-
پاییز/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 28 مهر 1404 21:41
پاییز! با آواز باران نغمه سرده شعری بخوان گویای این قلب پر از غم تفسیر این پژمردگیهای روانکاه شایستهی این روزهای سرد ماتم این لحظههای حسرتانگیز این خستگیهای دلآزار. از برگریزانهای بیپایان سخن گو از بادهای تند بدخو در فصل اندوه از شاخساران بلند آرزوهایی که خشکیدند در دمسردی ناکامی و حرمان و از گلستانهای پرپرگشته...
-
کشتگاه خشک نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 28 مهر 1404 21:32
در این زمانه که ما ایرانیان درگیر با ابربحران خشکسالی و کمآبی شدید و کاهش نگران کننده و روزافزون بارش باران و ته کشیدن آب پشت سدها و دریاچهها و تالابها و آبگیرها و آبهای زیرزمینی هستیم، نگاهی به سه شعر نیما که به همین موضوع اشاره دارند و مثلث خشکی و بیبارانی را در سرزمین شعر او ساختهاند، بیمناسبت نیست. این سه...
-
لجاجت / محمد رضا راثی پور
جمعه 25 مهر 1404 18:46
لجاجتی ست در این چشمهای ناباور که شک عقل ستیزش نمیرود از سر هزار روزنه بر وی گشوده شد از نور هزار معجزه بروی نموده شد اما کدام ذره به این پتک ، تاب میآرد که باز جان سر انکار خویش بسپارد ۲۷ دی ۸۷
-
ایده آل و رئال /امین
پنجشنبه 24 مهر 1404 15:59
بدنبال تغییرات اخیری که در موازنه مهره های صفحه شطرنج سیاسی منطقه خاورمیانه اتفاق افتاده و باور ها و ایدئولوژی ها با محک عملگرایی ، راستی آزمایی شده ،خواه ناخواه شرایطی فراهم آمده که کشتیبان را سیاستی دگر آید.گفتمانها خواه ناخواه باید با این تغییرات همسو باشد و ک فه ایده آل از رئال سنگین تر نباشد ، چون مخاطب جهانی...
-
فاصله / مرتضی دلاوری
یکشنبه 20 مهر 1404 20:42
فاصله نفرین هستی نیست فاصله عشقست این جایی که من هستم گاهگاهی قله را از دور باید دید
-
دکتر / زهرا ده بزرگی
جمعه 18 مهر 1404 19:36
پدرم با همه غیرت خود می داند که فقط محرم ما ، دکتر هست و چرا شاعر حتی عاشق محرم نیست دکتر زشت و سپید و اخمو با خضوع الکی با لباسی که سپید است به زور حق بده تا که تورا می بینم و دلم غرق تپش می گردد با همان اخم و غرور آرزو می کنم ای کاش که دکتر بودم
-
دل من / محمد ابرغانی
جمعه 18 مهر 1404 19:26
دل من اگر نباشد بدنی چگونه بایست ز من بجای ماند بدنی اسیر حرص وطمع و زیاده خواهی دل من اگر نباشد که به مدح صبح و خورشید نوای حق بر آرد که نشان تازیان را ز قفای خلق در گیر ستمگران بخارد دل من دلیل تسلیم منست بر حقیقت
-
کوزه / وحیده گرجی
جمعه 18 مهر 1404 19:12
برگ برگی که از احساس تو چیدم با عشق چشم بر هم زدنی باد به یغما برده باز می داردم از خاطره هایم از اشک بیم پاشیدن این کوزه ی باران خورده ...
-
اوهام /علی رضا عاشوری
جمعه 18 مهر 1404 09:54
انگار توی خواب خودم ریختم ترا با گریه سر رسیدم و بوسیده ام ترا چون دانه های سرخ اناری مچاله ام با در د گریه کرده ام و دیده ام ترا می خواستم سکوت کنم وا گذاشتم خود را درون سینه ی تو جا گذاشتم می خواستم ادامه دهم دل نمی گذاشت دل را برای لحظه ای تنها گذاشتم تنها شدم دوباره اگر با تو می شدم درگیر و دار خواب سحر با تو می...
-
به همسایه /نیما یوشیج
پنجشنبه 17 مهر 1404 18:19
همسایه! عزیز من! باید بتوانی به جای سنگی نشسته، ادوار گذشته را که توفان زمین با تو گذرانیده، به تن حس کنی. باید بتوانی یک جام شراب بشوی که وقتی افتاد و شکست لرزش شکستن را به تن حس کنی. باید این کشش تو. را به گذشته ی انسان ببرد و تو در آن بکاوی. و به مزار مردگان فرو بروی، به خرابه های خلوت و بیابان های دور بروی و در آن...
-
هایکوی منظوم /سید علی میر افضلی
پنجشنبه 17 مهر 1404 13:55
پرواز بادبادک رؤیا از بام خانههای تهیدست.
-
از حرفهای فروغ فرخزاد....
چهارشنبه 16 مهر 1404 19:13
من به یک چیز خیلی معتقدم و آن"شاعر بودن"در تمام زندگی است!شاعر بودن یعنی انسان بودن!بعضی ها را می شناسم که رفتار روزانه شان هیچ ربطی به شعرشان ندارد،یعنی تنها وقتی شاعر هستند که شعر می گویند؛بعد تمام می شود و دو مرتبه می شوند یک آدم حریص شکموی ظالم تنگ فکر بدبخت حسود حقیر...خوب، من حرفهای این آدم ها را هم...
-
دلم می سوزد / فریدون ناصرخانی کرمانشاهی
یکشنبه 13 مهر 1404 16:29
( دلم می سوزد برایِ زنبقی که سال هاست سکوت کرده است ) چه وحشتی ... ؟ از صدایِ ، اضطرابِ ، شکوفه هایِ خسته می آید از صدایِ تغزّلِ آه از طعمِ تندِ نور / درشب هایِ / بنفشِ بی تابی چه وحشتی ! از صدایِ یک گلوله / به سینه ها باقی ست چه عطرِ نجیبی ...؟ از صدایِ دلِ شکسته می آید پلک تا پلک ابرها چگونه می گریند / زیرِ آن چترِ...
-
بی قطره /امیر دادویی
جمعه 11 مهر 1404 15:43
صبح از کدام بی کسی آغاز میشود کاین پنجره حقارت چشمش به راه ماند بی سایه ای که در هذیانهای آفتاب بی عابری که در نفس جاده ی عقیم بی قطره ای که از بشارت باران پر میزند پرنده و اندوه دیر پا در انفعال روح درختان وزیده است با بیشه های خسته ی در تشنگی رها این دشت پر ملال پر میزند پرنده و آوازها ی لال ای ابر بیتفاوتی و نا...
-
این گفتگوی شاد / کوروش آقا مجیدی
پنجشنبه 10 مهر 1404 15:16
بر روی میز در سینی ظریفِ مطلایی دو استکان دو لب طلای کمر باریک چای. از هر چه می رود به زبان ها مان ، تا هرچه در دلمان آب می شود ، قند است . و حرف هایمان همه از تو سر در می آورد . با هم نشسته ایم من و شعر گپ می زنیم . نام تو می رود ، این گفت و گوی شاد پر در می آورد . #کوروش_آقامجیدی
-
آسمانی ابر .../ سید مرتضی معراجی
دوشنبه 7 مهر 1404 20:37
آسمانی ابر در من آشیان کرده ست آسمانی ابر خورشیدِ مرا پنهان به بغضی جاودان کرده ست کوله بار هرچه دارم _ مهربانی و تهیدستی امانتهام_ بر دوشم چوب دستی ِ سفر در دست پا در راه می روم امٌا با حریر بافته از جاری اندوه بی پایان مِه تمام دشت را در خود نهان کرده ست وآسمانی ابر در من آشیان کرده ست گام هایم گُم افق از هرطرف...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 6 مهر 1404 20:22
گور زار / نصرت رحمانی گورزاریست زمین؛ و زمان پیرُ خنگُ کرُ کور. در پس سنگر دندان ها دیگر سخنی نیست که نیست دیرگاهی ست که از هر حلقی زنجیری روییده است و زبان ها در کام؛ فاسد و گندیده ست! شب / محمد زهری شبی از شب ها تو مرا گفتی - «شب باش!» من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود شب شب گشتم به امیدی که تو فانوس سحرگاه شب...
-
به رفتگان / محسن صلاحی راد
شنبه 5 مهر 1404 19:43
جای شما خالی باید که میبودید و میدیدید اما نه شاید نه... اینجا پُر از گرد است دلها پُر از درد است وآن کو خرد میجوید و راهِ علاجِ درد میپوید از همرهان فرد است اینجا همه غوغاست سرها پُر از سوداست دیوانه میخوانند و میخندند ره بر هوای تازه میبندند... جای شما خالی باید که میبودید و میدیدید اما نه، شاید بهترین جا...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
پنجشنبه 3 مهر 1404 13:13
از زخم آبایی /احمد شاملو دختران دشت! دختران انتظار! دختران امید تنگ در دشت بیکران، و آرزوهای بیکران در خلقهای تنگ! دختران خیال آلاچیق نو در آلاچیقهائی که صد سال! ـ از زره جامهتان اگر بشکوفید باد دیوانه یال بلند اسب تمنا را آشفته کرد خواهد... دختران رود گلآلود! دختران هزار ستون شعله به طاق بلند دود! دختران عشقهای...
-
پرسه /حسن اسدی
پنجشنبه 3 مهر 1404 13:10
دلم زسینه پرید! تمام سرخوشی اش.پرسه درهوای توبود! اگرچه می دانست! که دیده بانیِ چشمت.امان نخواهدداد! پرنده ای بسلامت.به لانه برگردد!! شبدیز
-
سیب گناه /امیر دادویی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:14
نبود خنده ی فانوس سمت دهکده ای نمانده دهکده را هیچ خانه ای آ باد کدام آدم تنهایی از فلک کوچید کدام سیب گناهی زشاخه ها افتاد
-
فصل خوب / هومن گلهو
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:10
این باغ سبزمرگ شد و سوخت در انتظار آن که بیایی پاییز؛ فصل خوب و طلایی! هومن گلهو
-
تگرگ ها/محسن صلاحی راد
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:08
گلنچیده از نگارخانهاش هنوز افت میکند فشارِ خونِ برگها داد میزند: «پناه بر تگرگها!» #محسن_صلاحی_راد ۲۷ مهر ۱۳۹۵
-
نیش و نوش/وحید شفیعی
چهارشنبه 2 مهر 1404 19:07
ز نیش و نوش او هر روز خوردیم -عروس خوش بزک، عفریته رفتار- به چنگ زندگی هر روز مردیم #وحیدشفیعی
-
فرهنگ پوپولیستی جهان را فراگرفته / ماریو وارگاس یوسا
دوشنبه 31 شهریور 1404 06:36
نویسنده نامدار پرویی و برنده جایزه نوبل ادبی معتقد است که اهدا جایزه نوبل ادبی به باب دیلن نتیجه رشد فرهنگ پوپولیستی و مبتذل است. او محبوبیت دونالد ترامپ در آمریکا و حزب راستگرای آلمانی را هم در همین رابطه میبیند. ماریو وارگاس یوسا، از معروفترین نویسندگان معاصر در گفتوگو با خبرگزاری آلمان به موضوعات گوناگونی...
-
عشق تلخ نیما/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 شهریور 1404 21:24
عشق تلخطعم و ناکام نیمای جوان به صفورای زیباروی چادرنشین، آن چابکسوار طناز و افسونگر، دخت نازنین و دلربای رییس ایل کوشکک، بود که او را به راه شعر و شاعری کشاند و از او شاعری پراحساس و سرشار از عاطفه ساخت. این عشق که در آغاز شیرین و دلنشین بود و با وعدههای شیرین و قول و قرارهای افسونگرانه شروع شده بود، خیلی زود با...
-
پیرمرد و من و کبوتران/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 شهریور 1404 21:23
پیرمرد خستهی خمیدهقامت و چروکچهرهی شکستهرو درددلکنان به من که در کنار او روی نیمکت نشسته بودم و به گفتههای دلخراش آن نزار خستهدل با صدای لرزهدار ناتوان گوش دل سپرده بودم و نگاه من به چشمهای بیفروغ او خیره بود، گفت: «من در این جهان که زادگاه و خاستگاه و جایگاه رنجها و زجرها و دردهاست رنجهای بیشمار بردهام...
-
آبستن / توکل بیلویردی
جمعه 28 شهریور 1404 08:45
در پای تریبون که ندارد شنوایی در حال سخن گفتن و فریاد کشیدن اثبات نماید هدف کوچک خود را انگار که آنان که گرفتار سکوتند وابسته این پرت و پلایند در پای تریبون اکسیژن و وقت است که هر دم شود اتلاف ای کاش که اندیشه شرف داشت به بیهوده شنیدن هرچند که مستلزم رنج است اما آبستن گنج است
-
پاس / هومن گلهو
جمعه 28 شهریور 1404 08:43
مرگ در گلدان کنارِ حوض ِ کاشی داس می کارد. بوته ای روییده بر دیوار سیمانی از آن بالا زندگی را پاس می دارد. هومن گلهو
-
اتفاق /هومن گلهو
جمعه 28 شهریور 1404 08:21
چه اتّفاقِ قشنگی! چه حسّ و حال خوشی! میانِ این همه دیوارهایِ سرد و عبوس دری و دستی از آن سو که: «دوستت دارم». هومن گلهو