سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

فصل تو / فلور نساجی




باد می‌بارد و برگ،
زیر پاهای من است؛
فصل زیبای تو را خواستن است.

**
#فلور_نساجی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭━═━⊰

در اگر / زهره طریقی


با اگرها زندگی‌مان سخت شد؛
باید این تردید را در هم شکست؛
در اگر نتوان نشست.

***
#زهره_طریقی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭━═━⊰

مگر /سید مرتضی معراجی

مگر می شود

تو باشی

من باشم

عشق نباشد

حتی

در این زمانه ی دهان بندان

این زندان

که هیچ حرفی را بی پرده

                                    نمی توان زد



مگر می شود

تو باشی

من باشم

عشق نباشد


وقتی چشمهایمان

این پنجره های رو در رو

این آینه های 

                  انعکاس 

                              احساس

بی زبان

            یکدیگر را می جویند


مگر می شود 

تو باشی

من باشم

عشق نباشد

حتی

در این زمانه پر ترفند

زمانه ی

            بی بوسه

                         بی لبخند


مگر می شود

تو باشی

من باشم

عشق نباشد

۹۹/۲/۲۸

#معراجیـسیدمرتضی

@walehane

جوانی / محمد رضا راثی پور

تجربه ی سنگلاخ بی مدد چشم ،

آینه ای تار از جوانی من بود

راه نپیموده ، عزم جزم گسستن

باعث و بانی ناتوانی من بود


تا که بماند مصون حریم یقینم

مشورت از سیم خار دار گرفتم

تا نکند رخنه موریانه تردید

هرچه توان داشتم به کار گرفتم


زلزله اما تمایزی نگذارد

بین حصار حصین و کومه ی چوبی

روی گسل هر که  خانه ساخت زیان کرد

مشت به سندان ، بهوش باش نکوبی


تیشه فرهاد اگر بدست من افتد

هیچ نسازم بجز مجسمه خشم

چونکه تمام جوانیم که هدر شد

تجربه ای تار بود بی مدد چشم

ننگ و نام / محمد جلیل مظفری


با هرچه ننگ و نام مرا آفرید و رفت

خطی به سرنوشت سیاهم کشید و رفت


انگار روز خلقتِ من حوصله نداشت

ناف مرا به داغ جدایی برید و رفت


گویی که روز خلقتِ من ناامید شد

از خلقت بشر ، که لبش را گزید و رفت


یک شب میان گریه دوباره ظهور کرد

از چشم‌های بی‌کسی من چکید و رفت


در دشت احتضار تبم را شنیده بود

حتی مزار خاطره‌ام را ندید و رفت


نقاش بی‌تفاوت دنیای رنگ‌ها

بر بوم زندگانی من غم کشید و رفت


شهریور از ۱۴۰۳

#محمدجلیل_مظفری 


http://t.me/barfitarinaghosh