سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

نه / مرتضی دلاوری



نه باد و نه ابر

نه باران تلخ اسیدی

نه سحر امید و نه جادوی صبر

 نه حتا گره در گره ،بغض، برمیگشاید 

فروبستگیهای این باغ بن بست را


کافی / مرتضی دلاوری

i


میان همهمه ها

میان سفسطه ها

 میان من منها

 میان بارش طعن و کنایه و تردید

 میان ملغمه ها .

فقط صدای تو امن است 

فقط خیال تو کافیست...



سخن بگو / پاییز رحیمی

هر صبح چشم باز نکردم به هیچ سو

جز عکس یک تبسم شیرین


در قاب خسته ای

هرگز مرا نبوده به جز غم

هرگز مرا نبوده به جز بغض

در چشم و در گلو.

ای عشق دورمانده ی غمگین

ای راز سالخوردهی دیرین

ای قصه ی مگو

از عمق رنج کهنه ی دیوار روبرو

با من سخن بگو!



پرنده / محسن صلاحی راد


پرنده پر زد و رفت

(کجا)

و ابر روی سرش کار سایه بازی را

به ابر نوبت بعدی سپرد

به شاخه هایش زل زد

به چند برگ کبودش

شکستشان و تبر کرد و ریشه ریشه برید

که پر گشاید و افتاد بس که سنگینی

که تکیه گاه نداشت

به ریشه هایت برگرد

و باد میپنداشت

گذاشتن رفتن برگشتن ... کاری) دارد مگر

و خاک یخ بسته

و خون روی تبر

و چند برگ کبود


24 /محمد علی شاکری یکتا



بر نقره ی مذاب 

شعری بلند می تابد

 آن سان که آفتاب 

بر بام خانه های قدیمی

انگار شاخه ی جوان جوانه جانش را

جنگلی به وسعت گلدان نشانده

که خط سیر این همه پرندوی رخمی

 ردهای رودخانه و دریا را

گم کرده است


۷ فروردین ۱۴۰۳