-
هبل / ح عبادیان
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:41
هبل افتاد اما لات و عزا سر برآوردند پدر از آب و از آیینه، آزر ها در آوردند تبر بر دوش در فصلی ملال آور حرامی ها به نام اهل چشمه، غنچه های پرپر آوردند پر از اندوه بی برگی شد آغوش اقاقی ها شبی که زاغ ها جای کبوتر پر در آوردند قبای باغ را بردند و دستانی گناه آلود کلاه عاشقان را غرقِ در خون با سر آوردند شرابی کهنه در...
-
مداد آزادی /حمید احمدی
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:41
با مدادی به رنگ آزادی زندگی هی سیاه تر می شد با ظهور نظام استقلال ملتی بی پناه تر می شد مغزها شسته رفته،آماده مثل افکار خام یک کودک چشم ها بسته،گوش ها کر کارها رو به راه تر می شد موبدی دین تازه ای آورد دین لعنت به هر کس و همه چیز هر چه بر دین تازه پر می داد دین مردم تباه تر می شد مجرمی بر جنایتش افزود چون که زیر...
-
نامه / محمد رضا راثی پور
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:38
نامه ای در بطریست نامه ای ناخوانده با امیدی که دل آشوبه گرفته ست از امواج انگار ای بسا چشم که تا تیررس دید بر این بی مقدار سوی خود دوخته بود ای بسا رویا ها در دل جزر و مد بی پایان از امیدی واهی مشعل افروخته بود و فراموش ترین گمشده خود را می دید بعد کابوس فروپاشی کشتی در آب خشم غول طوفان و تقلای سرآسیمه میان گرداب بر...
-
بهار 99 / سعید سلطانی طارمی
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:35
هر سال، خشکی داشتیم و فقر و استبداد با این همه بویت که می پیچید در کوچه های شهر. انگار که دیوانه های خاک زنجیر ها را پاره می کردند. و از رگان ریشه ها با یک تهاجم، راست می آمدند آنجا که لازم بود و ناگهان شب یا سحرگاهی در شکل لبخندی که در آواز خود جاریست از شاخه ها پرواز می کردند توی دهان باد آنگاه در فریادهای پچپچی...
-
اورا به خاک نخواهم سپرد/ سعید سلطانی طارمی
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:34
در سوگ دوست عزیزم دکتر فریبرز رئیس دانا ایستاده در دور دستِ پیراهن جنازه ای تابان که زنده تر از هابیل فریاد می زند: فرزندان من! عدالت را و عشق به آزادی را هرگز به خاک نسپارید. ایستاده در دوردست ترین نقطه ی کفن جنازه ای تابان که زنده تر از هابیل با شکسته های سرش آواز می خواند: فرزندان من! امید را که ریشه ی هستی و زندگی...
-
صبور باش / محمد جلیل مظفری
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:34
صبور باش گلم! شنیدم از نفسِ سردِ بادِ اسفندی که صبحدم میخواند به گوشِ بادیهها: "دوباره فصل تغزل، دوباره موسمِ شعر دوباره فرصتِ باران و پرسه و بوسه دوباره نوبتِ گل میرسد ز راه آری: به گوش باش گلم! که عنقریب خبر میرسد ز چاوُشان زمان بیداری اسفند 1398 #محمدجلیل_مظفری http://t.me/barfitarinaghosh
-
گلخند / هومن گلهو
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:34
در جاده تبِ روند و آیندی نیست در شهر سرٍ پیام و پیوندی نیست از کوچه بهار رد شد و دست تکاند بر روی لب پنجره گلخندی نیست. #هومن_گلهو @h_golhoo
-
برای صدای پای بهار / پیام سیستانی
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:33
در مسیر دشت رنگ و رو پریده رود تازه واردی ست رود تازه واردی که تا دلت بخواهد از خیال ماهیان پر است ماهیان بی تعارفی که رود تازه وارد از حضورشان کسل نمی شود مثل باغ نونوار خوش سلیقه ای که از حضور گل مثل چشمه ای که بیشه از حضور صاف و ساده اش مثل دل که از شمردن دقایقی که با تو بوده است عشق در گمان زندگی شبیه رود تازه...
-
دو شعر از هرمز علیپور
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:23
۱ بعضی از حسها در آدمیست که تا وقوع مرگ نهان میمیرند. من با کسی که از راز کلمات نمیداند چه صحبتی به این صبح دارم وقت گیر آورده میداند که نیمهی من در گِروی هجوم خرچنگهاست من درس نخواندهام آدم ولی که هستم وقتی که پردهای برای بودن بر جای نمانده است با اینهمه برافتادن حجابها. در دل هر لحظه گفتوگوی فردا چه دارد...
-
نگاه سهراب سپهری به زندگی / دکتر نادر ابراهیمیان
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:21
چکیده در این مقاله به بررسی مفاهیم مربوط به زندگی در اشعار سپهری پرداخته میشود. سپهری با دیدی عارفانه به جهان و اجزای کائنات مینگرد و برای همهی اجزای طبیعت سهمی یکسان قائل است. و به زندگی نگاه مثبتی دارد. شعر سهراب، شعر زندگی است و نگرش او مثبت و مشتاقانه میباشد. نگاه سهراب به زندگی، نگاه عارفانه، عابدانه و...
-
و دالانها به ارادهی کلمات میپیچیند/ نگین کلامی
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:17
آدم هیچوقت نمیداند هر روزی که میگذرد، چقدر از باقیماندهی زندگیش است. اینطوری است که تا میآید درست فکر کند، میبیند دارد میمیرد یا حتی قبلش مردهاست. بههرحال همیشه انگار جایی دورتر از آن ایستاده که بتواند تهاش را ببیند. همان وقت هم که تهتهاش نیست. یعنی شاید هم باشد، اما وقتی مردهباشی و ندانی جایی که حالا...
-
وجود عدم / رضا ضیا
یکشنبه 3 فروردین 1399 18:52
مائیم و وجودی ز عدم، ناخوشتر عیشی، چو زمانه دم به دم ناخوشتر وین طُرفه که شد در طلبِ چیزی خوش مرگِ من و زندگی، ز هم ناخوشتر #کمالالدین_اسماعیل (قرن 6 و7) ▫️▫️▫️ بارها گفتهاند و نوشتهاند که رباعی موجزترین و عمیقترین قالبِ شعر فارسی است. رباعی جای پرگویی نیست و کسی که حرفی برای گفتن ندارد در آن موفق نیست. در همین...
-
باقی عمرم / احمد شاملو
یکشنبه 3 فروردین 1399 18:50
من جزئی از توام، دیگر نه زمان و نه مرگ هیچ یک عطش مرا از سرچشمهی وجود و خیالت بینیاز نمیکند... آیدا باقی عمرم..! تو شمشیر سحرآمیزی هستی که من به اتکای تو قلعهها را میگشایم و جهان را فتح میکنم. #احمد_شاملو "کتاب: مثل خون در رگهای من"
-
از نامه های احمد شاملو به آیدا / منبع literature
یکشنبه 3 فروردین 1399 18:50
@literature9 آیدا ... بگذار بیمقدمه این راز را با تو در میان بگذارم: که من در عشق، بیش از هر چیز دیگر، بیش از لذتها، آتش و شور و حرارتِ آن را میخواهم. بیش از هر چیز، شوق و شورش را میپسندم و بیش از هر چیز، بیتابیها و بیقراری هایش را طالبم. سکوتِ تو، شعر را در روحِ من میخشکاند! شعر، زندگی من است. حرفهای تو...
-
توضیحِ احمدشاملو دربارهی «مرگِ نازلی»
یکشنبه 3 فروردین 1399 18:49
@literature9 وارطان سالاخانیان پس از کودتای 28 مردادِ 1332 گرفتار شد. وارطان یک بار شکنجهای جهنمی را تحمل کرد و به چند سال زندان محکوم شد منتها بارِ دیگر یکی از افراد حزبِ توده در پروندهی خود او را شریکِ جرمِ خود قلمداد کرد و دوباره برای بازجوئی از زندانِ قصر احضارش کردند. من او را پیش از بازجویی دوم در زندان موقت...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 3 فروردین 1399 18:48
زیک زایی / نیما یوشیج در شب تیره چو گوری که کند شیطانی وندر آن دام دل افسایش را دهد آهسته صفا، زیک زیک، زیک زایی لحظه ای نیست که بگذاردم آسوده به جا. بال از او خیسیده پای از او پیچیده. شده پرچین اش دامی و من اش دام گوشا. معرفت نیست دریغا! در او آن دل هرزه درا. که به جای آوردم وانهد با خود، در راه مرا. زیک زیک، زیک...
-
نماز میت / علی الوردی
یکشنبه 3 فروردین 1399 18:47
@literature9 فی وطنی یوجد مستشفى سیء لعلاجک، و عشرات المساجد الفاخرة للصلاة علیک عند موتک در وطنم برای درمانت یک بیمارستان بد وجود دارد و دهها مسجد باشکوه برای خواندن نماز میّت، بر تو! #علی_الوردی استاد دانشگاه، مورخ و جامعهشناس عراقی
-
سین هفتم / احمد شاملو
یکشنبه 3 فروردین 1399 18:47
سین هفتم سیب سرخیست، حسرتا که مرا نصیب از این سفرهی سنت سروری نیست شرابی مردافکن در جام هواست، شگفتا که مرا بدین مستی شوری نیست. سبوی سبزهپوش در قاب پنجره آه چنان دورم که گوئی جز نقش بیجانی نیست. و کلامی مهربان در نخستین دیدار بامدادی فغان که در پس پاسخ و لبخند دل خندانی نیست. بهاری دیگر آمده است آری اما برای آن...
-
محمد ابرغانی
سهشنبه 27 اسفند 1398 10:27
محمد ابرغانی از شاعران بی حاشیه آذربایجان شرقیست که در ایام دانشجویی در داشگاه آزاد ( سالهای 69 و 70 ) توفیق آشنایی با ایشان داشتم . و ظاهرا بر اساس شهرتی که دارد در یکی از روستاهای نزدیک سراب و بستان آباد بنام ابرغان بدنیا آمده است. و تحصیلات خود را در رشته مهندسی زراعت و اصلاح نباتات تا کارشناسی ارشد ادامه داده و در...
-
لطفا کاری به کار شعر نداشته باشید / اسماعیل امینی
سهشنبه 27 اسفند 1398 10:08
لطفاً برای شعر بودجه تعیین نفرمایید! لطفاً کنگرة شعر و مسابقة ادبی برگزار نکنید! لطفاً از چاپ اولین مجموعه شعر شاعران جوان حمایت مالی نفرمایید! مرحمت فرموده و دیگر شب شعر برگزار نکنید. اصلاً مرحمت فرموده ما را مس کنید. به خاطر خدا دیگر به ما سکة طلا و سفر سیاحتی و زیارتی جایزه ندهید. ما شاعریم و نمیخواهیم که برای...
-
ایران / سید علی میر افضلی
سهشنبه 27 اسفند 1398 09:59
زیبای من! ایران! این روزها سلولهای تو پُر از درد است این روزها از سرفههای تلخ تو خوابم نمیگیرد.
-
خاطره سیمین دانشور از نیما یوشیج
دوشنبه 26 اسفند 1398 22:11
نیما از من پرسید که: «جلال چه میکند که اینقدر با هم خوبید. بگو تا من هم با عالیه چنین کنم...» من گفتم آقای نیما کاری که نداره، به او مهربانی کنید. میبینید اینهمه زحمت میکِشَد، به او بگویید دستت درد نکند. در خانهء من چقدر ستم میکِشی. جوری کنید که بداند قدرِ زحماتش را میدانید. گاهی هم هدیههایی برایش بخرید. ما...
-
بلاک / احمد آوازه
دوشنبه 26 اسفند 1398 22:11
یا زلزله داده خاکمان فرمودی یا با کرونا هلاکمان فرمودی ما که همه شب خدا خدا می گوییم یارب نکند بلاکمان فرمودی #احمدآوازه ┏
-
کرونائیات / اهل ذوق
دوشنبه 26 اسفند 1398 20:14
1 هرچند که شایستهی مُشت و لگد است اما زِبل و نقشهکِش و باخِرَد است وقتی که شروع کرده اوّل از قم یعنی کرونا کارِ خودش را بلد است #شروین_سلیمانی 2 یا زلزله داده خاکمان فرمودی یا با کرونا هلاکمان فرمودی ما که همه شب خدا خدا می گوییم یارب نکند بلاکمان فرمودی #احمدآوازه 3 تا بوده به بینام و نشان افتاده بر پیکر سست...
-
عکس / خلیل جوادی
دوشنبه 26 اسفند 1398 20:08
آسمان از من و تو عکس گرفت تو به من چسبیدی ابر فریاد کشید
-
سه گانی / مریم صابری
دوشنبه 26 اسفند 1398 20:05
خشکانده در من آرزویِ خیسِ باران را ای ابرهای تازه برخیزید! اندوه پوشانده, تمام این خیابان را #مریم_صابری @maryamsaberi_3 #به امید رسیدن روزهای خوب همراه با سلامتی برای همه مردم سرزمینم...
-
خون آشام / حسین رمضان پور
دوشنبه 26 اسفند 1398 20:03
نشسته کنج اتاقم شبیه خوناشام به جای تیغ و طناب،او گزینه ام بوده فشار می دهد اندام بغض سرکش را سکوت، قاتل مرموز سینه ام بوده من و سکوت،من و درد یأس فلسفی ام که پنجه پنجه به روی جوانیم زده اند به زیر ضربه ی باتوم و گاز اشک آور شکنجه را به گلوی جوانیم زده اند که اعتراف کنم علت جنونم را چه اتهام عجیبی به خنده ام بستند به...
-
کفر خدا / ح عبادیان
دوشنبه 26 اسفند 1398 20:01
کفر خدا ز دست شمایان در آمده است تنها نه کفر، صبر خدا هم سر آمده است از بس به جای حضرت او یاوه گفته اید از باغ سیب خربزه نوبر آمده است تا درس مکر و خدعه بیاموزد از شما شیطان برای عرض ادب با سر آمده است جن و ملک ز کار شما نوحه گر شدند لعنت به این بدی که ز بد، بدتر آمده است از عدلتان به جای خطا پیشگان بلخ در زیر تیغ،...
-
حال / پیام سیستانی
دوشنبه 26 اسفند 1398 19:59
خم به ابروی دلت نیار زندگی مجال بی نهایتی ست حال بی نهایتی ست
-
ترانۀ تَرگونه / محسن صلاحی راد
دوشنبه 26 اسفند 1398 19:57
اندوه نیست نیست اندیشه نیست نیست انگار انبوهی از ترانۀ تَرگونه اندازۀ هزارهزاران ابر انباشته به نینیِ چشمانم آنگونه نرم و تُرد و شگفتآور که هر نوای نادرهاش ناگاه از خواب میپرانَد گلها را گلهای ناز و نازک و زیبا را حالِ مرا ندانم و حالِ تو از بس که درهم است جنونِ من: از این طرف نشاطِ پریشانی از آن طرف طراوتِ...