
گذشته است بهاران و رحمت باران
دریغ رایت سبزی که بر فرازد باغ
مگر تعدی تاتار
طلسم نازایی را در این دیار دمید
که خاطرات تباهی نمی رود از یاد
در این شتاب شکوفایی
نشسته ایم تماشا هلاکت خود را
قیامتی ست در این ساعت شنی انگار

فروغی اگر چند پر دود،
و از یورش باد لرزان
کفایت کند اضطراب مرا در شبیخون وحشت
چراغی که نفتش امیدست و ایمان
همان چشمه تا به همواره جوشانچه دلشوره ای دارد از حجم ظلمت
از اولین شکایتهایی که [به اخوان] کردم یکی این بود که چرا تو خاموشی و هیچ چیز نمیگویی؟ این همه مزخرفات چاپ میشود و این همه در روزنامهها و مجلات آدمهای بیمایه نان به هم قرض میدهند.
گفت: "مگر نمیدانی که شیخ سعدی گفته :
بستان و بده بگو و بشنو
شبهای چنین نه وقتِ خواب است
بگذار اینها هم بده بستان خودشان را داشته باشند. اگر کسی نفسش حق نباشد تمام دنیا هم جمع شوند نمیتوانند او را برای مدت طولانی نگاه دارند."
گفتم در این میانه ذوق جوانها منحرف میشود، خطر آن جاست.
گفت: "عزیز جان! ذوقی که به این جور چیزها خراب شدنی باشد، بگذار هرچه زودتر خراب شود! "
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
حالات و مقامات م.امید
@shamspoem
@shamspoem
دوستان بسیاری دارم که کتاب نمی خوانند یعنی اصولا مطالعه برایشان ملال انگیز است حتی یک نامه چندخطی حوصله شان را سر می برد البته من چندان اعتراضی به این موضوع ندارم چون باعث می شود قدر دوستان فهیمم را بدانم به قول معلم ها جامعه که فقط دکتر و مهندس نمی خواد! چند روز پیش یکی از این دوستان سوالی را مطرح کرد که چرا غربی ها این قدر کتاب می خوانند و ما شرقی ها حال خواندن نداریم؟! تو مترو ، تو رستوران ، تو چمدون سفر ، تو مستراح و ... البته داستان به این غلظتی که دوستمان می گفت نیست و همه جای دنیا میزان جمعیت کتاب نخوان و فکرنکن از جمعیت کتاب خوان و فکور بیشتر است اما در مقام مقایسه بله جامعه غرب از ما کتاب خوان تر است و این امر دلایل متعددی دارد اول این که جامعه غرب برای اندیشه ارزش بیشتری قائل بوده است و این یک شبه به دست نیامده است اروپا یک تاریخ را در جنگ و خونریزی به سر برده است از تمدن های اولیه تا جنگ های صلیبی و قرون وسطی و مبارزات مردم با تفکرات جزم اندیشانه تا دو جنگ جهانی و بحران بالکان و جنگ سرد و ... تمام این ها باعث شده است تا چشم مردم به دهان اندیشمندانی باشد که نسخه ای برای حل این بحران ها داشته باشند حتی روند شکل گیری دیکتاتوری در غرب و شرق با هم متفاوت است در شرق یک دار و دسته ای با زور اسلحه و ترور دولتی را ساقط می کنند و به جایش می نشینند اما در غرب یکی مثل هیتلر با سخنرانی و ده سال مبارزه از طریق روزنامه و روند دموکراتیک به قدرت می رسد! در ایران اولین روزنامه سال 1253 چاپ شده است اما اروپا از 1800 در تسخیر روزنامه ها بوده است. در ثانی خاستگاه تفکر در یونان بوده است یعنی هزار سال قبل از میلاد مسیح فلسفه در یونان متولد شده است و اولین جرقه های پرسشگری انسان در رابطه با طبیعت هستی و مذهب شکل گرفت. و در همین مقارنه در شرق ما اندیشمند جدی و صاحب مکتبی را پیدا نمی کنیم اولین سیستم پارلمانی و دموکراسی در غرب آغاز می شود ... و اگر بخواهیم از دستاوردهای تمدن غرب بگوییم یک کتاب مطلب است ولی به طور خلاصه همیشه غرب در تمدن بشری پیشرو بوده است و به ازاء هر ابن سینا و خیام و فارابی و ... تمدن غرب ده اندیشمند ارائه کرده است این ها چیزهایی نیست که ما با تعصبات ناسیونالیستی انکارش کنیم اختراعات و اکتشافات موجود در یک اتاق معمولی به خوبی این تمایز را بیان می کند.
و خوب معلوم است که با چنین تاریخچه ای عادات انسانی و فرهنگ و تمدن چه تغییراتی را می پذیرد اما این ها فرعیات است سوال اصلی اینجاست که چرا ما مطالعه نمی کنیم؟ یا چه کار کنیم که به مطالعه علاقه مند شویم؟
وقتی گفته می شود مطالعه کن ما فکر می کنیم منظور این است که برو هستی و زمان هایدگر را بخوان و بعد از آن در باب مفهوم دازاین یک کتاب بنویس! نه هدف از مطالعه این نیست که چیزی را که ابدا علاقه ای بهش نداریم دنبال کنیم ما باید بدانیم جواب تمام علاقه مندی هایمان در کتاب است از سکس ، آشپزی تا بدن سازی و طبیعت و هر چه که ما به آن علاقه داریم درنوشته های مرتبط موجود است می گویم نوشته نه کتاب زیرا مطالعه از کتاب شروع نمی شود از عادت به خواندن شروع می شود باید این عادت همیشه خواندن را در خود ایجاد کنیم همیشه و همه جا ، فرقی نمی کند که چه می خوانی داستانی سکسی یا راهنمای خرید یک جاروبرقی یا نوشته های روی یک شامپو بگذارید ذهنتان درگیر خواندن باشد .
مسئله بعدی ، هزینه کردن است با دله دزدی از این و آن و گرفتن کتاب ، کسی کتاب خوان نمی شود باید دست در جیب مبارک کنی و به قول معروف کتابی که ارزش خواندن دارد ، ارزش خریدن هم دارد. چیز مفت و مجانی ارزشش نادیده گرفته می شود . البته امروزه دانش در مفلوک ترین حالت خودش قرار دارد. شما با یک گوشی ساده به دنیایی از اطلاعات رایگان دسترسی دارید اما دریغ از یک جو همت!
مورد بعدی این است که برای انگیزه در مطالعه باید همواره مطالب زیادی برای خواندن داشته باشید دل به دریا بزنید کتاب های بیشتری بخرید حتی اگر آنها را نمی خوانید چون هیچ کتاب خوانی همه کتاب های کتابخانه اش را نخوانده است همزمان چند کتاب را با هم بخوانید اگر می توانید کتاب های حوصله سربر درسی را بخوانید و نمره بگیرید از پس این کار هم بر می آیید.
مورد آخر این که یک کتاب همیشه با خود داشته باشید ( حتی اگر نمی خوانید) سنگینی بارش را حس کنید این سنگینی چیزی است که شما نمی دانید!
به ابزورد بپیوندید:
https://telegram.me/joinchat/Bev08jvSuFlZGzq0QAKCbQ

دریا برای بندر و بندر برای خاک
ماتم گرفته اند:
«کشتی شکستگانیم
ای باد شُرطه برخیز»
(شعری کوتاه از دفتر چاپ نشده ی «زمزمه هوایی به وقت شستن آسمان» /