
دیدم میان خلوت مرداب های دور
نیلوفر شکفته ی آبی
چشم انتظار تابش خورشیدوار توست.
دیدم غزال منتظر دشت های سبز
چشم انتظار تابش خورشیدوار توست.
ای چهره ی شکفته ی بیدار
دیدم میان جلوه ی موج و سکوت آب
در بستر بهار
صدها هزار شاخه ی تر
بی قرار توست.
#شعر ی از دفتر" بی پرده ساز می زند عاشق"
آگاه ۱۳۶۸
ای دل! حذر از مستی و مخموری کن
وز همدمی رطل گران دوری کن
از باده شفا خیزد و از مستی رنج
توبت ز شفا مکن، ز رنجوری کن!
رفیعالدین ابهری
●
می را تو همیشه با خردمندان خور
یا با صنمی تازه رخ خندان خور
بسیار مخور، فاش مخور، ورد مساز
اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور!
سعد بهاء
●
در فصل بهار، بیخبر خواهم بود
وز صحبت عقل، بر حذر خواهم بود
ای می! به حمایت تو خواهم پیوست
وی بید! به سایۀ تو در خواهم بود.
..
برخیزم و قصد بادۀ ناب کنم
رنگ رخ خود به رنگ عنّاب کنم
وین عقل فضول پیشه را مشتی می
بر روی زنم چنانکه در خواب کنم!
قطبالدین نسفی
●
صبح است، دمی بر می گلرنگ زنیم
وین شیشۀ نام و ننگ بر سنگ زنیم
دست از امل دراز خود باز کشیم
در زلف دراز و حلقۀ چنگ زنیم.
جمالالدین ابهری
●
پنج رباعی خیامانۀ بالا، از چهار شاعر گمنام سدۀ هفتم هجری است. در همین دوران، جمال خلیل شروانی مجموعۀ نزهة المجالس را فراهم آورد و یک فصل آن را به معانی حکیم عمر خیام اختصاص داد که مشتمل بر رباعیات خیام و پیروان او در رباعی سرایی است.
هر پنج رباعی، در دورانهای بعد به کاروان رباعیات خیام پیوسته است. منبع این پنج رباعی، جُنگ موسوم به «جُنگ گنج بخش» است که در اوایل سدۀ هشتم هجری فراهم آمده است. عنوان باب چهاردهم این مجموعۀ ارزشمند، «فی صفة الشراب و الحب علی الشرب» است و در آن، چهار رباعی خیام هم جای گرفته که من در کتاب «رباعیات خیام در منابع کهن» در مورد آن توضیح دادهام. اشعار این باب را میتوان آییننامۀ باده نوشی دانست و هم جنبۀ اجتماعی بادهنوشی در آن رعایت شده و هم جنبۀ شخصی آن!
●
منابع:
جُنگ گنج بخش، برگ ۲۰۸ پ، ۲۰۹ پ، ۲۱۰ ر؛ رباعیات خیام در منابع کهن، ص ۱۱۷ - ۱۱۸
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
من آن معنی رو به ویرانی ام
که در خانۀ لفظ زندانی ام
در مدرسه وقتی شعر می خوانیم، معلم ادبیات، معنای آن را به صورت نثر می گوید و بچه ها این جملات را یادداشت می کنند ویاد می گیرند.بعد در امتحان ادبیات معلم ، همان شعرها را می نویسد و بچه ها همان جملات نثر را زیر بیت ها می نویسند و نمره می گیرند.
در دانشگاه هم اوضاع همین گونه است، این بیت ها را معنی کنید و نمره بگیرید.
برخی گمان می کنند که شعر باید معنای صریح و ساده داشته باشد و اگر کسی جمله های معمولی را موزون و قافیه دار نوشت، شعر سروده است، مثلا:
هر که دارد امانتی موجود
بسپارد به بنده وقت ورود
نسپارد اگر شود مفقود
بنده مسئول آن نخواهم بود
این جملات را در حمام های عمومی به دیوار می زدند، تا با مشتریان اتمام حجت کنند.
البته جملاتی از این قبیل که ارزش هنری ندارد و فقط برای اطلاع رسانی است گاهی در میان سروده های شاعران ، حتی شاعران بزرگ دیده می شود اما مسلم است که آن ها برای سرودن این گونه جملات شاعری نام آور نشده اند ؛
برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایۀ جاودانی ست کار
البته موضوع معنی درشعر ومعنا کردن شعر به این سادگی نیست که بتوانیم شعر را از معنا شدن ، بی نیاز بدانیم. گاهی برخی از شعرها به معناشدن و شرح اصطلاحات و دشواری ها نیاز دارند، و دریافتن زیبایی های بعضی شعرها بدون شرح و توضیحات برای همگان میسر نمی شود.
اما این شرح دادن شعر غیر از آن است که مثلا وقتی می خوانیم:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
زیر آن بنویسیم : بوی جوی مولیان می آید/ یاد یار مهربان می آید/ وخیال کنیم که شعر را معنی کرده ایم.
با این روش ، وقتی به شعرهایی از این قبیل برسیم برای آن ها چه معنایی خواهیم نوشت؟
زن زیبایی آمد لب رود
آب را گل نکنیم
روی زیبا دوبرابر شده است
و یا مثلا برای این رباعی زیبای قیصر امین پور چه جملاتی برای معنا می توان نوشت که در امتحان ادبیات هم برایمان نمره بیاورد؟
باران باران دوباره باران باران
باران باران ستاره باران باران
ای کاش تمام شعر ها حرف تو بود
باران باران بهار باران باران
دربارۀ معنا در شعر باز هم باهم سخن خواهیم گفت.
تا امروز، با همنشینی که همکیش من نبود مخالفت میورزیدم. لکن امروز دل من پذیرای همهی صورتها شده است؛ چراگاه آهوان است و بتکده ی بتان و صومعه ی راهبان و کعبه ی طائفان و الواح تورات و اوراق قرآن. دین من اینک، دین عشق است، و هرجا که کاروان عشق برود دین و ایمان من هم به دنبالش روان است.
#محی_الدین_ابن_عربی
#عبدالکریم_سروش
@daar_vag

