به امیر زارعیپندارِ یک رهاییِ موهومگاهیدر ناکجای دیدۀ ما جلوه میکندرسواتر از سخاوتِ ابری خشکاینکما ماندهایم و وسوسهای تاریکدر دخمههای تشنهکُشِ این گمانِ شومپندارِ یک رهاییِ موهوم.۱۷ بهمن ۱۳۸۸