-
مرثیه / کوروش آقامجیدی
جمعه 28 شهریور 1404 08:10
خوابیده بر سر دست بی هیچ حرکتی بر شانه ، شانه ، شانه روان اما می آید . دهلیز های گو ش زمان را پر می کند واگیر ذکر بدرقه و بدرود و در عمیق وجود ما وا می شود شکوفه ی حسرت : " ای وای ، زود بود ! " از شانه هایتان آهسته بر زمین بگذاریدش آهسته با احترام گو اینکه نیز بر شانه های خاک نمی ماند. تلقین برای چیست که او...
-
در باب نوشتن / محسن الوانساز
جمعه 28 شهریور 1404 07:46
انسان از دیرباز برای قلم حرمت قائل بوده است هرکس با هر طرز تفکر و ایدئولوژی می داند که فکر باید نوشته شود تا جاودان بماند و هدف از نوشتن چیزی نیست جز اشاعه فکر و اندیشه . کسی که راه نوشتن را انتخاب می کند راه جنگ را برگزیده است جنگجویی که سوار بر قلم می تازد و به نبرد با ناآگاهی می پردازد و پس از کشمکش های بسیار یا...
-
ناترازی /جلیل صفر بیگی
پنجشنبه 27 شهریور 1404 17:50
نە برگ و نوایی و نە سازی داری بی برقی و خاموش ، چە فازی داری؟ مانند ترازوی قضا می لنگی ای چرخ ! چە قدر ناترازی داری #واران
-
پایان کار / سعید سلطانی طارمی
پنجشنبه 27 شهریور 1404 17:48
نشسته عکس ناگزیر من کنار پنجره به دورِ دورِ دوردستها نگاه میکند افق نشسته در حریق خون و ضجه میکشد شبی بزرگ دارد از خرابهاش جوانه میزند شبی که توی آتشی سیاه رشد میکند شبی که خندهی تشعشعی حریص لای فکهاش لول میشود. و روی سینه سپیده، شکل تاولی عظیم پیله میتند و پیلهاش تمام وقت تیر میکشد و نامها به هم نگاه...
-
نعره /محسن صلاحی راد
پنجشنبه 27 شهریور 1404 16:06
در من (هنوز) بودند انبوه واژه هایی بی سر در پیش چشمهای خدانعره میزدند ما را ازین حصار بلورین آرزوها - خیل ستارگان تماشا آزاد کن سقف هزار بخیه این آسمان خالی را بر سر بریز و آن گاه با نغمه های سرخوش سرخابی آباد کن سربسته مینویسم سربسته و گسسته و بی سر از نو
-
این روزها /محمد علی شاکری یکتا
پنجشنبه 27 شهریور 1404 16:05
من سالها به حرمت رودی خشک دل را به آب زدم سنگابه ای که از زلالی باران لبریز بود و کام عابر لب تشنه به جرعه نوشی آن دلخوش اینک دریغ و حسرت ا ز قطره ای سخاوت ابر. و خاک خاک پذیرنده این روزهای آخر تابستان به ریشه های کهن فرصت نمی دهد دوباره بنوشند. هر صبح زود با عطر آفتاب بیدارباش بخوانند پرندگان و لانه ی خود را از شرّ...
-
تنهایی / تایماز
پنجشنبه 27 شهریور 1404 09:36
تنهایی عمیقی در جهان است که در حرکت کُندِ عقربههای ساعت,میتوان حس کرد. در روزمرگی و روزمره زدگی عمیقی که مثل پیله تنهایی، پیله انزوای خود خواسته به دور هرکسی تنیده شده است.کسی نمی داند قفل این پیله کی باز خواهد شد و کدام خورشید صمیمیت ، این یخها را آب خواهد کرد. مردمانِ خسته, مثله شدگانی از عشق یا بیعشقی,نامهربان...
-
فریدون توللی /شمس ساقی
چهارشنبه 26 شهریور 1404 20:49
شادروان استاد فریدون تَوَلَّلی شاعر ، فعال سیاسی و باستانشناس ایرانی به سال 1298 در شیراز به دنیا آمد. والدینش از تیرهٔ توللی طایفه عملهٔ قشقایی بودند. پس از پایان دورهٔ آموزشهای دبستانی و دبیرستانی در این شهر، وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1320 در رشتهٔ باستانشناسی دانشکده ادبیات این دانشگاه فارغالتحصیل گردید....
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
چهارشنبه 26 شهریور 1404 20:42
برهوت / منوچهر آتشی نه شهرهای ویران، نه باغهای سبز دنیای پیش رویمان برهوتیست تا آنسوی نهایت، تا … هیچ … دیگر در ما شور گلایه هم نیست شور گلایه از بد، دشنام با بدی دیگر در ما شور مردن هم نیست رود شقاوت ما جاریست تا چشمه سارِ خشک شکایت، تا … هیچ … ما گله را سپردیم به دره های پر گرگ. کاریزهای ویران را به فوج سوگوار کبوتر...
-
انتظار /فلور نساجی
چهارشنبه 26 شهریور 1404 20:33
چشم انتظار تا کی لختی تلاش ، یاران تا دعوت بهاران
-
خلوت شاعر /شاپور جورکش
سهشنبه 25 شهریور 1404 20:00
نیما معتقد است که شاعر به برکت خلوت، شاعر است: در واقع تخیل و احساس دو بالی هستند که به یاری آن، شاعر به خود- یعنی به جوهرهی هستی- میرسد. صص، ۸۱-۲
-
کبک /امیر باقری
سهشنبه 25 شهریور 1404 16:29
زندگی تا که کوک خود گم کرد، خارج از عرف و سبک می خواند؛ چون خروسی که کبک می خواند! #امیر_باقرے @segani_amirbagheri
-
خانه خراب /کیومرث محمد پرست
دوشنبه 24 شهریور 1404 19:50
چه کسی می گوید: که خدا کاسه ی خالی تو را پر نخواهد کردن صدف خالی از احساس ترا در نخواهد کردن آخر ای خانه خراب تو که بی معجزه ی می نَشود مست شوی گر بیفتی به خطا که ضمانت بکند با همه جاذبه اش آخر از دست شوی .... #کیومرث_محمدپرست
-
نداری ها /شیدا التیام
دوشنبه 24 شهریور 1404 19:49
تماشای تو در افکار من زیباست میدانم که هر فکری بجز فکر شما بیجاست میدانم غروب جمعه ها دلتنگی ات با من گلاویز است در این میدان جنگی شاعرت تنهاست میدانم نمیدانی که موهایت چه با فقه و هنر کرده نبردی بین دین و شاعران برپاست میدانم نگفته رفتی اما دلخوشم با این نداری ها هم عطر مو و هم پیراهنت اینجاست میدانم #شیدا_التیام...
-
قافیه خون / احمد شاملو
دوشنبه 24 شهریور 1404 19:47
تو نمیدانی غریو یک عظمت وقتی که در شکنجهی یک شکست نمینالد چه کوهی است! تو نمیدانی نگاه بیمژهی محکوم یک اطمینان وقتی که در چشم حاکم یک هراس خیره میشود چه دریائی است! تو نمی دانی مردن وقتی که انسان مرگ را شکست داده است چه زندگی است! تو نمیدانی زندگی چیست فتح چیست تو نمیدانی «ارانی» کیست و قافیهای که گذاشت آدولف...
-
تحلیل و زیبایی شناسی شعری نیمایی سروده شاعر معاصر غلامرضا بکتاش /عباس رسولی املشی
دوشنبه 24 شهریور 1404 19:46
** ایستاده ام، ایستاده ای، ایستاده ایم، جنگلیم؛ تن به صندلی شدن نداده ایم غلامرضا بکتاش در اردیبهشت سال ۱۳۵۱ شمسی در شهرستان ملایر چشم به جهان گشود. از چهارده سالگی سرودن شعر را آغاز کرده است و به صورت تخصصی در حوزه شعر کودک و نوجوان فعالیت می کند. او سالهاست با نشریاتی چون کیهانبچهها، سروش کودکان، سلامبچهها،...
-
از دیدگاه نظریه ی فرا-گفتا-ریک، واژه ها در ادبیات، «ناندرتالی» هستند یا «هموساپینی»؟ / جمال بیگ:
دوشنبه 24 شهریور 1404 19:44
از دیدگاه نظریه ی فرا-گفتا-ریک، واژه ها در ادبیات، «ناندرتالی» هستند یا «هموساپینی»؟ به قلم: جمال بیگ: در همین ابتدا بگویم: هیچگاه نظریه ی فرا-گفتا-ریک، واژه را، تنها یک نشانه ی قراردادی به حساب نمی اورد، بلکه او را موجود زنده ای می داند که دارای «تاریخ، حافظه و سیر تکاملی» است. بنابراین می توان این پرسش را در دو...
-
شراب را /محمد ابرغانی
دوشنبه 24 شهریور 1404 19:38
نشسته ام که بیاری شراب را سکوت کرد و به اطراف - سایه های عسس - با هراس ، کرد اشاره مگر نمی بینی مگر نمی دانی جواب می دهمش مثل یاغیان : کافیست اگر که دیدن و دانستنت همین عجز است دلم به دیدن و دانستن رضا نخواهد شد هزار تیغ اگر ساختند تیز حریف حربه آن مرتضا نخواهد شد نشسته ام که بیاری شراب نه اینکه ترس عسس دامنت کند خراب
-
به یاد « علیرضا طبایی » شاعر و ترانه سرایی که عشق اش هرگز نمی میرد !/ علی سرهنگی
شنبه 22 شهریور 1404 18:43
....... پیام ها ی جلال سرفراز ؛ مهدی ذکایی ؛اردلان سرفراز؛ حسن اسدی ؛ عظیم زرین کوب ؛ هوشنگ حسینی؛محمد شاکری یکتا ؛ جوادطالعی ؛ غلامحسین سالمی ؛مریم غفارزاده ؛ هیوا مسیح ؛ کامیار عابدی ؛عباس خوش عمل ؛ علی عزتی ؛ میر اسماعیل جباری نژاد ؛ سجادی ؛ حامد شفیعی ؛ مینا اقازاده ؛ احمدطبایی و علی سرهنگی... .......عطر بهار...
-
ضامن / محمد رضا راثی پور
جمعه 14 شهریور 1404 15:44
اگر که گنج وصالش به رنج ممکن بود سیاه بختی فرهاد را که ضامن بود چو از صفای درون، بهره ای نداشت فقیه به فکر ظاهر و آرایش محاسن بود دلم که در خم زلفت قرار از کف داد چو گردباد فقط وقت مرگ ساکن بود به خاک زادگه من چه سحر پاشیدند که نردبان ترقی برای خائن بود کمر به کشتن اطفال بی زبانبستن ز پیشگویی شوم کدام کاهن بود به...
-
پایان کار / سعید سلطانی طارمی
جمعه 14 شهریور 1404 15:43
نشسته عکس ناگزیر من کنار پنجره به دورِ دورِ دوردستها نگاه میکند افق نشسته در حریق خون و ضجه میکشد شبی بزرگ دارد از خرابهاش جوانه میزند شبی که توی آتشی سیاه رشد میکند شبی که خندهی تشعشعی حریص لای فکهاش لول میشود. و روی سینه سپیده، شکل تاولی عظیم پیله میتند و پیلهاش تمام وقت تیر میکشد و نامها به هم نگاه...
-
سراب را / محمد جلیل مظفری
جمعه 14 شهریور 1404 15:42
من همیشه آب را شراب را چکه چکه نورِ نقرهفام ماهتاب را ستودهام چونکه یادبودِ روزهای با تو بودنند تو ولی ز چشمهای من همیشه خواب را ربودهای تو ولی سراب را...
-
بال و پر / امیر دادویی
جمعه 14 شهریور 1404 15:42
میزد خیال در سر من بال و پر هنوز «چیزی مگر که مانده از این مختصر هنوز» یک لکه ابر در نفس من حلول کرد نا آشنا نشسته غمی پشت در هنوز بیداری ام به طول جنون طول میکشد خوابیده شب ، زحسرت ما بیخبر هنوز بر اعتماد لحظه ی تسبیح ریخته نعش دعای بی ثمر و بی اثر هنوز رد میشود حضور من از بغض کوچه ها لبخند میزند غمی از پشت سر هنوز...
-
نقل / سید علی میر افضلی
جمعه 14 شهریور 1404 13:10
پیرمردان را کنار منقل آتش نقل «روزی روزگاری ...» بود.
-
در باب توهین به فردوسی / محسن صلاحی راد
پنجشنبه 6 شهریور 1404 18:42
هنر خوار شد جادوی ارجمند نهانْ راستی، آشکارا گزند این بیت در شاهنامه در ضمن داستان ضحاک آمده (مهری بهفر، ۱۳۹۱. شاهنامۀ فردوسی: تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات ، دفتر یکم. نشرنو: تهران. ص ۲۳۷). البته معنی «هنر» در اینجا فضیلت است و خردورزی و دانشورزی (همانجا)؛ اما به هر صورت این بیت نشان میدهد که هجو و کمارج شمردن...
-
بذر شعر /کارینا شکراللهی پایین ده
جمعه 31 مرداد 1404 08:20
میان دشت می دیدم کشاورزان که می کارند بذر شعر را در خاک میان دشت می دیدم که میروید ز خاک چاک خورده دفتر اشعار رنگارنگ ولی باران دریغا ابر دریغا صبر
-
رنگین / فلور نساجی
جمعه 31 مرداد 1404 08:14
خوش رنگ وزیبا در آسمانی رنگین کمانی. ** #فلور_نساجی ╭━═━⊰
-
از 18 به بالا /محمد ابرغانی
جمعه 31 مرداد 1404 08:04
ترسم نبود از این عنوان که نام شعرست در این خراب آباد وتقی که می کنی غور در هرچه پیش رویست غیر از هزار فش از 18 به بلا در ذهن تو نیاید می خواستم ادامه یابد چنین نوشته اما دریغ ذهنم سانسور کند سخن را
-
من و پیرمرد/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 29 مرداد 1404 20:25
پیرمرد همرهم که خسته مینمود و صدای غمنشستهاش نشان دلشکستگیش بود در مسیر دنج پرسههای بامدادی همیشگیمان یک دم ایستاد و تکیه داد بر عصای زردرنگ کهنهاش بعد چهرهی تکیدهاش پر از نشانههای درد شد و سپس گونههای پر چروک و چینش از هجوم درد، زرد شد بعد از آن، نفس نفس زنان با صدای ناتوان خود کشید آه ممتدی و گفت: «باز...
-
درخواستها و فرمانهای نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 29 مرداد 1404 20:24
نیما یوشیج در سرودههایش درخواستهای گوناگون فراوانی، از این و آن، کرده است که جالب و شناساننده وجهی از شخصیت ادبی- اجتماعی اوست. بعضی از این درخواستها لحن فرمان دادن، و امر و نهی، داشته است و بعضی دیگر لحن خواهش. گاه درخواستها قاطعانه و محکم بوده است و گاه نرم و ملایم. در این متن، نمونههایی از این درخواستها و...