-
اشک / ریتا غراهام / محمد حمادی
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:21
الدمعة التى على خدِّ اللیل قلبُ امرأةٍ أکلَ النهار أحلامَها. اشکِ نشسته بر گونهی شب دلِ زنیست که روز، رؤیاهایش را خورده است. ✍ #ریتا_غراهام [سوریه] ✍برگردان: #محمد_حمادی |
-
ای همگام /سید مرتضی معراجی
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:20
مرگ ای همگام ای نزدیکتر از هرکس و هر چیز من نمی پرسم بعد از این وحشت مأمنی آیا غیر آغوش تو ما را هست اما ای وجود زندگانی بی تو یعنی هیچ با تو یعنی پوچ بعد از این پوچی هیچ آیا هست ؟ ۱۳۷۰/۸/۱۹ از کتاب « زین آتش نهفته ... » #سیدمرتضی_معراجی @walehane
-
باختن /مجید مبلغ ناصری
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:19
دیگر ندارم بعد از این چیزی برای باختن از بس هوای عاشقی ها شد هوای باختن انگیزه در من مرده و باید که از خود بگذرم شاید که باشد سرنوشت من سزای باختن رفتی سفر من هم بدنبال تو با این فرق که تو منهتای اوج و من تا انتهای باختن آتش بپا کردی رفیقا،دستخوش من ماندم و هر لحظه را از دوریت با های های باختن در صحنه ی بازی همدستی...
-
سه پرسش در باب شعر/ مزدک پنجهای
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:18
آیا هنگام سرایش شعر همه آنچه در ذهن شاعر است، به نگارش در میآید؟ آیا آنچه در ذهن شاعر است، زیباست یا آنچه تبدیل به متن شده است؟ کدام یک اهمیت دارد؟ اصولین معتقدند، لفظ از وضع پدید میآید. در واقع دلالت وضع بر معنا، دلالت وضعی است. پس بین لفظ، وضع و معنا ارتباط عمیقی وجود دارد. وضع هم به صورت عمل نوشتار است هم به صورت...
-
نه گفتگویی .../ سید مرتضی معراجی
چهارشنبه 21 خرداد 1404 19:18
........................؛ نه گفتگویی نه های و هویی نه حرفهای گرمِ عاشقانه ای شان برای سیل ِ گریه نه بهانه ای شان ز دوردست آسمان به هم رسیدند چرا خدای من بگو به بُغضی انبوه چه شد که هر دو سر به زیر پر کشیدند و گریه کردند غریب و بی صدا و یکریز دو ابر از دو سوی آسمانِ دیشب به روی باغ زرد پاییز (س.م.معراجی)
-
کنار تو / مرتضی دلاوری
سهشنبه 13 خرداد 1404 14:48
تو خندیدی و صداهای توی سرم، گم شدند تو تابیدی و علف هرزها کرت گندم شدند کنار تو انواع بودن کنار تو وضع زمان فرق دارد کنار تو گندابها، برکه های معطر زمین بارورتر درختان تناورترند تو میخوانی و غزلهای تاریک، کم میشوند تو میرقصی و قوانین فیزیک، خم میشوند کنار تو اندوه بندر به تاب آوری میرسد کنار تو احوال پرسی ترانه ست...
-
علیرغم / سید علی میر فضلی
سهشنبه 13 خرداد 1404 14:47
جهان را بگو که ما ایستادیم علی رغم اندوه سپیدار و باران من وکوه.
-
نیما و ما /سعید سلطانی طارمی
پنجشنبه 8 خرداد 1404 04:33
در چنین وحشت نما پاییز کارغوان از بیم هرگز گل نیاوردن در فراق رفتهی امیدهایش خسته میماند میشکافد او بهار خندهی امید را ز امید؛ و اندرو گل میدواند.... [پادشاه فتح] نیما و ما سعید سلطانی طارمی نیما برای نسل شما چگونه شاعری بود و شما به او چگونه نگاه میکردید؟ برای این پرسش یک پاسخ کلیشهای وجود دارد که اولین بار...
-
از سوگ تا سرود / محسن صلاحی راد
سهشنبه 6 خرداد 1404 16:33
گاهی از سوگ تا سرود فقط دو گام گاهی فقط دو نت و گاه هیچ یک نه و ناگاه... انگار سالهاست گذشته ست انگار... «نه، نه انگار برگرد تا ببینی آنجاست ،زخمی ،خراب خواب زده، خسته، چشم بسته با حسرتش نشستی در پای سنگها.... از ماه و از زمزد و مرمر گرفته تا زرنیخ و سنگ پا) ناگاه... «با خود آی...» وز سنگها کناره بگیری ... از سنگ...
-
سبک باران / مرتضی جوان
سهشنبه 6 خرداد 1404 16:26
غزلی بسازم امشب غزلی به سبک باران همه محتوای او آب به ردیف آبشاران غزلی که مصرع هایش، همگی زلال باشد برسد به حلق تشنه به مثال چشمه ساران غزلی که شام مطلق به هوای آشیانش به چه شوق یک پرنده بپرد به شاخساران چکنم که آه اینک همه جا تموز پهن است چکنم که کس ندارد خبری ز ریشه زاران همه جا عبور ،نامرد دل آسمان پر از گرد چه...
-
خط کشی / محمد علی شاکری یکتا
سهشنبه 6 خرداد 1404 16:24
خطی کشیده ام که ببینی در شهر عاشقان بی چتر و بی کلاه روح نجیب باران را می فهمند و ابرهای سترون را با آفتاب فروزان خاموش می کنند. خطی کشیده ام به رسم یادگار در کوچه ای که درد پنجره ها را می داند پیش از سپیده دم در بازتاب پچپچه ی باد نیمه شب گم می شود. خطی کشیده ام گرد تمام شهر جایی که مردمان خود را به خواب میزنند و پشت...
-
یک توضیح / محمد رضا راثی پور
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1404 08:00
این شماره نشریه سیولیشه را با تایید دوستان و اساتید محترم به ویژه نامه مادر اختصاص دادیم. عامل این تصمیم شعر زیبایی از جناب مظفری بود که در رثای والده محترمشان سروده بود .و بنده هم شعری از خودم را پست کردم که دوستان سیولیشه هم چنین کردند و چون دیدم موقعیت معیاست و اسباب کار آماده سعی شد بیشتر آثار مهمی که مضمونی در...
-
وسیله / توماس مان/ کریم اوغلی
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1404 05:19
شارلوت عزیزم یک فنج چایی چیزی نیست که از من مصایقه کنی هر قطره این چایی تجدید خاطراتیست از عشق جوانی ما از قدم زدن در ساحل رودخانه پوتوا و کافه مارتیس که پذیرای علاقه ما بود شارلوت عزیز بلند شو و باز هم با من بیا اگر زانو درد داری یک ولتارین هم بخورد برای همین رفت و بر گشت کفایت می کند بگذار همان قدم زدن ها را تجدید...
-
ولی الله درودیان / کریم اوغلی
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1404 05:14
ولی الله درودیان شاعر و محقق معاصر است که در سال 1317 بدنیا آمده و در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران تحصیل کرده و بعد در اداره مخابرات مشغول به کار شده است.در سرودن غزل و شعر نیمایی و تحقیق در مورد شعر قدیم و شعر معاصر دستی دارد. دو کتاب تلخستان و آواز باد و باران از آثار اوست. در زمینه تحقیق ، آثاری متعدد من جمله در...
-
مادر مهربانم/ مهدی عاطفراد
سهشنبه 30 اردیبهشت 1404 20:37
مادرم نماد مهربانی بدون چشمداشت بود مهربانی بدون شائبه نرم و صاف و بیخش و بدون غش خالص و اصیل مهربانی بدون انتظار پاسخ و توقع جواب راستین و بیریا و ناب مثل آب چشمهسارها زلال مثل جویبارهای نغمهخوان روان با طراوت و لطیف چون هوای تازهی سپیدهدم و معطر از شمیم جانفزای یاس و اطلسی و نسترن. مهربانیاش نه حد و مرز...
-
نیما و مادرش/ مهدی عاطفراد
سهشنبه 30 اردیبهشت 1404 20:34
مادر نیما یوشیج طوبا مفتاح بود. او نوهی حکیم نوری، با لقبهای "ناظمالاطباء" و "حکیم موزی"، شاعر و فیلسوف و نویسندهی دورهی قاجار بود. خانوادهی مادری نیما خانوادهای زمیندار و ثروتمند بودند، همچنین خانوادهای اهل فرهنگ و شعر و ادب و اندیشه و حکمت بودند و پزشکی در این خانواده سابقهی طولانی داشت....
-
دیر و زود / محسن صلاحی راد
یکشنبه 28 اردیبهشت 1404 16:25
دارد هنوز هم هر چیز رنگ آتش و خون، اما از دیر و زود، سایه، گذشته ست کار ما.
-
ناگاه / محسن صلاحی راد
یکشنبه 28 اردیبهشت 1404 16:23
از سوگ تا سرود گاهی فقط دو گام گاهی فقط دونت و گاه هیچ یک نه و ناگاه انگار سالهاست گذشته ست انگار... «نه، نه انگار برگرد تا ببینی آنجاست ،زخمی ،خراب خواب زده خسته، چشم بسته با حسرتش نشستی در پای سنگها... از ماه و از زمزد و مرمر گرفته تا زرنیخ و سنگیا) ناگاه... «با خود آی...» وز سنگها کناره بگیری از سنگ واپسین هم زان)...
-
گریز / حمید رضا شکار سری
شنبه 27 اردیبهشت 1404 17:54
ناگهان اذان ظهر سایه ها گریختند
-
از خانم خطیب شهیدی تا «لیزا»یِ تورگنف / یوســف جاویـــدان
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 08:56
سوم دبستان خانم معلمی داشتم خوش آب و گِل با پوستی به لطافتِ برگ گل اما خشک و رسمی و به قول آقای فروید «ریپـْـرِسد» که بیشتر به کسی میماند که از شش سالگی در جایی مانند صومعه بزرگ شده باشد. خانم خطیب شهیدی، چنانکه از نامش پیداست، از یک خانوادهی معمم میآمد و تمام همّ و غم او این بود که به ضرب خطکش و اخم و تشر به ما...
-
نامه / نادر نادرپور
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 19:23
مادر! گناه زندگیم را به من ببخش زیرا اگر گناه من این بود ، از تو بود هرگز نخواستم که ترا سرزنش کنم اما ترا به راستی از زادن چه سود ؟ در دل مگو که از تو و رنج تو آگهم هرگز مرا چنانکه خودستی گمان مدار هرگز فریب چهره ی آرام من مخور هرگز سر از سکوت مدامم گران مدار من آتشم که در دل خود سوزم ای دریغ من آتشم که در تو نگیرد...
-
آبرو / موید خراسانی
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 19:23
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است آسمان زندگی شد روشن از نور پدر گلشن هستی مصفا از صفای مادر است قوت شیر از شیره جان می خوراند طفل را وین شگفت آید که خون دل غذای مادر است گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب مهربان تر...
-
ودیعه / ژولیده
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 19:22
تویی ودیعه با جان برابرم مادر سحاب رحمت آلاله پرورم مادر قسم به مهر و محبت قسم به پاکی گل محبت تو کند گرم سنگرم مادر تو کیستی که صفای بخش پای توست بهشت که این کلام بود از پیمبرم مادر به شیر پاک توآب وگلم بود ممزوج که مست از می ساقی کوثرم مادر تو آن الهه عشقی که زیر چرخ کبود به پیش چشم تو از خاک کمترم مادر رهین شیر...
-
تاج سر / فریدون مشیری
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 19:22
تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آن تاج بر سر داشتن در بهشت آرزو ره یافتن هر نفس شهدی به ساغر داشتن روز در انواع نعمت ها و ناز شب بتی چون ماه در بر داشتن صبح از بام جهان چون آفتاب روی گیتی را منور داشتن شامگه چون ماه رویا آفرین ناز بر افلاک اختر داشتن چون صبا در مزرع سبز فلک بال در بال کبوتر داشتن حشمت و جاه سلیمانی...
-
نوازش / داوود اکبری
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 19:21
در چشم های خوب تو یک آسمان غم است انگار خیس شبنم گل های مریم است در من شکست بغض ترک خورده قدیم وقتی که در صدای تو آه دمادم است از دست های روشن تو شعله می کشد مادر! نوازشی که به پاکی شبنم است پیچیده عطر عشق زلال تو در دلم عشقی که جاودانه ترین عشق عالم است در چشم هات گرچه شرر ریز آرزوست اما برای زخم غزل هام، مرهم است با...
-
مظلوم / میلاد عرفان پور
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 19:21
ای دل نگران که چشم هایت بر در شرمنده که امروز به یادت کمتر جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق مظلوم ترین عاشق دنیا! مادر!
-
لاله وحشی / نصرت رحمانی
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 19:21
مادر منشین چشم به ره برگذر امشب بر خانه پر مهر تو، زین بعد نیایم آسوده بیارام و مکن فکر پسر را بر حلقه این خانه، دگر پنجه نسایم با خواهر من نیز مگو : او به کجا رفت چون تازه جوان است و تحمل، نتواند با دایه بگو : نصرت ، مهمان رفیقیست تا بستر من را، سر ایوان نکشاند فانوس به درگاه میاویز! عزیزم تا دختر همسایه، سر بام...
-
عاشقانه / مرجان مهران
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 16:23
رنجهای خانه را عاشقانه میخرم؛ مادرم. *** #مرجان_مهران ╭━═━⊰
-
آه / فلور نساجی
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 16:23
تختخوابم را مرتب کرده است، شام گرمم روی میز آماده است، آه! مادر بر زمین افتاده است. *** #فلور_نساجی ╭━═━⊰
-
مادرم / محمد ابرغانی
یکشنبه 21 اردیبهشت 1404 16:16
مادرم ، از این سکوت سنگیت بلند شو باز هم همان که تا خروسخوان صبح چشم داشتی که از قمار خانه ، راه کج کند به خانه ات اینک آمده زیارت مزار تو تا بریزد اشک در کنار تو مادرم که انتظار داشتی این پسر عصای دست تو شود ولی بلای جان شده بعد مرگ تو ببین چه مهربان شده صبح زود می زند ز خواب و راحتش می زند از استراحتش تا سلیطه ای که...