به پدرم
ردّ جاده های بردباری است
سال ، سال
این شیارهای کنده بر جبینِ تو
بال گسترانِ آسمانی از کبوتر است
فوج ، فوج
در نگاه نازنین تو
رو به ساحت سپیده ی کدام سمت و سوی
می روی چنین که من به گرد پات هم نمی رسم ، بگوی
یاد سبز توست
اینکه هر دقیقه در کویر ذهن من بهار می کند
کاش مبتدای من بدانی این خبر به تو
چقدر
افتخار می کند.
کوروش آقامجیدی
آرام
آرام
آرام
می نشیند بر همه چیز
و با فروتنی
می پوشاند
همه ی دیدنی ها را
###
می نشیند با فروتنی
و می پوشاند آرام
همه چیز را
با خویش
تا
جز او را
نگاه نکنم
و جز به او
نیندیشم
###
راستی را
تصویر تو نیست
برف ؟
1364/11/15
(از دفترشعر « زین آتش نهفته ...»)
@walehane
از جام عدم چکید این دربدری
ماییم جهان جهان همه بی خبری
در کار خدا اگر چه ما پیچیدیم
از ما و خدا کجاست فردا اثری
#امیر_دادویی
مجال پریدن اگر داشتم
هر آیینه عزم سفر داشتم
ملال قفس،بر نمی تافتم
که سودای جای دگر داشتم
حضیض زمین ، پرسه گاهم نبود
که بر اوج آبی نظر داشتم
کمین گو گشایند ، صیادها
کجا از خطرها ، حذر داشتم
چه میشد در این ظلمت عمرکاه
بقدر چراغی اثر داشتم
دلیل ره عاشقان می شدم
فروغی اگر بیشتر داشتم
ز پرواز هرگز درنگم نبود
مجال پریدن ، اگر داشتم !
آبان ۷۸
اگر از این ساعت بدانم که شعر و ادبیات من مفید به حال جمعیت نیست و فقط لفاظی محسوب میشود آن را ترک گفته برای خودنمایی داخل بازیگران یک بازیگرخانه شده به جست و خیز مشغول میشوم