-
بذر شعر /کارینا شکراللهی پایین ده
جمعه 31 مرداد 1404 08:20
میان دشت می دیدم کشاورزان که می کارند بذر شعر را در خاک میان دشت می دیدم که میروید ز خاک چاک خورده دفتر اشعار رنگارنگ ولی باران دریغا ابر دریغا صبر
-
رنگین / فلور نساجی
جمعه 31 مرداد 1404 08:14
خوش رنگ وزیبا در آسمانی رنگین کمانی. ** #فلور_نساجی ╭━═━⊰
-
از 18 به بالا /محمد ابرغانی
جمعه 31 مرداد 1404 08:04
ترسم نبود از این عنوان که نام شعرست در این خراب آباد وتقی که می کنی غور در هرچه پیش رویست غیر از هزار فش از 18 به بلا در ذهن تو نیاید می خواستم ادامه یابد چنین نوشته اما دریغ ذهنم سانسور کند سخن را
-
من و پیرمرد/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 29 مرداد 1404 20:25
پیرمرد همرهم که خسته مینمود و صدای غمنشستهاش نشان دلشکستگیش بود در مسیر دنج پرسههای بامدادی همیشگیمان یک دم ایستاد و تکیه داد بر عصای زردرنگ کهنهاش بعد چهرهی تکیدهاش پر از نشانههای درد شد و سپس گونههای پر چروک و چینش از هجوم درد، زرد شد بعد از آن، نفس نفس زنان با صدای ناتوان خود کشید آه ممتدی و گفت: «باز...
-
درخواستها و فرمانهای نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 29 مرداد 1404 20:24
نیما یوشیج در سرودههایش درخواستهای گوناگون فراوانی، از این و آن، کرده است که جالب و شناساننده وجهی از شخصیت ادبی- اجتماعی اوست. بعضی از این درخواستها لحن فرمان دادن، و امر و نهی، داشته است و بعضی دیگر لحن خواهش. گاه درخواستها قاطعانه و محکم بوده است و گاه نرم و ملایم. در این متن، نمونههایی از این درخواستها و...
-
کوکب / حسن اسدی
دوشنبه 20 مرداد 1404 15:56
مهربانم ایکاش ساغر فردایت از شراب نفس عشق، لبالب باشد وشب رویایت روشن از خنده ی جادویی کوکب باشد #
-
تصویر /پرهام
دوشنبه 20 مرداد 1404 15:55
هر بار از دیدن این تصویر آزار دیده ام هر بار مرا به یاد تصویری از جنازه ی چه گوارا انداخته است بین هویدا و چه گوارا هیچ نسبتی وجود ندارد یکی نخست وزیر حکومتی ستمگر بوده است که به دست انقلابیون به نحو غیر اخلاقی و در وضعیت تعلیق قانون کشته شده است (هویدا) و دیگری انقلابی ای بوده است که به دست نیروهای حکومت کشته شده است...
-
سرزمین / غادة السمان
دوشنبه 20 مرداد 1404 15:48
من اندوهگین نیستم من اندوه جهان ام! در سینه ام سرزمینی ست که میگرید
-
پاییزی /علی سرهنگی
دوشنبه 20 مرداد 1404 15:42
نمی چرخی دلا امشب نمی چرخی .... خدا و گفت وگو ی عشق و میز و باده ی خالی ... نگاهت خسته ی خسته خم خواب خرابی ها بیا در این فراقی انتظارم شو ؛ تو ای آب گس کوزه ! خوشا مستی و میل پرسه در نعره .. ... شعاع کوچک مهتاب و آب و خواب کنون دیگر درآی از کنج خاموشی و تیغ نور را درکش هلا ای پرچم پائیزی آتش !
-
چاه ویل /محسن صلاحی راد
دوشنبه 20 مرداد 1404 15:36
در شکست آفتاب در مصاف برف ماه و اختران سقوط میکنند در سیاه چاله های ژرف هر چه میرسم نمیرسم که دایره است چاه ویل هم چنین سیاه نیست سوی نقطه هیچ راه نیست حفره ای که هیچ گاه پُر نمیشود یا بگو صدف که هیچ قطره ای در دلش بدل به در نمیشود ۲ آذر ۱۳۹۵
-
لب خوانی /محمد علیز شاکری یکتا
دوشنبه 20 مرداد 1404 15:31
پیداست از درخشش موج و آب پیداست چون مرغ تیزبال رها در باد بندرشبانه می رقصد. دریانورد خسته دلش تنگ است سیگار می کشد تر میکند لب از شراب کهنسالی یاد سفر به ساحل دورادور شاید به ناکجای جهان در خویش پیداست لب خوانی اش ترانه ی غمگینی در وصف خشکسالی دریا که سال هاست در جمع ماهیان غزلخوان توفان و موج سرکش خود را سروده است...
-
آب /امیردادویی
دوشنبه 20 مرداد 1404 15:19
در تداومِ به گل نشستۀ خیال چشمِ پنجره گشوده میشود دستِ خیسِ شب به شانۀ تگرگ را باد و برگ را گاه میچکد هنوز خلسه خلسه شرم ازچراغْخوابِ شب تا بلوغ لحظهها چشم میگشایم ازدریچۀ خیال... شیشۀ شراب را قابِ تختخواب را سرنهادهای به شانهام دستهایم از حرارتِ تنت از هوش میروند شب رهاترین شب تماسِ شمع و تیرگی شاه بیتِ...
-
زخم کهنه / سید مرتضی معراجی
دوشنبه 20 مرداد 1404 15:19
روی زخم را دوباره می کنم دوباره خون دوباره درد دوباره سوزشی که سوت می کشد تا به رگ تا به ریشه می زند. گاه زخم کهنه درد و سوزشش تا همیشه عود می کند گاه خارشی چنگ را بی اراده سوی تازه کردنش می برد تو زخم کهنه ای زخم کهنه ی چهل ساله ای که با کلام تو دوباره خون دوباره درد دوباره سوزش همیشه اش در میان رگ میان ریشه ام سوت...
-
زوال عقل / محمد علی شاکری یکتا
دوشنبه 13 مرداد 1404 09:25
بادی که تند آمد و توفنده از راز و رمز حادثه می دانست سال زوال عقل خیابان ها غوغا چنان نمود که انگاری لبهای داغ خورده ی پرفریاد در اشتیاق ضربه ی شلاقند از دست تندری که هزاران سال در ذات ابرهای سترون بود. سال زوال عقل خیابان ها رگبار تند هیاهو ریخت هر دانه ی تگرگ ، فشنگی شد بر پیکر تناور جنگل ها. حذف زبان مادری ام اما...
-
آه /سید علی میر افضلی
شنبه 11 مرداد 1404 16:36
بی آنکه سؤالش به جوابی برسد میلغزد و آه میشود شبنم خُرد.
-
ساده /پاییز رحیمی
دوشنبه 30 تیر 1404 18:22
همچنان که آفتاب صبح، بی مضایقه روی فرش ساده ی اتاق اوفتاده است یا درخت کاج بی پناه که در تمام روز سایه بان جاده است. همچنان که مادرم صرف پختن غذای مورد علاقه ام چند ساعت تمام پای گاز ایستاده است یا پدر که عمر خویش را محض خاطر شریف ما پیاده است، "عشق" "، ساده است!
-
ماه گرفتگی / محمد علی شاکری یکتا
دوشنبه 30 تیر 1404 18:11
شب گرفتگی ماه دشتهای کویر زیر صدای یک سحابی سرگردان که نقشه ی جهان نمای شب و روز نامش را از دفتر نجومی خیام خط زده مردان سایه وار پوشیده چهره در نقاب تباهی می گردند شاید که رام کنند انبوه شیرهای جوان را ترسی نهفته موج می زند در بوته زار معرفت خاک دود از نهاد شعله بلند است. در من عبور می کند گون پیر و رد پای آهوی زخمی...
-
باهم از آواها ، آتش ها / علی سرهنگی
دوشنبه 30 تیر 1404 07:43
! . درعلفزار فلق اسب خاموش سحر پنجه به یخ می کوبد ؛ قامت شیری لرزانش را آب درسینه نگه می دارد . . دورتر ؛ آبشاری که به طول شب ما یخ بسته ... و سواری که فقط دیده ی آئینه تماشاگر او است باخدا می گرید . . باهم از آواها ، آتش ها .... صبح ما صبح پریشانی هست ؛ اسب خاموش و سوارش را نیز توشه ای هست و رهی هست و زمستانی هست .
-
آقاتوکای نیما/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 تیر 1404 20:14
در میان پرندگان ناافسانهای شعر نیما یوشیج، توکا محبوبترین پرنده برای نیما است. او پرندهایست خوشنوا که بیشتر از دیگر پرندگان در آفریدههای خیال نیما حضور یافته است. توکای ایرانی از پرندگان خوشنوایی است که بیشتر در گیلان و مازندران یافت میشود و به دو دسته تقسیم میشود: توکای باغی- توکای کوهی. این پرنده از خانوادهی...
-
یک آسمان هراس/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 تیر 1404 20:12
یک آسمان هراس از انفجارهای نفسبند مرگبار و بوی دود و فسفر و گوگرد و شعلههای سرکش آتش در قلب پاره پارهی ویرانههای جنگ در جان من فشرده شده چند هفتهایست . این چند هفته من انگار توفانیام انگار در حال منفجر شدن ناگهانیام. غرق است ذهن من در ورطهی تلاطم سرگیجهآوری ویران شده سرای امیدم. حس میکنم بر این زمین غرق...
-
در / مرجان مهران
جمعه 27 تیر 1404 20:15
یک دُرّ زیباست در قلب مرجان؛ آخر سهگانی شد مرا جان! #مرجان_مهران ┄┅─═◈═─┅┄
-
جاری /حمیدرضا نفر
جمعه 27 تیر 1404 20:14
خاک عطاری بود رود شرشر میکرد زندگی جاری بود. ** #حمیدرضا_نفر ╭━═━⊰
-
مصیبتی که میآید/ کاوه میرعباسی
شنبه 21 تیر 1404 16:02
نگاهی به « شب طولانی موسا » نوشتهی فرهاد کشوری «شب طولانی موسا» درامی گروتسک است با رگههایی از طنز (بدخواه ناشناسی که مدام غذای موسا را شور میکند و آن قدر در این اقدام راه افراط میپیماید که این آزار کودکانه خوره ذهنی و کابوس زندگی موسا میشود و او که به جان آمده است، در واکنش دست به اعمالی مسخره میزند و خود را در...
-
نقدی بر کتاب شعر «قطره ها» میزانسنهای کابوسوار از شعر حسن ملایی / علی مسعودی نیا
شنبه 21 تیر 1404 15:58
«پاروزنان میان کتابها و سیگارها بیاض کلام توست که روشنم میکند و چون رؤیای آدمی به خرچنگها و عتابهای خاکستری ختم میشود» دفتر شعر «قطرهها» مجموعهایست از شعرهای «حسن ملایی» شاعر کهنهکار، جسور و بیسر و صدا، که همین تازگیها توسط نشر «حکمت کلمه» به بازار کتاب آمده است. ملایی در این دفتر به تخیل کاشف و غنی خود،...
-
خطاب / محمد ابرغانی
پنجشنبه 19 تیر 1404 16:54
به شاعران زمان طعنه ها زدند ز بخل که چون زدست شما هیچ کار ساخته نیست درون سنگر واژه پناه می گیرید بجای روشنی آفتاب فروغ و روشنی از نور ماه می گیرید به شاعران زمان طعنه ها زدند درشت که ای گروه فراری ز تیر های حقیقت سپر نمی شود این کاغذ سیاه شما اگر ترازویی بسنجد این همه لاف و گزاف خالی تان بقدر مثقالی نمی شود همه هستی...
-
هایکوی منظوم /سید علی میر افضلی
پنجشنبه 19 تیر 1404 16:32
باران بهار بر کاسه سائلان چه بی منت و مزد.
-
ارث پدر / سیمین بهبهانی
یکشنبه 15 تیر 1404 08:51
ای قومِ نکبتپرورد سودا به سرهاتان بود این مُلک و مِلک، انگاری ارثِ پدرهاتان بود پاشیده اینسان ثروت بر انفجارانگیزان * شاشیده حاتم گویی در پشتِ درهاتان بود! امروز پاکِشهاتان اَنگِ سفارش دارد روزی جُلی پُروصله پالانِ خرهاتان بود! مامِ وطن را گادید در جانِ خلق افتادید وانگَه بدهکاریمان مزد کمرهاتان بود!... • •...
-
آرد /جلیل صفر بیگی
پنجشنبه 12 تیر 1404 14:00
هر چند که آغوش تو از گارد پر است از عشق تو سینهی من از کارد پر است کم طاقتی و حرف دل من بسیار بدجور دهان شعرم از آرد پر است #واران "تو نازکی، طاقت کلمات بسیار ما نداری. مرا دهان پر از آرد است، بیرون میزند. تو میرنجی، ضعیف میشوی. مرا اگر هزار برنجانند هیچ جز قویتر نشوم و جز عظیم تر نشوم." #مقالات_شمس...
-
کشت / امیر رستمی
پنجشنبه 12 تیر 1404 14:00
دلشوره ی ساحلش نهنگم را کُشت صلح آمد و شور و حال جنگم را کُشت تیری که زدم، کمانه کرد و چرخید یاغی شد و برگشت و تفنگم را کُشت #ایوب_رستمی
-
پس /لا ادری
پنجشنبه 12 تیر 1404 13:59
در باغ اگر مژده ی آتش بس داد یک وسعت خشک محو خار و خس داد پژمرده، تکیده باز بر شانه ی باد پاییز آمد بهارمان را پس داد!