ظهرها که آب میروند کوچه ها
ریزه های نان خشک و خُرده سایه ای مثال کفتری
نرم و از کناره گام میزنم
تا مباد گردی از هراس و باز سایه محو میشود
بال میکشد بر آسمان
باز هم نشست بر دلش
میچکد میان سنگ ناک آرزو
خرده اختری
۲۵ تیر ۱۳۹۷