-
هر شعر، مهربانی لبخندست.../علی رضا طبایی
شنبه 24 تیر 1396 19:43
شعر، از تبار نور است و شاعر از سلاله خورشید... * خورشید، مادر است و مادران، سرشته ای از مهربانی اند. خورشید، مادری ست که لبخندش، با انعکاس دایره ای رنگ آب برکه، در آیینه های حافظه، تکثیر می شود خورشید، مهربانی جاری ست! اما، شب را، به خانه راه نخواهد داد! * هر شعر، مهربانی لبخندست در قاب های آینه رو به روی...
-
چرایی کهنه پرستی در ادبیات ایران/آرمان میرزا نژاد/ پایگاه ادبیات امروز
شنبه 24 تیر 1396 19:13
[گفتگو با آرمان میرزانژاد بسیار خوب است چراکه می توانید روی صراحت بیان او حساب کنید.کهنه پرستی و فضای نامناسب نقد ادبی امروزه را از زبان آرمان میرانژاد بشنویم.] *در کتاب نقد ادبی ات اشاره کردی که مخاطب نسبت به ادبیات معاصر وظایفی دارد و ابراز تعجب کرده بودی که شاملو در زمان خودش، خاصه در دهه چهل و پنجاه مورد توجه قرار...
-
عناد/توکل بیلویردی
شنبه 24 تیر 1396 06:55
بسپار خویش را به بهاران بسپار خویش را با باد و با زلالی باران می گفت با منی که در این چارچوب تنگ حزن غروب را به تماشا نشسته ام و ترس های بازنشستگی خود را به شکل سایه تاریکی از گوشه و کنار نشان می دهد به من پرسیدم از صدای درونی آیا چنین امید که دادی فریب نیست با این چنین خرابی روز فسون احساس رنگ رنگ بهاری غریب نیست...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
جمعه 23 تیر 1396 20:17
ای شب/منوچهر آتشی ای شب به من بگو... اکنون ستاره ها نجواگران مرثیه ی عشق کیستند؟ هنگام عصر بر سر دیوار باغ ما باز آن دو مرغ خسته چرا می گریستند..؟! ندای عزیمت/ نادر نادرپور به نصرت رحمانی، که بیست و هفتم ِخرداد،سالمرگ اوست. آه ای رفیق ِعهد ِجوانی آیا تو هم ندای عزیمت را در دل شنیده ای؟ ابر ِگناه، برف ندامت نشانده است...
-
خاطره ای در درونم هست/آنا آخماواتا/ترجمه احمد پوری
جمعه 23 تیر 1396 20:15
او حسود بود، نگران و آسیب پذیر، دوستم داشت چون بتی مقدس، اما پرنده سفیدم را کشت تا دیگر نتواند از گذشته ها نغمه سرایی کند. شامگاهان پا درون اتاق نگذاشته گفت: "عاشقم باش، بخند، شعر بگو!" من پرنده شاد را در کنار درخت صنوبر چال کردم و قول دادم دیگر گریه نکنم، اما دل من بدل به سنگ شد، و پرنده ترانه شیرین خود را...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
جمعه 23 تیر 1396 20:15
ندای آغاز/سهراب سپهری کفش هایم کو چه کسی بود صدا زد سهراب؟ آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ. مادرم در خواب است و منوچهر و پروانه و شاید همه ی مردم شهر. شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد و نسیمی خنک از حاشیه ی سبز پتو خواب مرا می روبد. بوی هجرت می آید: بالش من پر آواز پر چلچله هاست. صبح خواهد شد وبه...
-
گفتگویی در باره شعر رویایی/جهان آبادی- سام
جمعه 23 تیر 1396 20:14
جهان آبادی: رؤیایی به شعر نگاهی پدیدار-شناسانه دارد و سعی می کند شعر را چون یک پدیدار افشا کند؛ خب پدیدار چند-وجهی ست و در هر ذهنی به شیوه ی آن ذهن می رود. در ضمن، کار پدیدار تنها گشایش خود اش است به روی ذهن ما نه که بخواهد نماد چیزی غیر از خود اش باشد. به تعبیری او می خواهد هستی شعر را در وجه ناب آن از سایر موضوعات،...
-
نقطه نظرهای جواد مجابی
جمعه 23 تیر 1396 19:44
. شعر غیراجتماعی نداریم، به دلیل رشد فرد در متن اجتماع و کنش ها و واکنش های ناگزیر. شعر نشانگر حیات اجتماعی شاعر در یک دوران است به شرطی که بازی ابلهانه ای برای شهرت جویی نباشد. #جواد_مجابی بهمن ماه1392 کوی نویسندگان _________ اگر بلندکردن ایده ی شعر و به نام خود به چاپ رساندن و معروف شدن به همین سادگی ها بود که خیلی...
-
رویا، حماسه ، اسطوره
جمعه 23 تیر 1396 19:43
نام کتاب:رؤیا ،حماسه ،اسطوره نام نویسنده:میر جلال الدین کزازی نام معرف:فریبا نادری در این کتاب پس از شناخت ریشه ومعنای اسطوره ،ویژگی های جهان بینی اسطوره ای ،بررسی و وجوه افتراق وتمایز آن از دانش وفلسفه نشان داده می شود.آنگاه پس از بیان چگونگی ارتباط انسان وجهان در اندیشه اسطوره ای وروند آفرینش اسطوره ای ،ارتباط...
-
کولی/سید مرتضی معراجی
جمعه 23 تیر 1396 19:40
کولی آوازخوانی که همیشه آب از سرچشمه برمیدارد اینک آمده تا ناکجای بیشهی اندیشههایم باز ـ کوزه بر دوشش چین دامانش چنان رنگینکمان نور موج در موج از وقار گامها در رقص میرسد از دور ـ کوزه را از دوش برمیگیرد و خم میشود افسوس! باز باید «از تهی سرشار» آب را از ناکجای دیگری جوید. چندمین بار است؟ چندمین روز و شب است...
-
حلول/کوروش آقا مجیدی
جمعه 23 تیر 1396 19:40
آقا مجیدی: امر کرد : " نک درون دستکاره ی جدید من حلول کن ." و به سازه ی گلین پیش رو اشاره کرد . روح ، خودستا و خیره سر ، امتناع کرد . بازش امر کرد باز طفره رفت . نیز ، پافشاری مقربان پیشگاه چاپلوس ها کاسه لیس ها عقیم ماند . لاجرم بساط موسقی و شعر گسترانده شد . جادوی مغنیان و شاعران افاقه کرد . روح ، دل به...
-
نو خسروانی/علی عباس نژاد
جمعه 23 تیر 1396 19:40
عشق...: آنی که میهراسیدم ... "من از آغاز عاشقت هرگز..." از دهانی که میهراسیدم...
-
هزار قلاّده شاعر غزنوی!/دکتر محمد رضا ترکی
جمعه 23 تیر 1396 19:39
بزرگواری که سابقاً از مقامات عالیۀ فرهنگی مملکت بوده و مدرک دکتری تاریخ هم دارد، در جایی نوشته است: «محمود غزنوى، هزار قلاده شاعر و بیش از هزار عرّاده درنده در دربار خود داشت، تا به اشاره هجو کنند و بدرند. فردوسی که شاعر مردم بود، زنده مانده ست!» من نمیدانم این آمار هزار شاعر هجوگوی دربار غزنوی از کجا آمده و به کدام...
-
نو خسروانی/ وحید شفیعی
جمعه 23 تیر 1396 19:39
در این شهرِ پایانِ هر کوچه، دیوار امیدی نمانده است گویا که مهمان ناخوانده آید به دیدار
-
چرا/کوروش آقامجیدی
جمعه 23 تیر 1396 19:38
ساز را نشان نمی دهند . ساز و برگ جنگ را ؛ چرا ... لوله ی تفنگ را ؛ چرا ...
-
به مناسبت روز قلم/محسن احمد وندی
جمعه 23 تیر 1396 19:38
خواستم برای قلم و به احترام اهل قلم بنویسم. شنیده بودم امروز روز قلم است. به خاطرم رجوع کردم ببینم قلم در تاریخ ادبیات و فرهنگ این سرزمین، جایگاهش کجا بوده است؟ خواستم ببینم که دیدگاهِ پیشینیانِ ما دربارهٔ قلم چه بوده است؟ دیدم همیشه کنار این قلم که ما این همه تمجیدش میکنیم و محترمش میداریم یک چاقویی، کاردی،...
-
به یادگار/محمد جلیل مظفری
جمعه 23 تیر 1396 19:37
به دوست عزیزم، #مجید_بهادر از آبریز "جاز" در ملتقای ِ داغ ِ "زهلکوت" تا دشتهای جاریِ "جیرفت و فاریاب" آوازهای نازِ " کمنزیل " را با گوش جان شنیدی. ********** از چاک چاک ِ " لوت " گذشتی تا زعفران و زیره و زر را اُخرا و لاجورد و عقیق را الماس را شاید از این هبوط ، جان...
-
شعری از ویکتور خارا /بر گرفته از کانال ابزورد
جمعه 23 تیر 1396 19:37
همانند بسیاری دیگر، من عرقریختن آموختم، نه فهمیدم که مدرسه چیست و نه دانستم بازی چه معنا دارد. در سپیدهدم، آنها مرا از رختخواب بیرون کشیدند و در کنار پدر با کار بزرگ شدم. تنها با تلاش و پشتکار بهعنوان نجار و حلبساز بهعنوان بنا و گچکار و بهعنوان آهنگر و جوشکار سخت کوشیدم. آی پسر! چه خوب میشد اگر من سواد...
-
چند نکته/محمد رضا شفیعی کدکنی
جمعه 23 تیر 1396 19:37
حرف های روزمره را تبدیل به سطرهای پلکانی می کنند و آن را شعر منثور یا شعر سپید می نامند! . . . . . در هر پدیدهی هنری که از نمطِ عالیِ خود باشد، بیگمان، حالتی پارادوکسی وجود دارد: عبور از محال، رفتن به سوی دست نایافتنیها، پذیرفتن و در عین حال نپذیرفتن. در یک کلمه: آزادیِ مطلق، در کمالِ تقید! یعنی همان (سهل و ممتنع)...
-
پیاله موهوم/محسن صلاحی راد
جمعه 23 تیر 1396 19:36
ستارهها را هر صبح دانه میکردم مگر تو پردهدرِ بیبدیلِ شب باشی و آسمان و زمین یکسره سریرِ تو باشد... نمک به زخم که نه به این پیالۀ موهومِ پُرستاره بپاش مگر خیالِ گرفتارمان فغان گیرد مگر حدیثِ من و تو دوباره جان گیرد. تهران، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
-
یادگار/شهناز رجب زاده
جمعه 23 تیر 1396 19:33
از تو مانده یادگار تیک تاک ساعت مچی در سکوت نانجیب روزگار...
-
ای صبح/محمد جلیل مظفری
جمعه 23 تیر 1396 19:32
ای صبح صبح حوصله کن زود است! شب تازه دارد از نفسِ شرق میوزد شرم ستاره قلبِ فلق را خون کرده است بگذار شب دوباره شود، آری بگذار این شعر تازه را از تنگنای قافیه برهانم بگذار شب سرشار از ستاره شود باری...! آنگه بیا نورِ پلشت و پلیدت را از چشمِ آفتاب بر هر چه هست و نیست قی کن سرتاسر زمین و زمان را تا بیکران با پایِ آفتاب...
-
شهسوار/اقبال مظفری
جمعه 23 تیر 1396 19:31
سوار نابلدی بود ولی به راه افتاد به بوی شهر حقیقت و در سوادِ افقهای نیلگون گم شد. شبی سرودش را برای خیل نجیب ستارههایش خواند واز شکوه کلام درون حنجرهاش، دستههای گل رویید. چه قامتی! که بلندای سرو پیش حضورش به یک نهالکِ بی برگ و بار میمانست کسی چه میدانست که آن ستارهی خاکی شبی به عالم بالا عروج خواهد کرد؟ و ما...
-
دکتر شین پرتو/ویکیپدیا
چهارشنبه 31 خرداد 1396 18:32
دکتر شین پرتو با نام اصلی علی شیرازپور پرتو (زاده ۲ دی ۱۲۸۶ کنگاور - درگذشته ۱۳۷۶ ) شاعر ، نویسنده و زبان شناس معاصر ایرانی است که در آثار خود به رد بدیها و پلیدیها میپردازد و زندگی را میستاید. وی پدر مازیار پرتو (کارگردان و مدیر فیلمبرداری)، و پدر بزرگ ویشکا آسایش (بازیگر و طراح صحنه) است. محتویات ۱ زندگینامه ۱.۱...
-
به یاد لطف الله شیرین زبان/توکل بیلویردی
سهشنبه 30 خرداد 1396 19:21
صحبت در مورد یک دوست از دست رفته است.مرحوم لطف الله شیرین زبان .البته دوستی که زیاد نمی شناختمش و فقط چند جلسه توفیق داشتم زیارتش کنم.آن هم به این دلیل که عاشق آذربایجان و ادبیاتش هستم و هر کجا در این مورد چیزی بشنوم دنبالش می کنم.اول بار از زبان دوستان شنیدم که نویسنده ای آمده که پا جای پای صمد بهرنگی گذاشته و مثل آن...
-
کاشکی که بال داشتم/ مهدی عاطفراد
سهشنبه 30 خرداد 1396 14:01
روبهروی پنجره نشسته بود روی صندلی آبی خیال زانوان خود گرفته در بغل چانه را نهاده بین کاسههای زانوان خیره مانده چشمهای غرق آرزوی او به آسمان غرق فکر بود با خودش غرق در خیالپروری غرق خواهش و امید: کاشکی که بال داشتم کاشکی برای پر کشیدن و عبور کردن از محالها مجال داشتم... یک پرنده پر کشید در فضای آبی مقابلش وّ از...
-
پرسشهای شعر نیما/مهدی عاطفراد
سهشنبه 30 خرداد 1396 13:59
ذهن نیما یوشیج سرشار بود از چالشها و کشمکشها، از دغدغهها و تشویش خاطرها، از بیمها و امیدها؛ و یکی از شکلهای اصلی بروز این چالشهای درونی در شعر او به صورت طرح پرسش بوده است. در حقیقت، پرسشگری یکی از جلوههای چشمگیر شعر نیما یوشیج است، پرسش از همه کس و همه چیز، پرسش از خود و دیگران، پرسش از دوست و دشمن، پرسشهای...
-
مرثیه/محمد رضا راثی پور
دوشنبه 29 خرداد 1396 18:52
در سوگ دوست عزیزم جناب لطف الله شیرین زبان: تاب آور ای سرباز زخم واپسین را در آخرین پیکار، تشویش کمین را هرچند زخم زندگی از پایت انداخت عزمت رقم زد داستانی راستین را پاییز ها بر چون تو سروی بی اثر بود تا بر کشیدی پرچم سبز یقین را طنز تو در واقع نمایی ذره بین بود بردی میان ضعف هامان ذره بین را تا بر جبینت گرد هر ظالم...
-
خاطره گردی با هانیبال الخاص/سعید سلطانی طارمی
یکشنبه 28 خرداد 1396 20:15
من قبلا در چند نمایشگاه تابلوهای او را با کنجکاوی تماشا کرده بودم اما در سال 59 بود که خانم منیرو روانی پور روزی به من گفتند که عصر روزهای سه شنبه – انگار - بچه ها می روند خانه ی الخاص معمولا بحث های خوبی پیش می آید و... من خیلی اهل ناخوانده جایی رفتن نیستم . خود رفتنش مهم نیست اگر احساس کنم - که معمولا هم احساس می...
-
شاید/تامس هاردی
یکشنبه 28 خرداد 1396 19:21
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻣﺶ ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺗﯽ ﻫﻢ ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ. ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻭ ﺍﻭ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻭ ﺍﻭ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ. ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ، - ﻣﺜﻞ ﻣﻦ - ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ، ﻣﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺷﺪﯾﻢ. ﺑﻠﻪ! ﺟﻨﮓ ﺟﺎﯼ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﺳﺖ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﺵ ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺗﯽ ﻫﻢ،...