-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
سهشنبه 15 خرداد 1403 16:36
شب همه شب / نیما یوشیج شب همه شب شکسته خواب به چشمم گوش بر زنگ کاروانستم با صداهای نیمه زنده ز دور همعنان گشته همزبان هستم * جاده اما ز همه کس خالی است ریخته بر آوار آوار این منم به زندان شب تیره که باز شب همه شب گوش بر زنگ کاروانستم این شعر به دو وزن ساخته شده است تجریش آبان 1337 تلخ / نصرت رحمانی تلخم، مپیچ ای دوست،...
-
روز بیست و نهم اردیبهشت/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 30 اردیبهشت 1403 11:44
روز بیست و نهم اردیبهشت سال ۱۳۰۵- حدود سه هفته پس از برگزاری مراسم سادهی عقدکنان نیما یوشیج و عالیه جهانگیر، و در یکی از روزهایی که نیما آمادهی ازدواج با عالیه و برگزاری جشن عروسیشان میشد، پدرش- ابراهیمخان نوری- سکتهی قلبی کرد و درگذشت، و نیما را برای یک عمر داغدار و دلسوخته بهجا نهاد، و تنها به واپسین سفر...
-
رفیق درختان سرسبز باش/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 30 اردیبهشت 1403 11:43
رفیق درختان سرسبز باش از آن شادکامان شادابیافشان سرسبز باش بگو حرفهای دلانگیز در گوششان نرم و آرام از آن حرفهای خوشآهنگ و پرشورپژواک از آن حرفهایی که لطف و لطافت از آهنگشان میتراود و پژواکشان دلنواز است سخنهای جانپرور پرطراوت سخنهایی از جنس ابریشمین رفاقت نوازشگر و نرم همچون نسیم سعادت پر از عطر و بوی...
-
سوال /علی رضا رجب علی زاده کاشانی
جمعه 28 اردیبهشت 1403 16:37
-
تلخ / حسین داستان
جمعه 28 اردیبهشت 1403 15:14
تلخست اگر چه این حقیقت هر کس که نبُرد بویی از عشق، بویی نبَرَد از آدمیت. **... #حسین_داستان ╭━═━⊰
-
شعبده بازی / توکل بیلویردی
جمعه 21 اردیبهشت 1403 16:54
من زبان سنگ را با لهجه هایش می شناسم واقفم بر هر کنایه من زبان جوی را با نغمه هایش می شناسم واقفم بر استعاره صد فسون اما زبان آدمی را آه حتی یک دریغ از یک اشاره ای بسا آدم که گوید صبح و منظورش شب است شعبدهبازی آدم گوییا در این لب است
-
جان.../ علی رضا راهب
جمعه 21 اردیبهشت 1403 11:11
میافتم و برمیخیزم...میافتم و برمیخیزم... میافتم و برمیخیزم و مثل کوه در درّه فرومیریزم! میافتم و برمیخیزم میافتم و برمیخیزم و مثل ببر، یک ببر سراسیمه... یک ظهر فرو رفته...در یک شبِ تا نیمه/ یک ببر در اندیشه... وارهیدن از بیشه/ این پوست طاقتسوز...نیمش شب و نیمش روز/ یکپنجه و یکسینه...با خویشتنام...
-
هایکو / سیروس نوذری
سهشنبه 18 اردیبهشت 1403 16:23
سرداست جان ماه با اوچه کرده ای دراین شامگاه
-
توانستن ها/ محمد ابرغانی
سهشنبه 18 اردیبهشت 1403 16:13
اگر من می توانستم تمام بند ها از پیکر زندانیان آزاد می کردم اگر من می توانستم به هر جا ی جهان ویرانه بود آباد می کردم برادر ! آرزو حد یقف دارد به ایکاش و اگر کاری نیاید بر بله . من واقفم اما اگر با هر اگر حاجت روا می شد چه دوغی می شدی دریا
-
اعتراض / آرزو نوری
سهشنبه 11 اردیبهشت 1403 16:23
فکر می کردیم «خیابان» حق ماست می توانیم به خیابان برویم فریاد بزنیم و اعتراض کنیم نمی دانستیم چشم در چشم ما «خیابان» را به گلوله می بندند و درختها را سلاخی می کنند
-
همین نیم قرن اخیر / فرهاد قنبری
سهشنبه 11 اردیبهشت 1403 16:11
تجربه همین نیم قرن اخیر به ما میگوید که از هر کسی که ظلمی در حق او شده، بدون توجه به مرام و تفکرش (از حقوق انسانیش) دفاع کنیم اما به خاطر داشته باشیم هر کسی که زندان می رود مسیرش درست و برحق نیست. به خاطر داشته باشیم مسعود رجوی و دارودسته اش سالها زندانیان سیاسی بودند. تجربه همین نیم قرن اخیر ما می گوید که مسیر اصلی...
-
]چند گفتار / شاهرخ مسکوب
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:58
زندگی اجتماعی ما مثل بدنی گرفتار مرضی ناشناخته و پر تب و تاب، دستخوش نوسانهای شدید سیاسی است. در تناوب میان دیکتاتوری و هرج و مرج و پرتاب از قطبی به قطب دیگر و در تلاطم های شدید تاریخ اخیر ایران، که سیاست هر چه بیشتر سرنوشت ما را زیروزبر میکند ضرورتاً توجه بیمارگونه ما به آن هم بیش تر میشود به نحوی که زندگی سیاسی...
-
زیان / آلبرت ایگناخ اولمرت
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:57
تنها زیانی که هنرمند بودن میتواند برای شما داشته باشد این است که سبب میشود پیوسته اندکی غمگین باشید.
-
اتو / تیمز مارچ
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:57
پیراهنم را اتو بزن دکمههایم را ببند کفشهایم را برق بینداز بُگذار نبودنم مرتب باشد...
-
عشق راهیست .../ رسول یونان
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:56
عشق راهی است برای بازگشت به خانه . . . عشق راهیست برای بازگشت به خانه بعد از کار بعد از جنگ بعد از زندان بعد از سفر بعد از … من فکر میکنم فقط عشق میتواند پایان رنجها باشد به همین خاطر همیشه آوازهای عاشقانه میخوانم من همان سربازم که در وسط میدان جنگ محبوبش را فراموش نکرده است ............. رسول یونان @morour1401
-
اصل تعادل نفسانی در رابطه / محسن صلاحی راد
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:56
یک مخزن کوچک آب، مطابق تصویر بالا، در نظر بگیرید: ۱. ورودیِ مخزن است که آب در اصل از آنجا به مخزن وارد شده است؛ ۲. نوشگاه راست مخزن است؛ ۳. نوشگاه چپ مخزن است؛ ۴. تکیهگاه خمیدهای است که مخزن مانند الاکلنگی روی آن سوار است. دو نفر را تصور کنید که تصمیم میگیرند برای رفع تشنگیشان هر کدام لبشان را به یکی از دو...
-
ناتمام / محسن صلاحی راد
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:55
همیشه ناتمام و حرفهای ما تمام در سکوت به انتهای راه میرسیم و میرسد کسی که میپرد و میرویم و چشمبند و دلنهاده با طلوعِ آفتابِ دیگری…
-
امانت / جلیل صفر بیگی
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:54
من گاو و خر تو نیستم خالو جان! اسب کهر تو نیستم خالو جان! بر شانه ی من بار امانت نگذار من باربر تو نیستم خالو جان!
-
فدایی / محمد رضا راثی پور
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:53
کدام معجزه نو می کند روایت ما که سوخت آتش صد شبهه طوع و طاعت ما فدائیان نگاه توایم و اهل نظر بجز به مرگ نسنجند،قدر و قیمت ما بهار اگر که تو بودی نمی پسندیدی چنین به باد تطاول رود طراوت ما رمق نماند به زانوی انتظار و امید چه وقت می رسد ای روزگار نوبت ما در آسیاب حوادث ، محصل تقدیر چو یزدگرد گریزان نوشت قسمت ما به نقش...
-
سرآغاز / لیلا پور حسین
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:45
در دشت ناامید رویش معطل است؛ امید یک جوانه سرآغاز جنگل است. *** #لیلا_پورحسین ╭━═━⊰
-
پینه / فلور نساجی
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:44
با دستهایی پینهبسته شرمنده از جیبی که خالیست؛ بابای من بر در، نشسته. #فلور_نساجی **... ╭━═━⊰
-
ایران / سعید سلطانی طارمی
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:38
روزی دو بار با بوی زلف های تو خود را بردار کرده ام روزی هزار سال با دشمنان تو، ای خوب، ای هویت دیرین پیکار کرده ام. وقتی که من برای تو می مُردم کوروش چه بود؟ یک نقطه در خیال درختی پیر. در دره های غربی زاگرس. من بودم که کشتی تو را از پیچ و تاب وحشی جیحون رد کردم و دامن کشیده ی چین دارت را در دشت های شرقی آن گستردم من...
-
انسان ها در عصر ظلمت / هانا آرنت
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:37
☕️قطعهای از کتاب حکومتهای خودکامه و دیکتاتوری پیش از هر چیز چراغهای قلمرو عمومی را نابود میکنند تا شهروندان نتوانند همدیگر را ببینند... در چنین تاریکیای که آرنت آن را به عصر ظلمت تعبیر میکند دیگر نوری بر قلمرو عمومی تابیده نمیشود و چشم چشم را نمیبیند و انسانها «تنها» میشوند و اینگونه میشود که حکومتهای...
-
عصرانه / سید مرتضی معراجی
جمعه 7 اردیبهشت 1403 19:36
یک سبد شعر ِ تٓر از باغ خیالت باید تا به عصرانه بخوانم روزی دل فرهادم را ـ که تو در ذائقه اش شیرینی ـ #معراجیـسیدمرتضی @walehaneh
-
معطل / لیلا پور حسین
پنجشنبه 30 فروردین 1403 16:24
⚜#سهگانی⚜ در دشت ناامید رویش معطل است؛ امید یک جوانه سرآغاز جنگل است. *** #لیلا_پورحسین ╭━═━⊰
-
خالی / سلمان صالحی نیا
پنجشنبه 30 فروردین 1403 16:18
چیزی نتراود، جز آه سفالی از کوزهی خالی. **... #سلمان_صالحی_نیا ╭━═━⊰
-
بی شرم / فاطمه پور رضایی
پنجشنبه 30 فروردین 1403 16:15
مرگ هم بیشرم است؛ داغداریم و نرفتی از یاد، مرده خاکش گرم است. **... #فاطمه_پوررضایی_مهرآبادی ╭━═━⊰
-
سفر به خیر/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 29 فروردین 1403 21:18
مرد بینوای خستهای، در آخرین دقایق شب عزیمتم به سرزمین دوردست رازهای دلگشا دست تشنهی مرا میان دستهای غرق خواهشش فشرد و گفت: (با چه حسرت شگفتآوری) "سفر به خیر. چون به مقصدت رسیدی و سفر تمام شد، رفیق! یادمان کن و به ما خستگان پایبستهی بلاکشیده و عذاب دیده، فکر کن و در آن دیار رازهای بس شگرف زادگاه استعارههای...
-
نگاهی به سنگستان شعر نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 29 فروردین 1403 21:16
سنگ یکی از جسمهای سخت، متراکم و منجمد طبیعت است که نماد سرسختی و ایستادگی و درهمشکنندگی است و در شعر نیما یوشیج حضوری چشمگیر دارد و در گوشه و کنار چشماندازهای شعرش میتوان جلوههای تماشایی آن را دید و در آنها تأمل کرد. سنگها در شعر نیما یوشیج گاهی و جایی مانع و سد اند بر سر راه روندگان، یا ناهموارگردانندهی راه...
-
بداهه / علی رضا رجبعلی زاده کاشانی
جمعه 24 فروردین 1403 15:45