نه بر سر بلندی نامی
نه در پی روایی کامی
نه خونش از چکیدن می ماند
نه قلبش از تپیدن می ماند
می گوید و به خنده
می پوید و رونده
ای پیش پایگاه تو افلاک سر به زیر
جا داد رد این هنوز
مشو خرسند
آزادتر بمیر