سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

برای بهار بی «امیر» / سید مرتضی معراجی


                     
         ----------------------
بی تنگ و
             بی ماهی
بی سبزه و
                سفره
بی تخم مرغ های رنگی
اسکناس های لای قرآن
بوسه و تبریک

حتی
بی تو ...

بی تو

می بینی
حتی بی تو نیز
شیهه می کشد و می گذرد
با هودجی سبزه و شکوفه
توسن بی قرار ایام

و می فهمی چه سالها بیهوده
منتظر تحویلش بوده ای
وقتی بی تو نیز
سال
       نو می تواند شد.
۱۴۰۲/۱/۹
#معراجیـسیدمرتضی
@walehane

نقطه اضافه / امیر دادویی


شب از شعاعِ دلخوشیِ کوچه دور بود
با ما اگر رفاقتِ سنگی صبور بود
سرخورده در تقاطعِ اندیشه‌ای عقیم
شرمِ شکستِ آینه‌های غرور بود
در پشتِ خطِّ درد، نشستن به انتظار
تفسیرِ عاشقانۀ ذهنی نمور بود
سنگِ‌صبورِ بی‌کسی‌ام پشتِ فصل‌ها
این عکسِ نقش‌بستۀ بر سنگِ گور بود
شب در حریقِ حیرتِ فانوسِ کهنه سوخت
با ما مرورِ فاصله‌ای سوت‌و‌کور بود
تعبیرِ زندگی زِ حضورِ مدامِ ما
آن نقطۀ اضافۀ بینِ سطور بود




چهاردهم فروردین هزاروچهارصدودو
#امیر_دادویی
@amirdadooei

هنوز پشت پنجره / سعید سلطانی طارمی


هنوز کوچه های شهر از دهان خاطرات تو طلوع می کنند
هنوز روزها سرود خویش را
از ابتدای پلک های تو شروع می کنند
هنوز می شود تو را نفس کشید
هنوز می شود تو را شنید

کدام شهر خاورِمیانه بود؟
کدام قهوه خانه ی کدام شوش با تو آشنا شدم؟
کنار من نشستی و جهان طلوع کرد.
جهان که از خطوط نرم دستهات صلح را شناخت
و در دهان عشق آشیانه بست

زمان هنوز پشت کوه قاف بود
که هفت بار از فواصل دهان تو سرک کشید
تمام شیشه های بی زمان شکست
عدد ظهور کرد
عدد تو را زمن گرفت
عدد مرا از ابتدای خویش دور کرد.
عدد جهات را شمرد
به روزها، گیاه ها و آهوان پلاک داد
تو را به دوردستهای دور برد.

هنوز نوح ساحلی نداشت
که از تمام راه های خیس
خیال شهرهای تازه را صدا زدی
تنور و دامن از دهان دستهای تو
جوانه کرد
نگاه عاشقانه گشت و گشت تا
شرار چشمهات را ترانه کرد.

تو را کجا ندیده ام؟
تمام شهرهای خاورمیانه از من و تو زنده اند
تمام بادهای این مسیر
از التقای دستهای ما وَزَنده اند
بگو که چند بار پیش پای صلح
سر مرا بریده اند؟
بگو که چند بار عاشقانه های دجله  را
به خاک و خون کشیده اند؟

همیشه صلح را بهانه می کنند
همیشه توی واژه های تند و تیز لانه می کنند
همیشه واژه ها مرا به جنگ می برند
همیشه واژه ها تو را در انتظار می کشند
همیشه از جنازه ی عظیم شهرهای سوخته
دو چشم من جوانه می زند
و نام چشم های برده رفته ی تو را
به شهرهای کور می پراکند
عجیب نیست؟
هنوز جنگ و صلح واژه اند
اگر درخت یا پرنده یا گوزن می شدند...

خیال کن هنوز هم کنار من نشسته ای
صدا و حرف و واژه مرده اند
درختها و آبها به هم نگاه می کنند
و دستهای من به دستهات میوزند

                        1/11/95

شرح حاشیه / احمد بیرانوند/ نشریه آوانگاردها


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.