سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

لبخند شب / حمید رضا شکار سری

از صبح تا غروب کجا پرسه می زنی؟

شب خیره شد به من

لبخند رازناکی بر چهره داشت 

و اولین ستاره

ناگاه

بر آسمان تاریک آویخت.



توفان / شاکری یکتا

ماه پینه بسته

شبگیر پیر بال شکسته

آواز نیمه شبش گم شد

در خلوت شبانه ی بن بست کوچه ای

که راه ندارد.

حالا که رد پای رهگذری را

خُردک نسیم سرد صبحگاهی پاییز

از ذهن من زدود

چون

دیگر به سایه ی کج خُلق کوچه نمی خندم

لانه ی پرنده میشوم و

بالای آن درخت قدیمی

به انتظار صاعقه می مانم

باشد که شعله ای بزند در من

توفان به پا شود

و هرچه ریشه ی خشکیده را

از بیخ برکند

باید به ماه پینه بسته بگویم

هرگز به مهربانی این شعرها متاب


۲۰ آبان ماه ۱۴۰۳


هیچ / علی رضا رجبعلی زاده کاشانی

پشت این دیوار تا آنسوی بی سویی

 اینکه از هر سو نگه کردیم 

هیچ سوییش

از پی سنگین پی ستوار 

تا فراز چین سر در ابر ،

پلک پوک روزنی وا نیست

 پشت این اندوه قد افراشته ی بیدار

 راستی آیا

هیچ خواب شادی دوری

دور حتی هیچ پیدا نیست؟!


چند شعر کوتاه از رابیندرانات تاگور / ع. پاشایی



صدای تو ای دوست
در دل من آواره است
هم چون آوای درهم دریا
میان این کاجهای نیوشنده


00000

روز با هیاهوی این زمین کوچک
سکوت جهان را غرق می کند


00000


دلم آرام گیرو
غبار بر میانگیز
جهان را بگذار که راهی به سوی تو بیابد

 

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شعر کوتاه /آدونیس/ سایت سارا شعر

اگر روز سخن می گفت
مژده شب را می داد.

***

باشد از تنهایی ام بیرون می زنم
اما به کجا بروم؟

***

با هر پرسشی دو نیمه می شوم:
پرسشم و خودم.
پرسشم در پی پاسخ است
و خودم به دنبال پرسشی دیگر!