بیاشراب بنوشیم
بیاشراب بنوشیم ودرتب مستی
گلیم ژنده ی اندوه رابسوزانیم
ونورشادی را
زچارچوب غبارین شب بیاویزیم
وازتبارنیایشگران غم باشیم
بیا که پربگشاییم وشادودست افشان
به چرخ شعبده بازفلک سوارشویم
وبرخزانه ی مهتاب پاسدارشویم
که خیل نورستیزان به پیش می تازند