سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

گل بهار / فاطمه پور رضایی



چارچوبم به لرزه می‌افتد،
برگریزان که می‌شود تکرار؛
خوش بحالت گل همیشه بهار!
**...
#فاطمه_پوررضایی‌_مهرآبادی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭━═━⊰

آه-ماهی / نعیمه المولی



مثل رودم که به چشمان تو راهی شده‌ام؛
بس که حسرت خوردم،
"آه ماهی" شده‌ام.
***
#نعیمه_المولی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭━═━⊰

پیله / حسن اسدی

نیمایی

درگذرگاه زمان
دردمندی ست که دردخمه ی فریاد وفغان
به شکیبایی خود گریه کنان می خندد!

پیکرش سنگ شده
ازصلیب سیه فاجعه آونگ شده
بخت برگشته ی او ماهی بدفرجامی ست
که به مرداب گِل اندودزمان می خندد

تکیه اش بادگریزنده ی شبهای سیاه
نغمه اش نغمه ی سوزنده  آهی جانکاه
گلشن اش صحن سرابی ست که گسترده به راه
عندلیبی ست که دردام خزان می خندد!

سرگران ومبهوت
درحصارنفس پیله ی مرموزسکوت
درفریب تب سوزنده دشت برهوت
زیرآوارسکوت وخفقان می خندد


بافتن / سید علی میر افضلی

باران شوم
به شکل گلی روی گونه ات
آهنگ عاشقانه شوم
در پرده های نازک رویا ببارمت!

لنج / عبدالمهدی نوری

مثل لنجی که برنخواهد گشت،  قسمتم کندن و جدا شدن است
این که دریا چقدر بی رحم است اولین درس ناخدا شدن است

دستهایت شبیه لنگرگاه، خسته و بی قرار و مضطربند
دست من مثل لنگری لرزان، غرق در وحشت رها شدن است

گفتی از من به بعد... گفتم نه! بعد تو، هیچ کس نخواهد بود
سینه‌ام  قبر یک نفر باشد بهتر از کاروان سرا شدن است

ما دو آواز تلخ و ناخوانده، ما دو فریاد در گلو مانده
ما سکوتیم و مرگمان بی شک، در تب و تاب هم صدا شدن است

در جهانی که عشق کافی نیست، چاره ای جز خیال بافی نیست
بافه هایی که دوست می داریم، همه در حال نخ نما شدن است

لنج من بی مهار و بی لنگر، روی آب ایستاده بی حرکت
این رها بودن و جدا نشدن بدترین شکل مبتلا شدن است

#عبدالمهدی_نوری