-
تنها / سید علی میر افضلی
شنبه 22 آذر 1404 16:33
خطی بجاست در وسط برف رودی رهاست خسته و تنها.
-
گلچین گیلانی /ویکی پدیا
سهشنبه 18 آذر 1404 14:53
سید مجدالدین میرفخرایی ، متخلص به گلچین گیلانی ، (۱۱ دی ۱۲۸۸ در سبزه میدان رشت - ۲۹ آذر ۱۳۵۱ در لندن ) از سرایندگان شعر نو به فارسی است. مشهورترین اثر او، شعر « باز باران با ترانه » است. زندگی و فعالیت گلچین گیلانی در ۱۱ دی ۱۲۸۸ در محله سبزهمیدان رشت به دنیا آمد. پدرش، سید مهدی میرفخرایی، زادهٔ تفرش و مدتی فرماندار...
-
نگاهی به کتاب ابریشم نوشتۀ الساندرو باریکو / آرش خراشادی
سهشنبه 18 آذر 1404 14:44
ابریشم الساندرو باریکو / آرش خراشادی نگاهی به کتاب ابریشم نوشتۀ الساندرو باریکو / آرش خراشادی در: مارس 17, 2022 چاپ ایمیل یاددشتی دربارۀ کتاب ابریشم نوشتۀ الساندرو باریکّو آرش خراشادی ۱. «و بعد از چند لحظه دید که او از راه رسید. آن مردی که در آن سرزمین همه برای او میزیستند، همچنان در حبابی از تهی جابهجا میشد....
-
محمد مختاری و فرهنگِ بیچرا / احمد ابو الفتحی
سهشنبه 18 آذر 1404 14:43
ادبیات اقلیت ـ احمد ابوالفتحی: محمد مختاری در جستاری با نامِ «دفع و نفی روشنفکران» که دو سال پیش از قتلش در کتاب تمرین مدارا منتشر شده است به مسئلۀ «تحقیر و تقبیح روشنفکران در جامعه» میپردازد. او کارویژۀ روشنفکر را «تفکرِ انتقادی» میداند و میگوید ریشههای نابردباری در برابرِ اینگونه از تفکر را باید در «فرهنگ...
-
سرگذشت پرفراز و نشیب یک کتاب؛ نگاهی به کتاب جهان چگونه مدرن شد؟/ محمد علی حسنلو
سهشنبه 18 آذر 1404 14:37
ادبیات اقلیت ـ سرگذشت پرفراز و نشیب یک کتاب؛ نگاهی به کتاب جهان چگونه مدرن شد؟ / یادداشتی از محمدعلی حسنلو: در خریدن هر کتابی قصهای وجود دارد. قصهای که میتواند ناشی از شناخت و اطلاعات قبلی و یا انتخابی تصادفی باشد. قصۀ تصمیم من برای خریدِ کتابِ جهان چگونه مدرن شد؟ به دو سالِ پیش بازمیگردد. دو چیز در برخوردِ نخستی...
-
خنده / زانا خلیل / زانا کردستانی
سهشنبه 18 آذر 1404 14:35
همیشە در وجود هر خندەای، گریەای لال، پوزخند میزند همیشە در وجود هر گریەای، قهقهای ساکت، پوزخند میزند همیشە در وجود هر سیاهی، درخششی میدرخشد و لبخند میزند همیشە در وجود هر خوشبینی، یک بدبینی پوزخند میزند همیشە در اعماق وجودت، زندگیی هست، که مرگ را بە سخرە میگیرد لیکن همیشە در اعماق وجودت، مرگی جا خوش کرده است،...
-
بررسی داستان «پوزئیدون» نویسنده «فرانتس کافکا»؛ مترجم «حسین یعقوبی» / «ریتا محمدی»
سهشنبه 18 آذر 1404 14:33
پوزئیدون پشت میزکارش نشسته بود وسرگرم کلنجاررفتن با اعداد و ارقام بود. اداره کل آبهای جهان کاری سنگین وتمام نشدنی را به او محول کرده بود. البته نیروهای زیادی زیردستش کارمی کردند. بالا دستیها برای تسهیل اموراز دادن نیرو مضایقه نداشتند، اما این نیروها چندان کمکی به او نمیکردند چون بخاطر وسواسی که داشت، تمام حساب...
-
گل آشنایی /احمد محب دراناس/آیدا مجید آبادی
سهشنبه 18 آذر 1404 14:32
از پنجرهی سبزت، گلی به سویم پرتاب کن، تا روشنایی، قلبم را از درون پر کند. بر درت آمدم، چونان فصلی نو با نگاهی ابری و گیسوانی شبنماندود. تو چون گلی باز، برگ به برگ و من با عشق، برایت بهار و ترانه آوردهام از جادههای غبارآلود دیاری دور. لرزش باوقار و شفاف قطرهها ساقههای خمیده از بار خوشههای گل عطرهای جاری از...
-
کرامت ! / کوروش آقامجیدی
شنبه 15 آذر 1404 17:22
هی صبر، هی تعلل، هی دست دست، لابد سامانه های بارشی پاییز می آمدند. پس، زیر لعاب و ژستِ کرامت بر پاییِ دوگانه ی استسقا را به ابرهای یائسه فرمودند: باران! اما مضحک که ابرها باران شدند و خود را در منتهی الیه پلیدِ بلاد کفر باریدند. آه! آن بقعه که شفا ندهد، کور می کند تهران هنوز هم با خاک و خاکستر همبستر است....
-
یک جامعه چگونه سقوط می کند / احسان محمدی
چهارشنبه 12 آذر 1404 07:28
جوامع به سادگی نابود می شوند کانه موریانه ای که به آرامی پایه های یک ساختمان را از درون می خورد و پوک می کند وقتی پول و پارتی به قانون بیلاخ نشان می دهد .ضعیف تر ها در تار عنکبوت قانون و مقررات گیر می کنند اما قوی تر ها آش را با جاش می برند وقتی هر قاتل و چاقو کش و خائن به وطنی ، به صرف اینکه توسط حکومت مجازات می شود...
-
زخمهای خزان تازندهی جانگزا/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 29 آبان 1404 21:59
خزان خشکخوی برگریز یأسبار باز تاخت به سوی قلب من پر از شرارتی که کینهتوز بود و با قساوتی غریب و هولناک تمام برگهای سبز تکدرخت پرطراوت امیدهای نوشکفتهی مرا در آن هجوم ناگهانی ستمگرانهاش که ریشهسوز بود چه ظالمانه خشک کرد! و با خشونتی که هم عجیب بود و هم مهیب، کند و ریخت بر زمین و دادشان به باد سپردشان به دستهای...
-
نیما و پاییز/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 29 آبان 1404 21:58
فصلهای سال بازتاب چشمگیری در سرودههای نیما یوشیج ندارند، با این وجود نشانههایی از آنها در بعضی از سرودههای او میتوان یافت، از جمله نشانههایی از فصل پاییز یا خزان با بادهای گزنده و شاخههای خشک و برگهای زرد و هوای سرد. نیما در سرودهی زیبایی دربارهی خودش، به نام «نیما»، خود را پروانهی مهجوری معرفی کرده که از فصل...
-
وسع / محمد رضا راثی پور
شنبه 24 آبان 1404 20:04
وسعم اگر می رسید از سر ایوان سوی هرآنجا که شعله های خصومت اشک بیارد به چشمها کفترهایی پیامشان همه زیتون راهی می کردم وسعم اگر می رسید جای گلوله بر دل مجروح هر که هست مرهم بودم اما دردا غیر نظاره به دود های عداوت غیر سرشکی به چشم هیچ ندارم تا بفرستم به این شراره پر خشم
-
بار / محمد ابرغانی
شنبه 24 آبان 1404 15:55
باری گذاشتند به دوشم نتوانم کشیدنش ابریق شوکرانم دادند نتوانم چشیدنش من آن پرومته ام که به زنجیر بسته اند آزاد می پریدم از این پیش بال مرا ز خشم و عداوت شکسته اند
-
ترسالی بزرگ / سعید سلطانی طارمی
جمعه 23 آبان 1404 08:31
ناگاه، باد بزرگ نعره زد: آب آمد. آبی زلال و پاک. جوباره های تشنه دویدند پیشباز باغ سیاه سوخته آماده باش داد ارواح ریشه های مرده از آن سوی مرزها برگشتند مردان به سوی مزرعه ها رفتند و کوزه های خشک عروسان را بردند چشمه سار. و روستا به هلهله افتاد: ترسالی بزرگ خوش آمد. باد بزرگ آمد و لغزید توی باغ و روی سربلندترین سرو...
-
غبار / محمد علی شاکری یکتا
پنجشنبه 22 آبان 1404 16:10
دستی به روزهای من بکش ای یار گرد وغبار این همه تنهایی خورشید صبحگاه مرا پوشانده است.
-
هایکوی منظوم /سید علی میر افضلی
جمعه 16 آبان 1404 16:11
در گوشه باغ توپ باران خورده چون خاطرهای از نفس افتاده _ رها.
-
ناظران سختگیر / محمد رضا راثی پور
پنجشنبه 15 آبان 1404 20:41
همه ما چیزی بیشتر از کتابهایی که خوانده ایم و همکاران و همخونهای خود نیستیم .ذره ذره وجود ما در رد پاها و آثاری که از خود بجا می گذاریم تجلی می کندایده ها و آرزوهای ما بیگانه با بستری نیست که در آن پرورش یافته ایم .اگر باغبان یک آدم کاهل و سهل انگار باشد لاجرم درختهایی که می پرورد کم ارتفاع و کم بار و برگ خواهد بودبر...
-
پاییز/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 28 مهر 1404 21:41
پاییز! با آواز باران نغمه سرده شعری بخوان گویای این قلب پر از غم تفسیر این پژمردگیهای روانکاه شایستهی این روزهای سرد ماتم این لحظههای حسرتانگیز این خستگیهای دلآزار. از برگریزانهای بیپایان سخن گو از بادهای تند بدخو در فصل اندوه از شاخساران بلند آرزوهایی که خشکیدند در دمسردی ناکامی و حرمان و از گلستانهای پرپرگشته...
-
کشتگاه خشک نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 28 مهر 1404 21:32
در این زمانه که ما ایرانیان درگیر با ابربحران خشکسالی و کمآبی شدید و کاهش نگران کننده و روزافزون بارش باران و ته کشیدن آب پشت سدها و دریاچهها و تالابها و آبگیرها و آبهای زیرزمینی هستیم، نگاهی به سه شعر نیما که به همین موضوع اشاره دارند و مثلث خشکی و بیبارانی را در سرزمین شعر او ساختهاند، بیمناسبت نیست. این سه...
-
لجاجت / محمد رضا راثی پور
جمعه 25 مهر 1404 18:46
لجاجتی ست در این چشمهای ناباور که شک عقل ستیزش نمیرود از سر هزار روزنه بر وی گشوده شد از نور هزار معجزه بروی نموده شد اما کدام ذره به این پتک ، تاب میآرد که باز جان سر انکار خویش بسپارد ۲۷ دی ۸۷
-
ایده آل و رئال /امین
پنجشنبه 24 مهر 1404 15:59
بدنبال تغییرات اخیری که در موازنه مهره های صفحه شطرنج سیاسی منطقه خاورمیانه اتفاق افتاده و باور ها و ایدئولوژی ها با محک عملگرایی ، راستی آزمایی شده ،خواه ناخواه شرایطی فراهم آمده که کشتیبان را سیاستی دگر آید.گفتمانها خواه ناخواه باید با این تغییرات همسو باشد و ک فه ایده آل از رئال سنگین تر نباشد ، چون مخاطب جهانی...
-
فاصله / مرتضی دلاوری
یکشنبه 20 مهر 1404 20:42
فاصله نفرین هستی نیست فاصله عشقست این جایی که من هستم گاهگاهی قله را از دور باید دید
-
دکتر / زهرا ده بزرگی
جمعه 18 مهر 1404 19:36
پدرم با همه غیرت خود می داند که فقط محرم ما ، دکتر هست و چرا شاعر حتی عاشق محرم نیست دکتر زشت و سپید و اخمو با خضوع الکی با لباسی که سپید است به زور حق بده تا که تورا می بینم و دلم غرق تپش می گردد با همان اخم و غرور آرزو می کنم ای کاش که دکتر بودم
-
دل من / محمد ابرغانی
جمعه 18 مهر 1404 19:26
دل من اگر نباشد بدنی چگونه بایست ز من بجای ماند بدنی اسیر حرص وطمع و زیاده خواهی دل من اگر نباشد که به مدح صبح و خورشید نوای حق بر آرد که نشان تازیان را ز قفای خلق در گیر ستمگران بخارد دل من دلیل تسلیم منست بر حقیقت
-
کوزه / وحیده گرجی
جمعه 18 مهر 1404 19:12
برگ برگی که از احساس تو چیدم با عشق چشم بر هم زدنی باد به یغما برده باز می داردم از خاطره هایم از اشک بیم پاشیدن این کوزه ی باران خورده ...
-
اوهام /علی رضا عاشوری
جمعه 18 مهر 1404 09:54
انگار توی خواب خودم ریختم ترا با گریه سر رسیدم و بوسیده ام ترا چون دانه های سرخ اناری مچاله ام با در د گریه کرده ام و دیده ام ترا می خواستم سکوت کنم وا گذاشتم خود را درون سینه ی تو جا گذاشتم می خواستم ادامه دهم دل نمی گذاشت دل را برای لحظه ای تنها گذاشتم تنها شدم دوباره اگر با تو می شدم درگیر و دار خواب سحر با تو می...
-
به همسایه /نیما یوشیج
پنجشنبه 17 مهر 1404 18:19
همسایه! عزیز من! باید بتوانی به جای سنگی نشسته، ادوار گذشته را که توفان زمین با تو گذرانیده، به تن حس کنی. باید بتوانی یک جام شراب بشوی که وقتی افتاد و شکست لرزش شکستن را به تن حس کنی. باید این کشش تو. را به گذشته ی انسان ببرد و تو در آن بکاوی. و به مزار مردگان فرو بروی، به خرابه های خلوت و بیابان های دور بروی و در آن...
-
هایکوی منظوم /سید علی میر افضلی
پنجشنبه 17 مهر 1404 13:55
پرواز بادبادک رؤیا از بام خانههای تهیدست.
-
از حرفهای فروغ فرخزاد....
چهارشنبه 16 مهر 1404 19:13
من به یک چیز خیلی معتقدم و آن"شاعر بودن"در تمام زندگی است!شاعر بودن یعنی انسان بودن!بعضی ها را می شناسم که رفتار روزانه شان هیچ ربطی به شعرشان ندارد،یعنی تنها وقتی شاعر هستند که شعر می گویند؛بعد تمام می شود و دو مرتبه می شوند یک آدم حریص شکموی ظالم تنگ فکر بدبخت حسود حقیر...خوب، من حرفهای این آدم ها را هم...