-
چرخ دنده /آرزو نوری
چهارشنبه 26 اسفند 1394 06:56
قفس بی پرنده ای بودم خنده نه ، طرح خنده ای بودم زیر چرخی که زندگانی بود من فقط چرخ دنده ای بودم!
-
[وسعت بهشت]/ابراهیم حسن لو
سهشنبه 25 اسفند 1394 20:23
بوی نان تازه بود سبز وساده روشن وامیدوار سهمی از بهشت بود در هوای سبزباغ شکوفه ،رنگ روح باغ بود می شد از نگاه او تا بهار،تاخدا پل کشید تبسمی به وسعت بهشت بود گرچه درد بود لخته لخته زخم بود ولی در نگاه روشنش چه داشت که در حضورناب او می شد آفتاب آبی ویقین وسبز رهایی و امیدشد لحظه ای شکفت.
-
شعری از ادونیس/ترجمه فریبرز فرشیم
سهشنبه 25 اسفند 1394 20:19
علی احمد سعید إسبر (زادۀ ژانویۀ ۱۹۳۰ در روستای قَصابینِ لاذقیه در ساحل غربی سوریه ) از شاعران معاصر عرب است که بسیاری از اشعارش را از سن هفده سالگی به بعد با قلمنام "آدونیس" امضا کرده، در آغاز به دلیل تنگی معیشت خانواده نتوانست به مدارس معمولی راه یابد. پس به کمک پدر در مکتبی سنتی به تحصیل قرآن، ادبیات و شعر...
-
اتفاق/هومن گلهو
سهشنبه 25 اسفند 1394 20:17
چه اتفاق قشنگی! چه حس وحال خوشی! میان این همه دیوارهای سرد و عبوس دری و دستی از آن سو که: «دوستت دارم».
-
شگفتا بهاران/علی رضا فولادی
سهشنبه 25 اسفند 1394 19:48
شگفتا بهاران اگر سالها رفت و برگشت وگر بوی تکرار دارد وگر یادگاریست از پیری ما، بدین رنگ و زیبایی و دلنوازی بدین نغمههای فریبندهاش در حضور هزاران بدین تازگیهاش در محضر عشق و باران شگفتا شگفتا شگفتا بهاران
-
شعر داروگ با شرحی کوتاه/محسن صلاحی راد
سهشنبه 25 اسفند 1394 19:43
خشک آمد کشتگاهِ من در جوارِ کشتِ همسایه گرچه میگویند: «میگریند روی ساحلِ نزدیک سوگواران در میانِ سوگواران»، قاصدِ روزان ابری، داروگ، کی میرسد باران؟ بر بساطی که بساطی نیست در درون کومهٔ تاریکِ من که ذرّهای با آن نشاطی نیست و جدارِ دندههای نی به دیوارِ اتاقم دارد از خشکیش میتِرْکد ـــ چون دلِ یاران که در هجرانِ...
-
چند کلمه
سهشنبه 25 اسفند 1394 19:37
خدمت همه سروران و ادیبان بزرگواری که در سال 94 با بنده حقیر و دیگر دست اندرکاران سیولیشه همکاری داشتند و با آثار ارزنده شان به این وبلاگ ساده اعتبار بخشیدند سلام عرض می کنم وسپاس گزارم از این همه بذل لطف و توجه که به ما دلگرمی داد که همچنان در خدمتتان باشیم و اجاق این کلبه بی ریا را همچنان روشن نگه داریم. تک تک آثار...
-
سه گانی های بهاری/محمد رضا راثی پور
سهشنبه 25 اسفند 1394 19:20
بیهوده گرد و خاک به پا می کند نسیم تا مژده ی بهار بیارد به زعم خویش از بخل ابرها شده هر شاخه ای عقیم! 2 هرچه بگوئی تصوریست دروغین وصف بهاران واژه ای از جنس برگ خواهد و باران 3 با زبان برگ می گوید درخت گرچه تاراج خزان ها دیده ام در بهاران تازه خواهم کرد رخت 4 بر ماهی ِ در کنج تُنگ محبوس -قربانی تزئین هفت سین ها- عید من...
-
بهاریه/سید مرتضی معرجی
دوشنبه 24 اسفند 1394 20:29
تو ای دست ای دست تقدیر ای ذات تبدیل و تغییر مرا مثل این سبزه این گل مرا مثل این سیب سنبل مرا مثل آن لحظه ی ناگهانی که ایّام را سوی تحویل ره می نماید چنان کن که باید وَ آن سان دگرگون کن این خسته جان را که شاید وَ برمن در ِ هرچه نیکی گشاید.
-
نمونه هایی از شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 23 اسفند 1394 21:21
در آفتاب پاک/محمد رضا شفیعی کدکنی در روزهای آخر اسفند کوچ بنفشههای مهاجر زیباست در نیم روز روشن اسفند وقتی بنفشهها را از سایههای سرد در اطلس شمیم بهاران با خاک و ریشه میهن سیارشان در جعبههای کوچک چوبی در گوشهی خیابان میآورند جوی هزار زمزمه در من میجوشد ایکاش ایکاش آدمی وطنش را مثل بنفشهها در جعبههای خاک یک...
-
تامل/محمد رضا راثی پور
یکشنبه 23 اسفند 1394 21:10
-
چرا کتاب خواندنمان نمی آید
یکشنبه 23 اسفند 1394 20:50
یکی از بارزترین خصوصیات ما ایرانیان که دیگر دارد به شناسنامه مان تبدیل می شود و اوراق هویتی و شاخصه ی ممیزه ی ماست همین کتاب نخواندن است. .....یعنی اگر داغ و درفش مان کنند و به میخ و سیخ مان بکشند و از دروازه ی شهر آویزانمان فرمایند و... اگر سر به سر تن به کشتن ده یم عمرا" که کتاب بخوانیم. ما اصلا یک جور مقاومت...
-
به استقبال بهار /lمحمد جلیل مظفری
شنبه 22 اسفند 1394 21:01
گفتیم اگر بهار بروید باز گل در کویر خاطرمان روید تقویم را گرفته غبار غم باران غبار کهنگی اش شوید گفتیم اگر شکوفه برآرد یاس شب بو کند به غمزه فریبایی می گسترد لطافت ِ چترش را باران به کوچه های تماشایی دیدیم ظلمت است و پریشانی این جا چراغ ها همه خاموشند شادی و عشق و خاطره ها یکسر از یاد مان چه زود فراموشند ما داغ ِ بغض...
-
دو شعر کوتاه/امیر دادوئی
دوشنبه 17 اسفند 1394 19:50
-
مدیر مسئول/لطف الله شیرین زبان
دوشنبه 17 اسفند 1394 19:48
یکی از همکارانم را به عنوان مدیر مسؤول نشریه داخلی بیمارستان تعیین کرده اند؛ بعد از حدود دوسال یک نشریه سی صفحه ایی چاپ کرده است حالا برای خودش حس مدیر مسؤولی احساس می کند و هر موقع به پیشم می آید نگاهی به نشریاتی که خریده ام می کند و می گوید: مدیر مسؤول این مجله کیه؟ هر کدام از نشریات را معرفی می کنم و می گویم: این...
-
انسان عصر ما/ سعید سلطانی طارمی
دوشنبه 17 اسفند 1394 19:47
با تبریک روز جهانی زن او پیش از آن که آهو باشد یا پیش از آن که آه او پیش از آن که آتش باشد یا پیش از آن که ماه انسان عصر ماست یک زن، که در اداره ی خود کار می کند و کیف کوچکش از زندگی پر است او با حضور روشن خود در میدان ابهام رازوار حیاتش را از سایه های گنگ برون می ریزد و بوی خویش را در آب و خاک و آتش ما جاری.... این...
-
تلنگر/ظریفه رویین
دوشنبه 17 اسفند 1394 19:46
به احساس شیشه تلنگر ، صدای شکستن کجا باز با سر،غرور عزیزی زمین خورد دلی مرد
-
کفر و ایمان/محمد علی شاکری یکتا
دوشنبه 17 اسفند 1394 19:45
فریاد این گنجشگ های سربریده در باغ ویران ِ شما را می شناسیم بغضی گلوی بلبلان را می فشارد بانگ کلاغان شما را می شناسیم خون است در لعل لب گل های پرپر چاقوی بّران شما را می شناسیم. کوس ِ ان الحق می زنید و حق ستیزید زنجیر و زندان شما را می شناسیم کفتار مکارید و در دشت شقاوت ما چنگ و دندان شما را می شناسیم رنگ تباه و شیوه...
-
خانۀ دوست کجاست؟/سید علی میر افضلی
سهشنبه 4 اسفند 1394 08:45
-
رابطه سیاست و اقتصاد با ادبیات/محسن احمد وندی
سهشنبه 4 اسفند 1394 08:42
بارها گفته ام و باز هم تکرار می کنم که سیاست و اقتصاد رابطه ی مستقیمی با ادبیات دارد. اوضاع آرام و روبه رشد اقتصاد و یک سیاست حساب شده که به افراد جامعه فرصت هم اندیشی می دهد زمینه ای مناسب برای رشد ادبیات فراهم می کند. زیربنا دانستن اقتصاد و سیاست شاید بن مایه ای مارکسیستی داشته باشد اما ما به وضوح تاثیر این عوامل را...
-
اتفاقاً، عشق مشکل نیست!/سید علی میر افضلی
سهشنبه 4 اسفند 1394 08:40
-
سبز مست/سید مرتضی معراجی
سهشنبه 4 اسفند 1394 08:37
ساقی امشب چون دگر شب ها مرا می ریز نیز گر چه مستم کرده ای با این همه پرهیز نیز لحظه ای بنواز لب با بوسه ای لبدوز باز در کفم بگذار هان پیمانه ای لبریز نیز سبز ِآن سرخم چنان جنگل که از صبح بهار زرد برگ عیش من نتوان کند پاییز نیز برگ برگ سبز من خاری است در چشم خزان گر چه خنجر های باد است از سمومش تیز نیز مستم امشب آنچنان...
-
مردن به وقت پاریس /اقبال مظفری
سهشنبه 4 اسفند 1394 08:36
تا چند دقیقۀ دیگر/ این ریل ها راه می افتند و می روند که برسند به سیم های خاردار واز آن جا/ به خانۀ علویه خانم ساعت ِ شماطه دار هم که هی خروس می خواند پس کی برویم شراب ِ ملک ری بخوریم؟ تا چند شب دیگر/ ماه دوباره برمی گردد لنگان و زخمی که بگوید: قلاده هیچ چیز خوبی نیست فردا دوباره ساعت ِ موعود پرگار به همین نقطه رسیده...
-
مرثیهای برای اتاقکِ خانهٔ کوچهٔ افشار /محسن صلاحی راد
سهشنبه 4 اسفند 1394 08:34
ـ درمانده بود و در خلئی تاریک با حجمِ بیتفاوتِ دیوارهای قهقهه [میخوانْد و بستهها که عینِ یکی چشمبند انبوهِ خاطراتِ مرا سویِ آن نواحیِ [بیبازگشت میبُرد فریاد میزدم که من اینجا بودم اینجا عاشق شدم بریدم پیوستم و شکستم و خوابیدم با هر چه دود و دایره رقصیدم خندیدم و بیش از آنکه مردم در خانههایشان [میگریند...
-
من نقشه ای دارم/محمد علی شاکری یکتا
سهشنبه 4 اسفند 1394 08:32
نوسروده ای از دفترچاپ نشده ی" سرگردانی در آینه های شکسته" ** من نقشه ای دارم ......... در نقشه ی من مرزهایی هست مرز جنون ، سرحد خون آلود در شهرهای نقشه ی من جمعه بازاری با دکه هایی مملو از سرمایه و سوداست باید گزارش های شهرم را میان کاغذ شبنامه ای پیچید شب ، نامه ای پیچید. باید گزارش داد آفاق ظلمت جاده های...
-
"عدالت"/حسن اسدی
سهشنبه 4 اسفند 1394 08:28
ﻋﺪﺍﻟﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﻣﯽﭘﺮﺳﻢ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩﺍﻡ، ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻩﯼ ﻧﻤﻨﺎﮎ ﻟﺒﺎﻧﺶ، ﭼﻮﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻭﺻﻠﻪﺩﺍﺭﺵ، ﭼﺎﮎ ﺍﻧﺪﺭ ﭼﺎﮎ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺍﻣﺎ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ ﺑﺎ ﺳﺮ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﺎﮎ ﻋﺪﺍﻟﺖ؟! ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ، ﯾﮏ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﯽﺯﺑﺎﻥ، ﺑﯽﻫﻢﺯﺑﺎﻥ، ﺧﺎﻣﻮﺵ ! ﮐﻪ ﺩﺍﯾﻢ، ﺳﻨﮕﺒﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺵ
-
سه گانه شعر /آرزو نوری
جمعه 30 بهمن 1394 20:07
این شعر نیست یک مشت خون گرم است سیال و شعلهور ******** این شعر نیست این منام چون بادهای کهن در دست این و آن در دست دیگران ********* این شعر نیست این منام آنکس که پرسه زد یک عمر در هوای تو
-
دوستانه/سعید سلطانی طارمی
جمعه 30 بهمن 1394 09:40
دوستانه حرف می زنیم دوستانه می رویم رو به انتهای شب دوستانه یک مسیر صدهزارساله را دور می زنیم و باز دور می زنیم هیچوقت نیز حرفهایمان به انتها نمی رسد. هیچ فکر کرده ای چرا در مسیرهای منحنی کسی به انتها نمی رسد؟ فکر کن که توی برف و مه به سوی خانه می رویم خانه روی خط راست ایستاده روی نقطه ی دروغ. ما ولی میان برف و مه روی...
-
تاویلی بر مهرهی سرخ / سعید سلطانی طارمی
جمعه 30 بهمن 1394 09:36
داستان سهراب در شاهنامه یک منظومهی تمام عیار حماسی است که در آن تمام ویژگیهای منظومههای حماسی دیده میشود. زمینهی داستانی آن بسیار قویست، این زمینهی داستانی قدرتمند که از یک نقطهی معین یعنی به شکار رفتن رستم آغاز میشود و نخستین اوج آن آمدن تهمینه به دیدار رستم است و خواستن او. زنی عاشق که بر دغدغهی ناموننگ...
-
چه غریبی به چشم ما ای عشق/جمشید پیمان
چهارشنبه 28 بهمن 1394 20:26
چه غریبی به چشم ما، ای عشق نشناسد کسی تو را، ای عشق از پی چیستی در این غربت گفته بودت کسی بیا، ای عشق؟ لیلی ات رفت و گم شده شیرین نیست اینجا دگر صفا، ای عشق دید چون گریه ی زلیخا را جان ــ پریشیده شد خدا، ای عشق منتظر مانده ای که مجنونی دم زند در چنین هوا، ای عشق؟ گشته تکفیر پیر بلخ امسال وای بر شمس بی نوا، ای عشق...