-
غربال / محمد رضا شفیعی کدکنی
پنجشنبه 3 مهر 1404 13:09
روشنفکرِ « نمیخواهم» روشنفکرِ «چه میخواهم» من روشنفکران ایران را، از میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی بگیر تا سید حسن تقیزاده و دکتر ارانی و بهار و نیما یوشیج و صادق هدایت و ذبیح بهروز، به دو گروه تقسیم میکنم: الف. روشنفکرِ « نمیخواهم » ب. روشنفکر ِ «چه میخواهم » متأسفانه جامعهٔ عقل گریزِ ما همیشه به...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
پنجشنبه 3 مهر 1404 13:07
رشد / سیاوش کسرایی ماراسرگلیم نشاندندزبتدا گفتند:پادرازترازاین ,مبادتان. آن روز این گلیم ,برماچوباغ بود برما,چوبیشه بود برما,زمین بی بدلی بود,کاندرآن کاخ شگفت خردی ما,سرکشیده بود. آری,براین سیاه گلیمی که یک زمان آنرا,به نام بخت ,به ماهدیه کرده اند ما,شادبوده ایم درجست و خیز وبازی خود,تاکناره ها آزادبوده ایم. بیرون...
-
دنیای مطبوعاتی /بهرام بیضایی
پنجشنبه 3 مهر 1404 06:12
دختر: آقای ناشناس! بانوی محترم! بعد از سلام گرم، و با عرض احترام لابد شنیده اید و بر ذات آن جناب مخفی نمانده است که خورشید مهربان چندی است خر شده! آن هم به این دلیل که تنگی قافیه هر روز بی دلیل و هر لحظه بیشتر هی تنگ می شود ۰ آقای موش کور فریاد می زند: ممنوع می کنم! ممنوع می کنم! آفتاب را که بتابد بر چرک های من! او...
-
دوست دارمت /پاییز رحیمی
پنجشنبه 3 مهر 1404 06:11
هر۰چه فکر می کنم... جنگ های نابرابر جهان از همین دو واژه آب می خورد: " دوست دارمت" ! #پاییز_رحیمی @paeizrahimi
-
معشوقه ام باران /نزار قبانی
پنجشنبه 3 مهر 1404 06:07
دوباره باران گرفت باران معشوقهی من است به پیش بازش در مهتابی میایستم میگذارم صورتم را و لباسهایم را بشوید اسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد! باران یعنی قرارهای خیس باران یعنی تو برمیگردی شعر بر میگردد پاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توست پاییز یعنی مو و لبان تو دستکش ها و بارانی تو و...
-
فرهنگ شکیبایی / لاادری
پنجشنبه 3 مهر 1404 06:04
مطلب زیر طولانی و شاید تکراری باشه. اما اینقدر جالب بود که من دوباره اونو به اشتراک میزارم. خوندنش خوبه. حتی دوباره خوندنش: این مطلب کمک حال کسانیه که حوصله خوندنش و ندارن، اما اگر بخونن به جواب خیلی از چراهاشون میرسن. فرهنگ سه خطی یک روز فرانتس کافکا نویسنده ی فرانسوی، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختر بچهای...
-
باد /هومن گلهو
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:41
" باغ شما را باد خواهد برد! " این را به من یک روز باران گفت. هومن گلهو
-
کولاک / محسن صلاحی راد
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:41
وقتی تو با منی انگار هیچ حفرۀ تنهایی شبها که باد و باران کولاک میکنند خالی نیست وقتی که نیستی دیگر هر آنچه گفتهام از خوبی و بدی یک مشتِ باز آب یا تلختر یک مشتِ بسته اما توخالیست. ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ #محسن_صلاحی_راد @mohsensalahirad
-
تنها تو /خانم دکتر شریعتی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:40
دلم همدردی دریا دلم تعبیر یک رویا دلم یک موج آزادی امیدی غرق در شادی دلم آرامش ساحل نم باران و بوی گل دلم یک آسمان پرواز دلم یک سینه ی پر راز دلم یک شعله دلگرمی سکوت مانده در شرمی دلم معنای حرف آه دلم پایان هر چه راه دلم یک اشک بی تقصیر دلم لبخند بی تزویر دلم فریاد یک خاموش دلم امنیت آغوش دلم یک عشق بی منت دلم یک بوسه...
-
کوچه اندیشه / خانم دکتر شریعتی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:40
هرشب از کوچه ی اندیشه ی من میگذری گاه آرام گهی تند ولی میگذری و من آنجا هرشب کنج دیوار سکوت پشت یک بوته ی رز گیس ابریشمی خاطره را میبافم و صدای نفس شب پره را میشمرم شعر می گویم و باز چشم را بر قدم ثانیه ها میدوزم من و دلشوره ی صدها آیا من و تردید هزاران اما دیدم امشب که تو فانوس به دست از سر کوچه ی تنهایی من پیچیدی به...
-
دیر و دور / محمد جلیل مظفری
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:38
مهرتان مدام شاعرانِ شهر! جامتان لبالب از شرابِ شعر دیر و دور نیست تا که بگسلد زِ هم قید و بندِ زمهریرِ شهر را آفتابِ شعر دیرو دور نسیت تا شبی که سایه گسترانده در حوالیِ سکوتِ دل به صبح بسپُرد شود مُجابِ شعر #محمدجلیل_مظفری @mohammadjalilmozaffari
-
✅میراثدار شعر شیعی استاد محمد عابد / سید قاسن ناظمی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:38
مرگ پایان شاعر نیست، شاعر در واژهها، در استعارهها و در تعابیر بدیع و نو زندگی میکند. مرگ پایان شاعر نیست، تا شعر و اندیشه و شعور باقی است، او زنده میماند و زمین را به آسمانهای دور از دسترس پیوند میزند. مرگ، مرگ، مرگ حکایت دیگری است که شاعر چون واژهای زیبا آن را هزاران بار زیسته است. استاد محمد عابد شاعر دردهای...
-
شعر یا اسلحه /کلارا خانس
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:33
اگر شعر میتواند به اسلحهای برای نبرد بدل شود نخست به خاطر حقیقت آن است. حقیقتی که حقایق دیگر را در بر میگیرد، کسی که آن را به غایت میرساند یا ازآنِ خود میکند را وادار میکند تا خود به قلعهای برای دفاع از حقیقت بدل گردد«شاعر نیازی به آزادی ندارد، چون آزاد است.» در آزادی، هارمونی مینشیند، در هارمونی، عشق و در...
-
عریانی /کوروش اقامجیدی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:32
شرمی ز چشمانی که درویشی نمی دانند ، با من نیست . عریانی ام را هم سرانجام از تنم کندم . خرسند تر از این نخواهم بود . جان جوانه از تنم بیرون . یخ بسته در آوند هایم خون . بی بار و بی برگم . این روزها دیگر همخوابه ی مرگم . 95 08 17 کوروش آقامجیدی
-
ارادت / کوروش آقا مجیدی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:31
■ روی پنجه ایستاده ای . روی پنجه بال بال می زنی . ناگهان باز و بسته می شود دیافراگم . ارتفاع قلبی ات ثبت می شود . ■ پای مهربان تو ! شانه های لرزه خیز من ! استوار تر بایست ، استوار تر ، عزیز من سعی می کنم آستانه ی تحملم بیشتر شود . ■ هر چه تخم کینه کاشتی ، هر چه چشم دیدن مرا نداشتی ، هرگز از طول این ارادتی که عرض می...
-
خوش باد / امیر دادویی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:30
خوش باد حالت در مصافِ بادهای سرد چایت مداوم گرم در برفپوشِ برگهای زرد #امیر_دادویی
-
گاهی / محسن صلاحی راد
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:24
گاهی فقط صدای تو میآید گاهی فقط صدای تو زیباست گاهی فقط صدای تو با گوشْ آشناست اما گاهی صدای تو اصلاً به گوشِ کس نمیآید اصلاً به گوشِ هیچکسی خوش نیست انگار کن که همهمهی دور و مبهمیست اما گاهی فقط صدای تو میآید... #محسن_صلاحی_راد
-
درد تلخ /ماریا کرم نزاد
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:21
مهمان شبهای منی، ای آسمانی رنگِ من ، ای عشق ...! بر گونههایت نقره فام اشک من جاریاست. بر شانههایت ، گیسوانم نرم میرقصند. از نی نی چشمان تو دستی، سر میکشد تا غصههایم را درآمیزد با خندههای دختر مهتاب. وقتی که نیلوفر مست از شراب بوسههای تو لب میگذارد بر لب آیینهی مرداب دیگر نمیگویم از ریزخند زیر چشمانت از...
-
ستاره / محمد جلیل مظفری
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:19
ستاره بود اما به خواب و خلسهی ما یک شبِ زمستانی شهابوار گذشت و ما ندانستیم کبوترانه در این شهرِ بی ترحمِ دنیاشْ بی در و پیکر به رویِ هِرّهی بامِ کدامِ خانه نشست
-
سیب گناه /امیر دادویی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:14
نبود خنده ی فانوس سمت دهکده ای نمانده دهکده را هیچ خانه ای آ باد کدام آدم تنهایی از فلک کوچید کدام سیب گناهی زشاخه ها افتاد
-
فصل خوب / هومن گلهو
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:10
این باغ سبزمرگ شد و سوخت در انتظار آن که بیایی پاییز؛ فصل خوب و طلایی! هومن گلهو
-
نوخسروانی/ علی عباسنژاد
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:09
جهان و هرچه در او هست: خیمهشببازی من و پیاده رو و ساز کهنه و فریاد هوای آبیِ چشمت: بلندپروازی... #علی_عباسنژاد #گل_همیشه_انار #نشر_ماه_باران
-
تگرگ ها/محسن صلاحی راد
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:08
گلنچیده از نگارخانهاش هنوز افت میکند فشارِ خونِ برگها داد میزند: «پناه بر تگرگها!» #محسن_صلاحی_راد ۲۷ مهر ۱۳۹۵
-
نیش و نوش/وحید شفیعی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:07
ز نیش و نوش او هر روز خوردیم -عروس خوش بزک، عفریته رفتار- به چنگ زندگی هر روز مردیم #وحیدشفیعی
-
"شبیخونِ کابوس"/ هومن گلهو
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:05
یک نعره! یک شلّیک! یک فریاد! پیچید در خاموشیِ مرداب مردانِ ایلِ فتنه رقصیدند، تابوتها بر دوش، در مهتاب یک رود از اوجِ خروش افتاد، یک چشمه در عینِ زلالی مُرد خشکید در هُرمِ عطش باران، غلطید در قعرِ سیاهی آب یک زن به زیرِ چادرش ناگاه، گهواره را جنباند و سر بگذاشت گهواره تا خوابید، یک کودک، در غرّشی دیگر پرید از خواب...
-
فرهنگ پوپولیستی جهان را فراگرفته / ماریو وارگاس یوسا
دوشنبه 31 شهریور 1404 06:36
نویسنده نامدار پرویی و برنده جایزه نوبل ادبی معتقد است که اهدا جایزه نوبل ادبی به باب دیلن نتیجه رشد فرهنگ پوپولیستی و مبتذل است. او محبوبیت دونالد ترامپ در آمریکا و حزب راستگرای آلمانی را هم در همین رابطه میبیند. ماریو وارگاس یوسا، از معروفترین نویسندگان معاصر در گفتوگو با خبرگزاری آلمان به موضوعات گوناگونی...
-
آواز روز /امیر دادویی
دوشنبه 31 شهریور 1404 06:36
نیماییت را پس نحواهم داد دربادها آواز روز برگ.میخوانم سمت دوبیت از یک غزل شب را من صبح خواهم کرد خورشید را در کوله بار قافیه تکبیر خواهم گفت نیماییت را من هرچنذ دریک فرصت دلگیر خواهم گفت
-
عشق تلخ نیما/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 شهریور 1404 21:24
عشق تلخطعم و ناکام نیمای جوان به صفورای زیباروی چادرنشین، آن چابکسوار طناز و افسونگر، دخت نازنین و دلربای رییس ایل کوشکک، بود که او را به راه شعر و شاعری کشاند و از او شاعری پراحساس و سرشار از عاطفه ساخت. این عشق که در آغاز شیرین و دلنشین بود و با وعدههای شیرین و قول و قرارهای افسونگرانه شروع شده بود، خیلی زود با...
-
پیرمرد و من و کبوتران/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 شهریور 1404 21:23
پیرمرد خستهی خمیدهقامت و چروکچهرهی شکستهرو درددلکنان به من که در کنار او روی نیمکت نشسته بودم و به گفتههای دلخراش آن نزار خستهدل با صدای لرزهدار ناتوان گوش دل سپرده بودم و نگاه من به چشمهای بیفروغ او خیره بود، گفت: «من در این جهان که زادگاه و خاستگاه و جایگاه رنجها و زجرها و دردهاست رنجهای بیشمار بردهام...
-
آبستن / توکل بیلویردی
جمعه 28 شهریور 1404 08:45
در پای تریبون که ندارد شنوایی در حال سخن گفتن و فریاد کشیدن اثبات نماید هدف کوچک خود را انگار که آنان که گرفتار سکوتند وابسته این پرت و پلایند در پای تریبون اکسیژن و وقت است که هر دم شود اتلاف ای کاش که اندیشه شرف داشت به بیهوده شنیدن هرچند که مستلزم رنج است اما آبستن گنج است