نیما معتقد است که شاعر به برکت خلوت، شاعر است: در واقع تخیل و احساس دو بالی هستند که به یاری آن، شاعر به خود- یعنی به جوهرهی هستی- میرسد.
صص، ۸۱-۲
بارِمصیبت شده برشانه ام
سایه ی سنگینِ سبکبارها
بسته به زنجیرفراموشی اند
قافله ی خفته ی بیدارها
کودکِ حیرانی وسرگشتگی
خفته به گهواره ی اندیشه ها
خونِ مصیبت زدگان می چکد
ازجگرِ پاره ی اندیشه ها
درتبِ هذیانِ شبْ اندیشگان
میکده شدصحنه ی ماتمکده
وای...که تصویرفریبای عشق
ازنَفَسِ آینه، تاول زده!
قافله ی شبْ نَفَسان،بسته اند
تنگترین،روزنِ آواز را
تیرِ جنون،سرزده،پَرمیکشد
می شکندشوکتِ پرواز را
پنجه ی مرموزِ هیولایِ شب
خنجری ازسقفِ شب،آویخته
ساقه ی پرواز،ستَروَن شده
بال عقابان ،به زمین ریخته
سنگدلان،نشترتهمت به کف
شاهرگِ گردنِ غیرت زدند
پنجره ی روشنِ خورشید را
پرده ای ازرنگِ مصیبت زدند
بقلم . حسن اسدی شبدیز
میکس وصدا . محمدسعیدعسجدی
صدای رویاهایتان رادرکانال
(دکلمه من) بشنوید
http://t.me/deklamehman
هنگام بازتاب گنگ صدایی تلخ
در هاله ای گرفته ترازخورشید
شب،
کور می شوند
تا عمق ظلم و ظلمت خود را
پنهان کنند.
در متن های کهن
هر واژه بوی بردگی نسلی است
آلوده ی تفکر اجدادی.
زیر ستون معبد هرشهر
غولی است بیدار تر
که نسل تازه ی شلّاق است
خرناسه می کشد
ابرو به هم فشرده به لبخند
بر هر شیار سرخ
برپیکر خمیده ی انسان.
شبکور هم
هرگز چنین به دشنه و تاریکی
عادت نکرده است
که مردمان دل آشوب
که این "عبوس زهد"*
سرمست خون ِ لاله های نگونسار.
اینک سیاوشان و خون جوانش
رقص بلوچ و جامه درانش.**
دوازدهم فروردین ۱۴۰۲
...............
*عبوس زهد به وجه خمار ننشیند(حافظ)
**اشاره به رقص حماسی جوان بلوچ خدانور لجعی
https://t.me/mayektashakeri
دریا به دریا ماهیات هستم،
در تنگ هم باشم یقین دارم
از پشت پلکم راهیات هستم.#فاطمه_موسوی
┄┅─═◈═─┅┄
یک کوه آتش میوزد در شیشۀ رود
چرخِ فلک خونبار و پردود
میبینمت زود.