سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

دیدار / محمد جلیل مظفری



دیدنت شاید
ناسروده غزلی است
که به جادوی ِ هماوردی یک اوج حماسی، چون موج
دل به دریا زده است
داستانی است که از بستر بدویت ِانسان و زمین
از اساطیر به امروز جهان آمده است
وه چه پر طبل و طنین می¬خواند
چشم مشتاق مرا گام به گام.

بودنت اما آه...
روح دلواپس آن صخرۀ زخمی است که تن
سوده ِ ز آمد˚ شد موج
سر کشیده است به اوج
پیکر زخمی خود را در رؤیاهایش
به خنک˚ خیسی و موّاجی یک اقیانوس
می¬سپارد آرام.

مشهد 23/4/91
#محمد_جلیل_مظفری
https://telegram.me/mohammadjalilmozaffari

داغ ابدی / محمد جلیل مظفری



من سیب را
از شاخه چیدم و دادم به دست تو
آنگاه تو
حوّا شدی و عشق
داغ ابد به سینه آدم نشاند و من
پا˚سوزجاودانۀ این خاکدان شدم .

آنک...ولی شقاوت قابیل
زخمی نشاند بر دل هابیل و من هنوز
داغ گناه بر دل و تا موسم ابد
تنها نه پای˚ بستۀ زنجیری زمین
طغری نویسِ ِ مصطبه ی آسمان شدم.

تهران     22/11/90
محمد جلیل مظفری

https://telegram.me/mohammadjalilmozaffari

بداهه / امیر دادویی

رد شدن از واحه های وزن
گم شدن در کوچه های یوش
آسمان را
بادو دست سربی و غمگین بغل کردن
راه را در سنگلاخ جاده های عاشقی هموار خواهد کرد

تا میان دردها
با مرکب واژه
روی اندوه غزلها گام بر داریم

من شبی پای پیاده
تا قنوت شاپرکها راه طی کردم

با دو کپسول خیال شمع
ماه هم تب داشت
ابرها گاهی
خیال ماه را
پاشویه میکردند

رو به یک آبشخور مصرع

صبح را در تنگ بی تابی یک ماهی قرمز
ناشتا کردم

ناگهان
از وزن افتادم

نو خسروانی / علی عباس نژاد



ما زنده ی دیر، مرده ی پیر
از پیله شکافتن هراسان
از "زنده به گور مرّگی" سیر...

#علی_عباسنژاد

اتفاق / ﻣﺮﯾﺪ ﺍﻟﺒﺮﻏﻮﺛﯽ / ﻣﻮﺳﯽ ﺑﯿﺪﺝ

ﺩﺭ ﻗﻬﻮﻩﺧﺎﻧﻪ
ﺷﺎﻋﺮﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽﻧﻮﺷﺖ ..
ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ ..
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺟﻮﺍﻥ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﺒﺮﺵ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ ..
ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ
ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ..
ﺗﺎﺟﺮﯼ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ
ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺟﻮﺵ ﻣﯽﺩﻫﺪ ..
ﺟﻬﺎﻧﮕﺮﺩﯼ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ
ﺑﺪﻫﯽﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻤﺎﺭﺩ ..
ﻭ ﻣﺄﻣﻮﺭ ِ ﻣﺨﻔﯽ
ﺁﻫﺴﺘﻪ
ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ِ ﺍﻭ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ . . . .