سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سه پرسش در باب شعر/ مزدک پنجه‌ای



آیا هنگام سرایش شعر همه آنچه در ذهن شاعر است، به نگارش در می‌آید؟ آیا آنچه در ذهن شاعر است، زیباست یا آنچه تبدیل به متن شده است؟ کدام یک اهمیت دارد؟


اصولین معتقدند، لفظ از وضع پدید می‌آید. در واقع دلالت وضع بر معنا، دلالت وضعی است. پس بین لفظ، وضع و معنا ارتباط عمیقی وجود دارد. وضع هم به صورت عمل نوشتار است هم به صورت گفتار.

پل ریکور به عنوان یک پدیدارشناس، معتقد بود : «گفتار با نوشتار، برخی از ویژگی‌های خود را از دست می‌دهد.» (عوامل فهم متن، سیدحمیدرضا حسنی، هرمس1389)

ویلیام کورت ویسمات ( نظریه پرداز) و مونرو بیردزلی (نظریه‌پرداز) در پی نظریه  «مغالطه قصدی» بر این عقیده بودند که قصد و نیت مولف علت غایی شکل گیری متن است.

بر طبق نظریه  «مغالطه قصدی» -جستجوی نیت مؤلف برای فهم معنای یک اثر ادبی اشتباه است- ، مراد از قصد طرح یا نقشه‌ای است که در ذهن مولف وجود دارد. قصد و نیت مولف، با طرز تفکر و نگرش مولف در مورد اثری که پدید آورده، با احساسی که نسبت به آن داشته و به طور کلی با چیزی که او را وادار به نوشتن کرده است، قرابت دارد.

ویسمات و بردزلی معتقدند: شعر به طور تصادفی سروده نمی‌شود.

اما سوال مهم این است که چگونه می‌توان متوجه شد که تمام قصد مولف و شاعر در متن اتفاق افتاده است؟

آنها به این سوال چنین پاسخ داده‌اند: الف: خود متن، تنها گواه است و غیر از آن دلیل دیگری نداریم.

ب: هستی یک متن، بیانگر قصد و نیت نویسنده است.

ج: معنای یک متن یا شعر بر ملاکننده حالت روحی و روانی نویسنده است.

چ: رجوع به پیوست‌های تاریخی، سیاسی، اجتماعی و زندگی‌نامه‌ی نویسنده یا شاعر...

د: شاعر و نویسنده مدام متنش را اصلاح می‌کند، بنابراین رسیدن به مقصود اصلی به نظر کاری عبث و ناممکن است.

اما آنچه نگارنده در پس این گفتار، می‌تواند بر آن اضافه کند، این است:

یک، زبان، با همه ظرفیت‌های خود، نمی‌تواند همیشه عمق احساسات، پیچیدگی افکار یا ظرافت‌های درونی شاعر را به‌طور کامل منتقل کند.

دو، شاعر ممکن است چیزی را حس کند که یافتن واژگان مناسب برای بیان آن دشوار باشد.

سه، شاعر از میان تصاویر، ایده‌ها و احساسات موجود در ذهنش، آن‌هایی را انتخاب می‌کند که بیشترین تأثیر یا زیبایی هنری را دارند. این انتخاب به ناچار باعث حذف بخشی از محتوای ذهنی او می‌شود.
بنابراین به نظر، بسیاری از احساسات یا تصاویر در ذهن شاعر در لایه‌های ناخودآگاه او باقی می‌مانند و به سطح آگاهی کامل نمی‌آیند. این امر می‌تواند باعث شود که آنچه سروده می‌شود، تنها بخش کوچکی از آن چیزی باشد که در ذهن شاعر جریان دارد.
همچنین شاعران گاهی عمداً از بیان مستقیم آنچه در ذهن دارند، خودداری می‌کنند و از رمزها، استعاره‌ها و ایهام استفاده می‌کنند. این فرایند، بخش‌هایی از ذهن شاعر را در پسِ واژگان پنهان می‌کند و به خواننده اجازه می‌دهد تفسیری شخصی از شعر داشته باشد.
البته پل ریکور پیرامون این استدلال، بر نظر دیگری است، او معتقد است: زبان شعر، همچون سایر شکل‌های زبان، وسیله‌ای است که از طریق آن معنای جدید خلق می‌شود؛ اما این معنا همواره محصول نوعی فاصله‌گذاری میان تجربه ذهنی شاعر و متن ادبی است. به این ترتیب، آنچه در ذهن شاعر است، به‌طور مستقیم و کامل به متن منتقل نمی‌شود. زبان شعری از طریق استعاره و تخیل، به جهان جدیدی اشاره می‌کند که دیگر به‌طور مستقیم با ذهنیت اولیه شاعر یکی نیست. این فرآیند را ریکور  «جهان متن» می‌نامد؛ جهانی که ممکن است فراتر از نیّت اولیه شاعر باشد.

با توجه به اینکه شاعر از تخیل و استعاره در شعر بهره می‌برد بنابراین از واقعیتی که در ذهنش حضور دارد، فاصله می‌گیرد. ضمن اینکه واقعیت به تنهایی لخت و عور است و ممکن است زیبا نباشد، بنابراین شاعر برای ایجاد زیبایی، مجبور به قلب حقیقت است. بنابراین ما هیچگاه با اصل واقعیتِ ذهنی شاعر مواجه نمی‌شویم و آنچه به عنوان شعر می‌خوانیم، دریافت ذهنی شاعر، تصور او به عنوان واضع است.

بنابراین در فرایند ریخت‌شناسی اثر به لحاظ موقعیت‌های زیبایی‌شناسانه آنچه در ذهن شاعر است، در فرآیند سرایش اهمیت کمتری دارد و معیار اصلی برای فهم شعر، خودِ متن و تأثیری است که بر مخاطب می‌گذارد، نه قصد و نیت شاعر.
نتیجه اینکه: مهم نیست، شاعر چه چیزی «می‌خواست» بگوید، مهم این است که متن چه چیزی را «می‌گوید».

#پل_ریکور
#مزدک_پنجه‌ای
@mazdakpanjehee

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد