-
دین / مرتضی دلاوری پاریزی
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 18:29
و دینی به گردن ندارم بجز دستهایت
-
بداهه / امیر دادویی
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 18:29
ما در دقیقه های عطشناک آفتاب لفافه های دغدغه و اضطراب را از دست و پای هوس باز کرده ایم صبح هزار وسوسه را در خنده های آینه بی پروا سمت حضور منتشرش آغاز کرده ایم بداهه
-
پلیس ها / سید علی میر افضلی
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 15:49
گندم از کلام اگر برآوری شکل داس میشوند خودنویسها. سایه بر چمن اگر بگستری سروِ باغ را دشنه میزنند بر جگر، خسیسها. بوسه بر لبانِ عشق اگر زنی جامه در مصیبتی عظیم پاره میکنند کاسه لیسها. پلک اگر فرو بَری، کهیر میزنند هیزها بغض اگر فرو دهی، کلافهها میشوند هیسها. روزگار جالبی است: مثل دستبند جوش خورده دستهایشان...
-
جنون جواز نمی خواهد / محمد جلیل مظفری
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 15:40
پیشکش به استادم #عمو_کیومرث_مؤید سالِ هزار و سیصد و هذیان بود فصلِ جنون و شورِ تماشا با خویش بردمش تا سنگِ قبر خود جغدی بر هرۀ یک بقعۀ خرابۀ خشتی نشسته بود و زخمهای کهنۀ چرکی را در بینهایتی به وسعتِ گورستان با لحنِ شومِ خود میخواند تا دوردید دیّاری از دیارِ فراموشان پیدا نبود حتی سواد شهر...! و کوچههای تنگِ...
-
زبان ورزی در شعر قیصر امین پور ( به بهانه ی نیک داشت تولدش در اردیبهشت) / ارمغان بهداروند
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 15:32
زبان عرصهی نوآوریهای شعر است و شعر، در این عرصه تجلی پیدا میکند. قیصر امینپور در مدرسهی شاعرانی شعر را تجربه کرده است که توفیق برخورداری از زبانی متناسب با نظرگاه زمانی خود و مناسب برای انتقال مفاهیم شعری را داشتهاند. شاعرانی پیش از قیصر توانسته بودند با توسعهی عرصهی زبانی شعر، به جریان شعر معاصر، هویتی منفرد...
-
تاریخ فشرده شعر نو منتشر میشود
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 15:31
حمیدرضا شکارسری از انتشار تازهترین کتاب خود باعنوان «کمی از آن همه تازگی» که به تاریخچه شعر نو میپردازد، خبر داد. حمیدرضا شکارسری شاعر در گفتگو با خبرنگار مهر ، از انتشار تازهترین کتاب خود باعنوان «کمی از آن همه تازگی» توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خبر داد و گفت: اینکتاب در واقع تاریخچه فشرده شعر...
-
تامل / محمد رضا راثی پور
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 15:17
نیمایی : دیدیم و هزار بار دیگر نیز از چشم هزار ها تماشاچی آن چیز که کاشکی نمی دیدیم گوش از هیجان هایهو ها کر چشم از نوسان شک و حیرت تار نسیان که یگانه حربه ی ما بود کوشید و نشد حریف این تکرار من برده شورشی زنجیر درانده با خیالی خام شمشیر امید بسته ام چوبی تقدیر ازین لجاج و سرکشی بر آشفته تا مایه عبرت جهان باشد می زد...
-
در سوگ جواد آذر / امیر علی آذر طلعت
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399 13:01
شنیدم که آن چامه گو شاعر فحل ز دستان غربت چشید آب خنجر پی ره سپاران باغ سپیده شد از خیمه خاک بنیاد مضطر سخن گستری کز شرار سخن داشت دلی شعله پرورد چون جان مجمر به فرمان خود داشت ملک سخن را به افسون کلک زرآیین سراسر بزرگی که در عصر ویرانی شعر ادب را پی افکند با چامه تر زفضلش چه گویم همین بس که او بود هنر را هنرور سخن را...
-
باخت / کوروش آقا مجیدی
سهشنبه 19 فروردین 1399 14:22
خاموش در فروغ خفیف شبی خفه سر پیش برده ایم به نزدیک یکدگر ما ، یاران گنجفه . چین است بر جبین من و یار من ولی لبخند بر لبان حریفان کهنه کار . این دست آخر است و این برگ آخرین . پیداست حالیا فرجام این قمار . اقبال خفته را با هر چهار شاهم افتاده چار آس . جای امید نیست که خالی ست دستمان می بازد این زمان لیلاج بردهای فراوان...
-
شکوا / سید مرتضی معراجی
یکشنبه 17 فروردین 1399 06:50
چه گرفته آسمانی چه خموش کهکشانی چه ستاره های سبزی که ز آسمان فرو ریخت چه مهی چه مهرهایی که زکهکشان بیاویخت چه شب غمگینی امشب دل آدم است گویی که گرفته از غریبی دل سوزناک حوا نه دو دیده اش که سرخ است به سوگ مرگ هابیل دل من گرفته امشب چه گرفته آسمانی چه گلایه ها که دارد به دل غمین خود شب به زبان بی زبانی ۲ دل آسمان خدا...
-
جواد مجابی
جمعه 15 فروردین 1399 15:48
وی شاعر ، نقاش ، [۲] محقق ادبی-هنری، روزنامهنگار ، طنزپرداز و داستاننویس است و بهتر است گفته شود وی یکی از شناخته شدهترین روشنفکران و هنرمندان معاصر ایران است که نامش همیشه در میان بزرگان آمدهاست. [۴] از او تا به حال دهها کتاب تأثیرگذار و پرطرفدار در زمینهٔ داستان منتشر شدهاست و عموماً کتابهای او با اقبال خوبی...
-
بر حریر واژه های شعر... /علی رضا طبایی
جمعه 15 فروردین 1399 14:49
از فراسوی ترانگی، از ضمیر آب و آبی و ستاره، در شبانه ی اتاق می وزی حس رویش جوانه را، چگونه می توان سرود؟ گرد من، کبوترانه بال می زنی حجم آسمانه را، فضای خانه را از طنین بال خود، می آکنی شعر می تراود از هزار سوی رقص تو هرم خواب، روی سطح شب شناور است خواب، تار می تند عطر کاهلی، درون تخت و جامه می پراکند همچنان ولی، تو...
-
شهاب / محسن صلاحی راد
جمعه 15 فروردین 1399 14:48
پچپچه: «باز سَرورِ تمامِ کائنات لختلخت توی شهر پرسه میزند... شنیدهای؟» از بلندگو: «دور شو! کور شو!...» پچپچه: «آن شهاب را ببین در آسمان!...» «توی باغ نیست بینوا! ایستاده بینِ راه تا ببیندش!...» در دلش: «خیرگی مکن! برو! جان بهدر نمیبری!...» محرمانه: «سرورِ تمامِ کائنات باز با خجستهگامهایشان نازیانه از نمای شهر...
-
دربستر بهار / محمد علی شاکری یکتا
جمعه 15 فروردین 1399 14:46
** دیدم میان خلوت مرداب های دور نیلوفر شکفته ی آبی چشم انتظار تابش خورشیدوار توست. دیدم غزال منتظر دشت های سبز چشم انتظار رایحه ی مشکبار توست. ای چهره ی شکفته ی بیدار دیدم میان جلوه ی موج و سکوت آب در بستر بهار صدها هزار شاخه ی تر بی قرار توست. https://t.me/mayektashakeri
-
شقایق / حسن اسدی
جمعه 15 فروردین 1399 14:44
به دشت آرزوی من شقایقی شکفته بود که ازلبان سرخ او .شراب عشق میزدم چه گویمت چه گویمت که دوره ی جوانی ام .دوباره بازگشته بود! که ناگهان. زغارتِ شکوفه چینیِ خزان دلم زدشت.کنده شد به ناکجافکنده شد! خراب شدبهشت من فغان زتنگچشمیِ خزان سرنوشت من! # شبدیز
-
بیزاری ها / اقبال مظفری
پنجشنبه 14 فروردین 1399 15:48
نمیبارد این ابر نمیغرّد آن رعد نمیتوفد این باد نمیپاشد از هم چرا خانه را سیل؟ نمیدِرّد این سینه را خشم، اندوه، فریاد؟ گلو را چهسان بغض نمیگیرد از عقدۀ کورِ بیداد؟ در آیینهای چشمدرچشم کسی با من اینگونه عمریست شب و روز در خامُشی میزند حرف نه از آنچه رفتهست نامی نه زآینده ردّی نشانیست بر این دشتِ خاموش قدم...
-
بهار و ما / محمد رضا راثی پور
چهارشنبه 13 فروردین 1399 09:52
نگاه اندیشمندان و نخبگان سرزمین ما به بهار طبیعت و زیبایی های آن نگاهیست سخت کمال طلبانه و آرمان گرایانه بدون پرداختن به خود بهار. یعنی فرصتی گذرا برای دم غنیمت شمردن و حذر از این که مبادا خزان عمر در رسد و این بزم گذرا را به غارت برد.گواه این مدعا نقاشی های مینیاتوری (نگارگری) و خاصه اشعار سبک هندی ست . در این نقاشی...
-
سه گانی / صفیه قومنجانی
سهشنبه 12 فروردین 1399 18:37
مهرش اندازهی آسمان بود؛ پلهپله مرا برد بالا؛ دستهای پدر نردبان بود. #صفیه_قومنجانی
-
مانیفست شعر روزگار ما / محمد هادی حسینی جهان آبادی
شنبه 9 فروردین 1399 14:14
از دیرباز تاریخ بشر، شعر به عنوان مهم ترین هنر و ارجمندترین رویکردهای هنری، جایگاهی عزیز و ارجمند را در ذهن، دل و اجتماع انسانی، به خود اختصاص داده است و به همین دلیل، نقش های بسیاری را در تاریخ مناسبات انسانی به عهده گرفته است: روایت دریافت های آنی و ناب بشر از هستی، تقریر دیدگاه های حکمی، فلسفی، سیاسی، اجتماعی و حتی...
-
سورآبادی، شفیعیکدکنی و سِیزیف ایرانی / میلاد عظیمی
پنجشنبه 7 فروردین 1399 18:41
یکی از شعرهای زیبای #شفیعی_کدکنی «چرخ چاه» است: آویخته به زمزمه، چرخ و ریسمان از ژرفِ چاه، سطل به بالاست در سفر تا میرسد به روشنیِ روز و آفتاب وارونه میشود به بُنِ چاه، سرد و تر تاریخ، سطل تجربهای تلخ و تیره است: تا آستان روشنی روز آمدن پیمودنِ آن مسافت دشوار، با اُمید وآنگه دوباره در دل ظلمت رها شدن...
-
قاعده دیگر / احمد شاملو
پنجشنبه 7 فروردین 1399 18:28
@literature9 نه تو را برنتراشیدهام از حسرتهای خویش: پارینهتر از سنگ تُردتر از ساقهی تازهروی یکی علف. تو را برنکشیدهام از خشمِ خویش: ناتوانیِ خِرَد از برآمدن، گُر کشیدن در مجمرِ بیتابی. تو را بر نَسَختهام به وزنهی اندوهِ خویش: پَرِّ کاهی در کفّهی حرمان، کوه در سنجشِ بیهودگی. □ تو را برگزیدهام رَغمارَغمِ...
-
ضد خاطرات / آندره مالرو / ابولحسن نجفی
پنجشنبه 7 فروردین 1399 18:26
فقط مرغهای دریاییاند که از توفان نمیهراسند، حتی وقتی در میانِ دریاها، جهتِ خود را گم میکنند و جایی برای نشستن پیدا نمی کنند. آنقدر بال میزنند تا توفان تمام شود و زمینی برای نشستن پیدا کنند یا در همان اوج، جان میدهند. آن پرنده ای که در میانِ امواج میافتد، مرغِ دریایی نیست. مرغِ دریایی در اوج میمیرد. آخرین...
-
بخند / محمد سعید میرزایی
پنجشنبه 7 فروردین 1399 18:25
بخند خانم شاعر ! نبینمت غمگین بخند ای به فدایت هزار فروردین! بخند تا شود از غُصّه خاطرت خالی بخند تا شود این قصه با لبت شیرین مرا ببخش که سیارۀ خودم را زود وداع کردم و سمت تو آمدم به زمین مرا ببخش... به این شاهزادۀ کوچک کسی نگفت گلِ سرخ، بی اجازه نچین مرا ببخش عزیزم اگر کمی بودهست برایتان چمدان خیال من، سنگین به...
-
نمونه های شعر معاصر برای تبرک
پنجشنبه 7 فروردین 1399 18:25
مرگ نازلی / احمد شاملو نازلی! بهار خنده زد و ارغوان شکفت. در خانه، زیرِ پنجره گُل داد یاسِ پیر. دست از گمان بدار! با مرگِ نحس پنجه میفکن! بودن به از نبودشدن، خاصه در بهار… نازلی سخن نگفت سرافراز دندانِ خشم بر جگرِ خسته بست و رفت… «ــ نازلی! سخن بگو! مرغِ سکوت، جوجهی مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشستهست!» نازلی...
-
...و زندگی و مرگ و زندگی و مرگ... / فاطمه سلیمانی
چهارشنبه 6 فروردین 1399 18:37
خاموش شد و پهنه ی وسیع دو چشمش را احساس گریه تلخ و کدر کرد آیا شما که صورتتان را در سایه ی نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده اید گاهی به این حقیقت یاءس آور اندیشه می کنید که زنده های امروزی چیزی به جز تفاله ی یک زنده نیستند .
-
سیاستمدار شاعر / نور سیاه
چهارشنبه 6 فروردین 1399 14:06
ایرج میرزا در عارف نامه درباره ملک الشعراء بهار گفت: «ملک دارای آن مغز سیاسی». این سخن ایرج ولو مزاح باشد به نظرم جدی است. این درست که بهار شاعر خیلی بزرگی است اما بیش و پیش از اینکه شاعر باشد، سیاستمدار بود .ازین حیث شاید شبیه به رجل سیاسی محبوبش، وثوق الدوله باشد که شاعر قابلی بود و البته سیاستمدار قابلتری بود. ملک...
-
با سیمین بهبهانی / نور سیاه
چهارشنبه 6 فروردین 1399 14:05
1.سیمین بهبهانی یکی از نمایندگان برجسته غزل معاصر ایران و یکی از بزرگترین شاعران زن در تاریخ ادبیات زبان فارسی است. درباره او بسیار گفته و نوشته اند تا آنجا که گمان می شود سخن تازه ناگفته ای نمانده باشد. در این یادداشت داوری خودم را در قبال برخی از جوانب کارنامه سیمین بهبهانی – این شاعر مقتدر کاربلد- عرضه می دارم. 2....
-
چه غریب ماندی!... / نور سیاه
چهارشنبه 6 فروردین 1399 14:05
سایه نود و دو ساله شد. طبعاً باید شادباش گفت ولی من نمیخواهم سخن طربناک بگویم. چون شاعر بزرگ ما شاد نیست. میخواهم شعر تازۀ بسیار تلخی از سایه نقل کنم. این شعر دلمشغولی مداوم اینروزهای شاعر مهربان و تنهای ماست. اسم شعر هست «مرگ در غربت»: بگذار تا بگریم پیشاپیش در غربت نخواسته بر روزِ مرگِ خویش. میدانم ای عزیز آن...
-
سه گانی / مریم صابری
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:42
صبح جمعه اضطرابم بیشتر... عصر جمعه باز هم بوی تو نیست... این بد احوالی شده تقدیرِمن از پیشتر... #مریم_صابری @maryam_saberi_3
-
مجیز / حبیب یزدانی
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:42
یک عدّه مجیز مینویسند در مدح عزیز مینویسند دریاچه اگر کـویر گردد آنرا چو ونیز می نویسند درباره دشمنان فرضــی پیوسته و تیز مینویسند چون دشمن آرامش و صلحند از جنگ و ستیز می نویسند مسئـولی اگر فرار کرده در ذَّمِ گـریز می نویسند یا مبلغ اختلاس ها را در حد پشیز می نویسند از عیب خودی ز روی اجبار یک جمله ریز می نویسند عیب...