#غزل
به شاعر ،پزشک ،و انسان بزرگ
دکتر محمد رضا راثی پور
تمام شاخه ها را در مسیرش رنگ و رو داده
نگاهش وسعت آیینه ها را آبرو داده
درون قایقی از دورترهایی مه آلوده
دلش را دست بی پروایی پرواز قو داده
دو رکعت عشق را در بی قراریها وضو کرده
تمام رود را در اشک شبنم شستشو داده
کبوترهای بی پرواز را در عصر دلتنگی
بروی بام بارانی مجال گفتگو داده
برای زاد روز شاپرکها در وضوح ابر
بدست تاک پیر بی سرانجامی سبو داده
زمین از آسمان پر بود در روح کلام او
غزل در انعکاس واژه هایش دل به او داده
بیست و هشتم تیرماه چهار صدو دو
#امیر_دادویی
@amirdadooei
دستکش به دست
بر سرش کلاه
چکمه هاش ، ورنی سیاه
گِردِ او نشسته اند ،
چشم هایشان به دست هاش ،
باز هم جنابشان
قول داده است
از کلاه شعبده اراده و
انتخاب این جماعت ِ
مقتدا پسندِ بی اراده را
در بیاورَد .
ژستِ ناشیانه ی دموکراسی
از ضمیرِ بدقواره اش
شرّه می کند .
#کوروش_آقامجیدی
همیشه درد من آوَخ همان دوایم بود
همیشه رفتنم آغاز انتهایم بود
چگونه زآینه ام زنگ غم زدایم چون
همیشه تیرگی ام حاصل صفایم بود
ببین چه خسته و درمانده مانده ام در راه
اگر چه شوق رسیدن همیشه رایم بود
جواب من اگر آری اگر نه چون پژواک
همان طنین غم انگیزٕ های هایم بود
به دل گرفتگی ام چارهای نشد فریاد
که خود گرفته تر از این دلم صدایم بود
چه گویم از که برای که من که در همه عمر
غریبه تر ز همه آشنا برایم بود
اسفند ۱۳۶۹( کتاب زین آتش نهفته...)
#معراجیـسیدمرتضی
@walehane
در کارخانه ها
ابر براده در هیجان است
و صافی سیاه نمی داند
باید کدام خس خس سنگین را
لاجرعه سرکشد.
در کارخانه ها
باران تاول آب نمی نوشد
باران تاول عشق نمی ورزد
باران تاول از ریه ها رد نمی شود
او تابع جریانی ست
که با نسیم پاک کننده
و حس ارغوانی آگاهی
همسو نیست.
تو
آن سوی زلف های بلندت هستی
و حس نمی کنی
در کارخانه ها
ابر براده در هیجان است
و بارش مداوم تاول
باران را
انکار می کند.
۲۱/ 2/88
برنگرد از راهت
شدی آن لحظه که با ساحل زوج،
دل به دریا نزن ای موج! ای موج!
**...
#فاطمه_پوررضایی_مهرآبادی
╭━═━⊰