-
از حرفهای فروغ فرخزاد....
چهارشنبه 16 مهر 1404 19:13
من به یک چیز خیلی معتقدم و آن"شاعر بودن"در تمام زندگی است!شاعر بودن یعنی انسان بودن!بعضی ها را می شناسم که رفتار روزانه شان هیچ ربطی به شعرشان ندارد،یعنی تنها وقتی شاعر هستند که شعر می گویند؛بعد تمام می شود و دو مرتبه می شوند یک آدم حریص شکموی ظالم تنگ فکر بدبخت حسود حقیر...خوب، من حرفهای این آدم ها را هم...
-
دلم می سوزد / فریدون ناصرخانی کرمانشاهی
یکشنبه 13 مهر 1404 16:29
( دلم می سوزد برایِ زنبقی که سال هاست سکوت کرده است ) چه وحشتی ... ؟ از صدایِ ، اضطرابِ ، شکوفه هایِ خسته می آید از صدایِ تغزّلِ آه از طعمِ تندِ نور / درشب هایِ / بنفشِ بی تابی چه وحشتی ! از صدایِ یک گلوله / به سینه ها باقی ست چه عطرِ نجیبی ...؟ از صدایِ دلِ شکسته می آید پلک تا پلک ابرها چگونه می گریند / زیرِ آن چترِ...
-
مرگ ای/ محمد جلیل مظفری
شنبه 12 مهر 1404 20:07
فصل یک: کوچه, خاک و خُل, یک توپ صبح تا شب فراری از خانه هیچکس هم تو را نمیفهد مثل یک بچهتخسِ دیوانه مادر و قبله و نماز و دعا خواهران گرم پچ پچ و خنده و برادر کتاب و رنگ و قلم من؟ نمودارِ نسل آینده توی طاقچه شمایل حضرت قابی از یک طبیعت بیجان کنجِ آیینهٔ کمد اما عکسی از زندهیاد ناصرخان های..., هشدار تو بزرگ شدی...
-
پلاک / محمد علی شاکری یکتا
شنبه 12 مهر 1404 14:10
این کوچه ها پلاک ندارند اما برسردرِ قدیمی قدیمی یک خانه نامی نوشته است که روزگار عاشق باران هم پاکش نمی کند. پیدا شدم بعد از هزار فصل غباری. رنگین کمان دوباره مرا دید.
-
y
شنبه 12 مهر 1404 14:08
پاییزک خوش خط و خال! پریده رنگ و هراس آلود وبال گردن خورشید زخم خورده ی مهر رها میان کپرهای کولیان زمین رهیده از شب توفان و زهر خند زمان از این شکستن سرشاخه های خشکیده از این خروش کف آلود ابر های سیاه نهیب تندر و آتش که می زند بر کوه کرانه های فلق ، رنگ سرخ باغ انار اگر دلم تپش برگ را نمی شنود و پا به پای زمین هنوز در...
-
حرمت /هومن گلهو
جمعه 11 مهر 1404 15:46
حرمت جنازه را آنچنان که سنگ گور کهنه نقل میکند... خیره خیره آینه ...چشمهای خسته ی مرا آه این دو رود خشک این دو روزن بدون نور حفره های سوت و کور
-
بی قطره /امیر دادویی
جمعه 11 مهر 1404 15:43
صبح از کدام بی کسی آغاز میشود کاین پنجره حقارت چشمش به راه ماند بی سایه ای که در هذیانهای آفتاب بی عابری که در نفس جاده ی عقیم بی قطره ای که از بشارت باران پر میزند پرنده و اندوه دیر پا در انفعال روح درختان وزیده است با بیشه های خسته ی در تشنگی رها این دشت پر ملال پر میزند پرنده و آوازها ی لال ای ابر بیتفاوتی و نا...
-
این گفتگوی شاد / کوروش آقا مجیدی
پنجشنبه 10 مهر 1404 15:16
بر روی میز در سینی ظریفِ مطلایی دو استکان دو لب طلای کمر باریک چای. از هر چه می رود به زبان ها مان ، تا هرچه در دلمان آب می شود ، قند است . و حرف هایمان همه از تو سر در می آورد . با هم نشسته ایم من و شعر گپ می زنیم . نام تو می رود ، این گفت و گوی شاد پر در می آورد . #کوروش_آقامجیدی
-
تاویل / اقبال مظفری
پنجشنبه 10 مهر 1404 14:49
فقط برای نوشتن یک شعر چنگی به سینۀ دریا می زنم تمام پنجرههای رو به جهان را تأویل میکنم از ابتدای جهان میآغازم با چشمهای اسب به دنیا نگاه میکنم از یک ردیف چوبۀ دار عکس میگیرم در امتداد شب/ با ماه دیوارهای سر به فلک کشیده را رصد میکنم روی چارپایه مینشینم و از زاویۀ یک پندار به دوردستِ جهان نگاه میکنم از باغهای...
-
همزبان با سعدی / علیرضا طبایی
پنجشنبه 10 مهر 1404 14:43
... پسلرزهها و لرزهها، ـ یک لحظه، از جنبش نمیمانند! تا بوده و بودهست، هر روز خشت دیگری از پایههای کهنهی پوسیده، میریزد دیوار و سقف و هرچه... فرسودهست! آیا نمیبینند؟... ـ یا خوابند! ـ یا... امّا نه، بیدارند! * همسایهها، چشمانتظارانند! موران و موش و موریانه، ـ در نهانِ سقف و در، ناخوانده مهمانند! دیوارها، از...
-
آسمانی ابر .../ سید مرتضی معراجی
دوشنبه 7 مهر 1404 20:37
آسمانی ابر در من آشیان کرده ست آسمانی ابر خورشیدِ مرا پنهان به بغضی جاودان کرده ست کوله بار هرچه دارم _ مهربانی و تهیدستی امانتهام_ بر دوشم چوب دستی ِ سفر در دست پا در راه می روم امٌا با حریر بافته از جاری اندوه بی پایان مِه تمام دشت را در خود نهان کرده ست وآسمانی ابر در من آشیان کرده ست گام هایم گُم افق از هرطرف...
-
رودل / کوروش آق مجیدی
دوشنبه 7 مهر 1404 18:42
دستم را بالا نمی برم، ستاره نمی چینم . از آسمان ِ خانه ی من ، تنها خوشه به خوشه نحسی و نکبت آویختهّ ست . از آسمان ِ خانه ی من خون ، چکان چکان هر گوشه ریختهّ ست . دیوارهای خانه ی من درد می کند.. بالا گرفته است تبی سرکوب ، از بلع ِ ناصوابِ ِ چهل ساله ای دلش آشوب روی زبانش آی ، چه باری نشسته است ! هضمی که همچنان ناکام...
-
مثل گریه / سید مرتضی معراجی
دوشنبه 7 مهر 1404 18:38
دانه دانه گرم گرم پشت پرده پشت در پشت شیشه پنجره روی برگ و بوته ها پشت باد روی بید از سپهر بر چمن ابر قطره قطره پاک می چکد روی گونه های خاک یک روند و بی صدا مثل گریه های من #معراجیـسیدمرتضی @walehane
-
تو با من / سعید سلطانی طارمی
دوشنبه 7 مهر 1404 18:34
تو را می شناسم تو با من درآیینه آیینه آیینه بودی تو با من سوار چرا، تا کجا پیش راندی تو در ریشه ی واژه رفتی تو در ریشه ها جا گرفتی تو از واژه معنا گرفتی تو بودی، تو بودی که گل را سرودی تو بودی که در گل شکفتی تو بودی که از بوی رنگین آغاز گفتی هوای دلم را شنیدی به پایان آغازهایم رسیدی تو بودی در آغاز پایان درِ خانه بستی...
-
تنهایی /سید علی میر افضلی
دوشنبه 7 مهر 1404 18:31
یوسف اگر باشی تنهاییت گرگی ست بی تقصیر چاهیست بی پایان خوابیست بی تعبیر
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 6 مهر 1404 20:22
گور زار / نصرت رحمانی گورزاریست زمین؛ و زمان پیرُ خنگُ کرُ کور. در پس سنگر دندان ها دیگر سخنی نیست که نیست دیرگاهی ست که از هر حلقی زنجیری روییده است و زبان ها در کام؛ فاسد و گندیده ست! شب / محمد زهری شبی از شب ها تو مرا گفتی - «شب باش!» من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود شب شب گشتم به امیدی که تو فانوس سحرگاه شب...
-
تاریکی 26/ امیر دادویی
یکشنبه 6 مهر 1404 20:17
دوباره گُم شدهام میانِ حیرتِ لال میانِ فرضِ محال و روحِ تاریکی دمیده شد در من در آستانۀ شب درون آینه ظلمت بود در انعکاسی پَست نمازهای عبور و جادۀ بنبست مسافرِ تنها زِ پا نمیافتاد درونِ ذائقۀ فانوس ستارۀ کم نور اگر تداوم داشت پنجم آبان نودوهشت #امیر_دادویی @amirdadooei
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 6 مهر 1404 20:14
تاسیان / هوشنگ ابتهاج خانه دل تنگ غروبی خفه بود مثل امروز که تنگ است دلم پدرم گفت چراغ و شب از شب پر شد من به خود گفتم یک روز گذشت مادرم آه کشید زود بر خواهد گشت ابری هست به چشمم لغزید و سپس خوابم برد که گمان داشت که هست این همه درد در کمین دل آن کودک خرد ؟ آری آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمی دانستم...
-
به رفتگان / محسن صلاحی راد
شنبه 5 مهر 1404 19:43
جای شما خالی باید که میبودید و میدیدید اما نه شاید نه... اینجا پُر از گرد است دلها پُر از درد است وآن کو خرد میجوید و راهِ علاجِ درد میپوید از همرهان فرد است اینجا همه غوغاست سرها پُر از سوداست دیوانه میخوانند و میخندند ره بر هوای تازه میبندند... جای شما خالی باید که میبودید و میدیدید اما نه، شاید بهترین جا...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
پنجشنبه 3 مهر 1404 13:13
از زخم آبایی /احمد شاملو دختران دشت! دختران انتظار! دختران امید تنگ در دشت بیکران، و آرزوهای بیکران در خلقهای تنگ! دختران خیال آلاچیق نو در آلاچیقهائی که صد سال! ـ از زره جامهتان اگر بشکوفید باد دیوانه یال بلند اسب تمنا را آشفته کرد خواهد... دختران رود گلآلود! دختران هزار ستون شعله به طاق بلند دود! دختران عشقهای...
-
پرسه /حسن اسدی
پنجشنبه 3 مهر 1404 13:10
دلم زسینه پرید! تمام سرخوشی اش.پرسه درهوای توبود! اگرچه می دانست! که دیده بانیِ چشمت.امان نخواهدداد! پرنده ای بسلامت.به لانه برگردد!! شبدیز
-
تنها تو /خانم دکتر شریعتی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:40
دلم همدردی دریا دلم تعبیر یک رویا دلم یک موج آزادی امیدی غرق در شادی دلم آرامش ساحل نم باران و بوی گل دلم یک آسمان پرواز دلم یک سینه ی پر راز دلم یک شعله دلگرمی سکوت مانده در شرمی دلم معنای حرف آه دلم پایان هر چه راه دلم یک اشک بی تقصیر دلم لبخند بی تزویر دلم فریاد یک خاموش دلم امنیت آغوش دلم یک عشق بی منت دلم یک بوسه...
-
✅میراثدار شعر شیعی استاد محمد عابد / سید قاسن ناظمی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:38
مرگ پایان شاعر نیست، شاعر در واژهها، در استعارهها و در تعابیر بدیع و نو زندگی میکند. مرگ پایان شاعر نیست، تا شعر و اندیشه و شعور باقی است، او زنده میماند و زمین را به آسمانهای دور از دسترس پیوند میزند. مرگ، مرگ، مرگ حکایت دیگری است که شاعر چون واژهای زیبا آن را هزاران بار زیسته است. استاد محمد عابد شاعر دردهای...
-
شعر یا اسلحه /کلارا خانس
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:33
اگر شعر میتواند به اسلحهای برای نبرد بدل شود نخست به خاطر حقیقت آن است. حقیقتی که حقایق دیگر را در بر میگیرد، کسی که آن را به غایت میرساند یا ازآنِ خود میکند را وادار میکند تا خود به قلعهای برای دفاع از حقیقت بدل گردد«شاعر نیازی به آزادی ندارد، چون آزاد است.» در آزادی، هارمونی مینشیند، در هارمونی، عشق و در...
-
عریانی /کوروش اقامجیدی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:32
شرمی ز چشمانی که درویشی نمی دانند ، با من نیست . عریانی ام را هم سرانجام از تنم کندم . خرسند تر از این نخواهم بود . جان جوانه از تنم بیرون . یخ بسته در آوند هایم خون . بی بار و بی برگم . این روزها دیگر همخوابه ی مرگم . 95 08 17 کوروش آقامجیدی
-
خوش باد / امیر دادویی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:30
خوش باد حالت در مصافِ بادهای سرد چایت مداوم گرم در برفپوشِ برگهای زرد #امیر_دادویی
-
گاهی / محسن صلاحی راد
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:24
گاهی فقط صدای تو میآید گاهی فقط صدای تو زیباست گاهی فقط صدای تو با گوشْ آشناست اما گاهی صدای تو اصلاً به گوشِ کس نمیآید اصلاً به گوشِ هیچکسی خوش نیست انگار کن که همهمهی دور و مبهمیست اما گاهی فقط صدای تو میآید... #محسن_صلاحی_راد
-
درد تلخ /ماریا کرم نزاد
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:21
مهمان شبهای منی، ای آسمانی رنگِ من ، ای عشق ...! بر گونههایت نقره فام اشک من جاریاست. بر شانههایت ، گیسوانم نرم میرقصند. از نی نی چشمان تو دستی، سر میکشد تا غصههایم را درآمیزد با خندههای دختر مهتاب. وقتی که نیلوفر مست از شراب بوسههای تو لب میگذارد بر لب آیینهی مرداب دیگر نمیگویم از ریزخند زیر چشمانت از...
-
ستاره / محمد جلیل مظفری
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:19
ستاره بود اما به خواب و خلسهی ما یک شبِ زمستانی شهابوار گذشت و ما ندانستیم کبوترانه در این شهرِ بی ترحمِ دنیاشْ بی در و پیکر به رویِ هِرّهی بامِ کدامِ خانه نشست
-
سیب گناه /امیر دادویی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:14
نبود خنده ی فانوس سمت دهکده ای نمانده دهکده را هیچ خانه ای آ باد کدام آدم تنهایی از فلک کوچید کدام سیب گناهی زشاخه ها افتاد