشاطی که بگسترد بساطی به تفرج و تماشا نکند کسی درنگی عوض شکوفه بر شاخه طناب دار رسته عوض چکاوکان گله ی دال ، بال افشان عوض نسیم بادی که غبار مردگی را به...
-
متنی فشرده / خوانش شعری از محمدرضا راثی پور / حمیدرضا شکارسری
جمعه 18 آبان 1403 20:28
یشت این شیشه که دنیای مرا به همین عادت و تکرار تنزل داده ست بی کرانی ست پر از تجربه های تازه کاش فریاد کمک خواهی این ماهی تنگ میتوانست از این شیشه فراتر برود!» قوالبی که ساختاری از پیش تعیین شده را به شاعر پیشنهاد می دهند در واقع ریسک مثله شدن و دفرمه شدن زبان را بالا می برند . در بهترین حالت شاعر موفق می شود در همان...
-
خاکستران / محمد رضا زردین
چهارشنبه 16 آبان 1403 07:11
بستر، سفره سبزی که انتها نداشت حنجره ای در هجای تکرار مکرر کلمه آنجا نا نداشت راهی خشک و خالی همانند دل به خون نشسته راه مانده کویری راه چلاق، پا نداشت سرود آن به غارت رفته جنگل بخوان دل زخمین محرومان زمین را از سنگ و گل بدان فقر و نکبت آغاز و انتها نداشت می سوخت چون شراره پاهاشان جز بدی تهوع آور"کرمه*"...
-
آبشار / جلیل صفر بیگی
دوشنبه 14 آبان 1403 15:34
پر می کشی، آبشار خواهی شد، رود با کوه اگر نشست و برخاست کنی #واران #نورباعی @js313
-
پاییز / لیلا پور حسین
دوشنبه 14 آبان 1403 15:30
در بین این گلها پاییز میبینم؛ خوشحال غمگینم. *** #لیلا_پورحسین ╭━═━⊰
-
فوت آب / مرجان مهران
دوشنبه 14 آبان 1403 15:29
تویی انتخابم! اگر موج هم باشی ای دوست! تو را فوت آبم. *** #مرجان_مهران ╭━═━⊰
-
زرد / مرجان مهران
دوشنبه 14 آبان 1403 15:28
ناامیدم نمیکند پاییز؛ برگهایی که زرد می ریزد؛ میرود با بهار برخیزد. *** #مرجان_مهران ╭━═━⊰
-
نگاهی از لب مهتابی / محمد ابرغانی
جمعه 11 آبان 1403 20:46
با آقای راثی پور بیش از سی سال هست که دوستی و آشنایی دارم و شگفت اینکه باعث آشنایی و دوستی ما نیز همین شعر بوده است وگرنه ما هم رشته نبودیم و حتی هم دانشگاه هم نبودیم.در ایام دانشجویی یکی از هم اطاقی های من دوست و همکلاس جناب راثی پور بود و چند بار که ایشان به پانسیون ما آمده بود با دیدن کتابهای احمد شاملو که من همیشه...
-
شرحِ درد و دردوارِگی ها دردفترِ شعر «لب مهتابی اندوه اثر محمدرضا راثی پور / عابدین پاپی (آرام)
شنبه 5 آبان 1403 16:19
شرحِ درد و دردوارِگی ها دردفترِ شعر: «لب مهتابی اندوه» از محمدرضا راثی پور به قلم: عابدین پاپی (آرام) (ثبت: 273384) آبان 3, 1403 شعر نو به ژانری متفاوت درازمنه ی شعر معاصر فارسی گفته میشود که برآمده و خیزش و انگیزش این ژانر ادبی ازآنِ علی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج است. شعر نیمایی را میتوان حرکت درتغییر نامید و...
-
باید حرف می زدم / سعید سلطانی طارمی
دوشنبه 30 مهر 1403 20:39
چه میتوانی کرد ای مرد؟ جهان گذرگاهیست غریب، هایل، تاریک و مرگ عابر بیچهره گرسنه، که پشت نقاب حادثه نزدیک است کنار خواهر همزادش در سایه میسپارد راه و زیستن یعنی رفتن به میهمانی مرگ علیرضا طبایی (از شعر مرگ بیچهره) سختترین نوع نوشتن، نوشتن در بارهی شاعر و دوست تازه از دست رفته است. از...
-
پارادایم فکری علی رضا طبایی /عابدین پاپی
دوشنبه 23 مهر 1403 16:28
درباره ی یک موضوع یا نشانه ی طبیعی سخن راندن بسی راحتتر و معقولتر به نظر م ی رسد تا که بخواهید درباره ی یک پارادایم فکری یا اندیشندگی یک اندیشمند صحبت کنید. دلیل عمده شاید ذهن سیال و نوآوری یک پارادایمِ علمی – عملی است که تفاوت عمدها ی با یک موضوع یا نشانه دارد چرا که این پارادایم قدرت فکریدن و اندیشیدن دارد و...
-
بیایید حرف بزنیم / محسن الوانساز
یکشنبه 22 مهر 1403 15:54
از جمله تفاوتهای فرهنگی ما ایرانیان با سایر ملل، پیچیدگی زبانی و شاعرانگی کلام است یعنی در پس واژگان زبان فارسی آنچه به زبان می آید با آنچه مقصود گوینده است زمین تا آسمان فاصله .است. کمتر زبانی در دنیا از این فرهنگ استعاری - کنایی بهره میجوید ریشه این تفاوت رفتاری - کلامی در کجاست؟ برای پاسخ به این پرسش باید به تاریخ...
-
ناگاه /جلیل صفر بیگی
جمعه 20 مهر 1403 20:01
در کوچه وزید بوی مویش ناگاه باران سَر و رو نشُسته آمد بیرون #واران #نورباعی @js313
-
گاگولها / محسن الوان ساز
جمعه 20 مهر 1403 14:30
یکی بود که هیچ وقت نبود یه شهری بود پر گاگول لابد میگید این یه قصه است که بنده از تنبون مبارکم درآوردم و واسه جلب توجه چارتا دری وری هم چپوندم توش؟ نه بابا واقعیه چشاتونو که وا کنید مث مور و ملخ دارن تو هم میلولن اینا واسه خودشون دفتر و دستک دارن مرام و آئین نامه دارن الکی که گاگول نشدن مثلا یه عده هستن موسیقی با...
-
چند شعر از علی رضا طبایی
جمعه 20 مهر 1403 14:23
1 این خاک، پارهای ز بهشت است امّا، حیفا...! بر چهرهاش، ـ هنوز، پس از سی قرن جا پای خشکسالی و، ـ نقش دروغ و، ـ فقر زشت است! 2 باید به آفتاب بگویم: «... نام مرا، به خاطر بسپار! من سالهاست سایهی خود را از یاد بردهام. خود را نمیشناسم، انگار مردهام در خاطرات دور، مروری کن! نام مرا به یاد آر! * آن سالهای غفلت...
-
فصل تو / فلور نساجی
جمعه 20 مهر 1403 07:58
باد میبارد و برگ، زیر پاهای من است؛ فصل زیبای تو را خواستن است. ** #فلور_نساجی ╭━═━⊰
-
در اگر / زهره طریقی
جمعه 20 مهر 1403 07:56
با اگرها زندگیمان سخت شد؛ باید این تردید را در هم شکست؛ در اگر نتوان نشست. *** #زهره_طریقی ╭━═━⊰
-
مگر /سید مرتضی معراجی
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:08
مگر می شود تو باشی من باشم عشق نباشد حتی در این زمانه ی دهان بندان این زندان که هیچ حرفی را بی پرده نمی توان زد مگر می شود تو باشی من باشم عشق نباشد وقتی چشمهایمان این پنجره های رو در رو این آینه های انعکاس احساس بی زبان یکدیگر را می جویند مگر می شود تو باشی من باشم عشق نباشد حتی در این زمانه پر ترفند زمانه ی بی بوسه...
-
جوانی / محمد رضا راثی پور
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:07
تجربه ی سنگلاخ بی مدد چشم ، آینه ای تار از جوانی من بود راه نپیموده ، عزم جزم گسستن باعث و بانی ناتوانی من بود تا که بماند مصون حریم یقینم مشورت از سیم خار دار گرفتم تا نکند رخنه موریانه تردید هرچه توان داشتم به کار گرفتم زلزله اما تمایزی نگذارد بین حصار حصین و کومه ی چوبی روی گسل هر که خانه ساخت زیان کرد مشت به سندان...
-
ننگ و نام / محمد جلیل مظفری
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:07
با هرچه ننگ و نام مرا آفرید و رفت خطی به سرنوشت سیاهم کشید و رفت انگار روز خلقتِ من حوصله نداشت ناف مرا به داغ جدایی برید و رفت گویی که روز خلقتِ من ناامید شد از خلقت بشر ، که لبش را گزید و رفت یک شب میان گریه دوباره ظهور کرد از چشمهای بیکسی من چکید و رفت در دشت احتضار تبم را شنیده بود حتی مزار خاطرهام را ندید و...
-
گمان / علی مجنون تبریزی
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:07
ناگـهـان نوری هـویدا شـد گمان کردم تویی عـالمـی غـرق تمـاشـا شـد گمان کردم تویی تا که خلـقی دیـد آن زلـف سـمـن سای تورا شورشی از شوق بر پا شد گمان کردم تویی از ورای ابـرهـا نـوری بـه مـعـنـای کـلام آیه ای از عشق معنا شد گمان کردم تویی خواستم هجی کنم آیاتی از رخسار دوست لن تراتی لفـظِ گویا شد گمان کردم تویی تا که دیـدم...
-
دوبیتی / امیر دادویی
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:05
نگاه از رنج هاجر هم گرفتی تو از ابلیس ساغر هم گرفتی شنیدم قرنهای قرن خوابی خدایا زخم بستر هم گرفتی؟ پانزدهم مهر #امیر_دادویی
-
رفته ای/سعید سلطانی طارمی
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:05
رفته ای آنچنان عمیق، دور، بی ملاحظه، که صدای من حوالی صدات را حس نمی کند که مشام من به بوی تازه ات نمی رسد و سرم به دامنت. ای نهاد سالهای ماه زادگاه خاطرات دلبخواه ازچه ناگهان و بی هوا زدی به رفتن از سپیده دم؟ آآآآآی چشم اشکهای من با کدام آه تیره از حریم گریه ام گریختی ای دهان ضجه های بی سخن آن گلوله در سرت گردنت و...
-
فلاکت /ریچارد براتیگان
دوشنبه 16 مهر 1403 19:14
چه فلاکتی بدتر از این، بوسهای را به وضوح به یاد آوری که هرگز رخ نداده است. #ریچارد_براتیگان (آمریکا)