سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

انتظار / پرتو کرمانشاهی



آه از تو ای سپیده ی شبهای دیر پا
یک شب از انتظار تو چشم نیارمید
گفتم اساس ظلم چنین و چنان کنم
خواب و خیال بود و دریغا ز سر پرید
در من هنوز وسوسه ی شعر، ای عجب
جوش جوانه میزند و نغمه ی امید
باشد که روزگار بسنجد بگو پرش
شعری که کس زما به پشیزی نمی خرید
پرورده ی غرور و کنار توام، پراو!
بر تو درود باد، از این پیر سر سپید
« پرتو » چو بوم، روز و شب این فال شوم چیست؟
باید ز خود گذشت و ز خود برتر آفرید




@naghdehall

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد