سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

موقوف /;,کوروش آقا مجیدی

http://s6.picofile.com/file/8211772434/koroosh.jpg


 

مقبول تر به چشم می آیی

وقتی لبانت را

با هفت و هشت های مکرر

با طرح  زیگزاگ

هفتاد و هشت بار بدوزی

و حرف هایت را

درزی  ظریف بگیری .

یادت باشد ،

پایان  شاعری

خیاطی است !

 

 

آن گوشواره  را که :

« آسّه  برو  و  آسّه بیا »  از گوش

بیرون نیاوری .

آن شاخ گربه را که برایت گفتم ،

نظم و نظام  چارسوق ،

یا دت باشد ؛

هر آمد و شدی به جز این

 بی انظباطی است !

                                                                        کوروش آقامجیدی

پیوندها.../علی رضا طبائی

 

پیوند قطره قطره باران:

                        ـ دریا!

پیوند نور و آسمان:

                   ـ روز!

پیوند بذر و خاک:

                 ـ هستی!

پیوند دریا، روز، هستی:

                       ـ عشق!

پیوند ما،

       ـ من با تو:

                 ـ دریا، روز، هستی، عشق.

پیوند دریا

          روز

             هستی

                   عشق:

                       ـ انسان!


از مجموعه «شاید گناه از عینک من باشد»

قبله اخلاص/توکل بیلویردی





دردین قالانیب دردینه امداد ائلیه ن یوخ

بو قوم دنی دن سنی آزاد ائلیه ن یوخ

فریاد چکیر سن هانی او نامه یازان لار؟

فریادیوه انگار کی فریاد ائلیه ن یوخ

سوُز وقتی سنه کوفه ده اولدی هامی یاور،

افسوس عمل وقتی سنی یاد ائلیه ن یوخ

طوفان بلا قول قاناتین سیندیرب اما

بو ورطه ده عباس کیمی امداد ایلیه ن یوخ

هر کس اوزون عاشورا دا نا حقه چویردی

حقه ساری هئچ کیمسه نی ارشاد ائلیه یوخ

بو تهلکه لی وادیه فرهاد گرکدیر

شیرین چالیشان کونلونی فرهاد ائلیه ن یوخ

بنیاد ائله دین قبله ی اخلاصی حسین جان

سن تک بئله بیر قبله نی بنیاد ائلیه ن یوخ

چند شعر کوتاه از "عدنان الصائغ"/زهرا ابو معاش

این شاعر معاصر در سال 1955 در شهر کوفه عراق به دنیا آمد. او در سال 1993 مجبور به ترک زادگاهش شد و پس از اقامت در چند کشور بالاخره در کشور سوئد اقامت گزید و تا کنون نیز در آنجا اقامت دارد . وی در سال 1996 موفق به دریافت جایزه "هلمن همت" در نیویورک گردید . این جایزه ی ابداع و آزادی بیان ، هر سال به کسانی تعلق می گیرد که به خاطر نویسندگی مورد آزار و پیگرد قرار می گیرند. او همچنین برنده جایزه جشنواره بین المللی شعر روتردام در سال 1997 شد . دیوانهای شعری زیادی از این شاعر چاپ و شعرهای زیادی نیز به زبانهای سوئدی،انگلیسی، هلندی و اسپانیایی ترجمه شده است .

در اینجا چند شعر کوتاه را از این شاعر ، به همراه ترجمه فارسی می خوانیم. لازم به توضیح است که ترجمه تحت اللفظی نیست و گاه به اقتضای معنای شعر ، کمی جابجایی در واژه ها صورت گرفته است بی آنکه به مفهوم کلی شعر آسیبی وارد شود.

 

1-    عبق :

أزهارُ الشبّو

تتسلّلُ – کلَّ مساءٍ

إلى غرفتکِ

تسرقُ رائحةَ جسدکِ

وتعودُ إلى الحدیقة

بخطى متوجسةٍ

لئلا تشی بها الأزهارُ النمّامة

ترجمه : عطر آگین

گلهای شب بو

هرشب پنهانی ،

به اتاق خوابت می آیند

عطر تنت را می ربایند

و پاورچین پاورچین ،

به باغچه برمی گردند

مبادا گلهای سخن چین رازشان را آشکار سازند !

 

2-    حریة

قبل أن یکملَّ رسمَ القفصِ

فرَّ العصفور

من اللوحة

ترجمه : آزادی

پیش از انکه کشیدن طرح قفس را تمام کند ،

گنجشک

از تابلو گریخت ..

 

3-    خلود

تشیخ الورود

و تذبل

و لکنها ..

سوف تترک فوق یدی

عطرها و تموت..

 

ترجمه : جاودانگی

گلها پیر می شوند

می پژمرند

اما..

عطرشان را بر روی دستانم جا می گذارند

سپس می میرند..

 

4-    قصائد البحر (1) 

مالی أبحثُ عن البحر

و هو بین أصابعی

أقصدُ : شعرکِ

 

ترجمه : قصیده های دریا (1)

مرا چه می شود که به دنبال دریا می گردم ؟

حال آنکه دریا در میان انگشتان من است :

گیسوانت !

 

5-      قصائد البحر (2)  

من أجلِ أن لا یصاب البحر

بالإحباطِ

حین تهجرهُ المراکبُ

تعلّمَ – مثلی – أن یغطی جراحاتهِ

بزبدِ النسیانْ

ترجمه : قصیده های دریا (2)

دریا آموخت که چون من ،

زخمهایش را

با کف فراموشی بپوشاند

تا مثل من

دچار ناکامی و یأس نشود

هنگامی که کشتیها و زورقها او را ترک می گویند ..

 

6-       قصائد البحر (3)

عندما لم یرنی البحر ،

ترک لی عنوانه :

زرقة عینیک ...

..و غادرنی

 

ترجمه : قصیده های دریا (3)

هنگامی که دریا دیگر نتوانست مرا ببیند ،

آدرسش را برایم نوشت :

آبی چشمان تو..

آنگاه مرا ترک کرد و رفت...

 

7-     

ماذا یحدث

فی شکل العالم ؟!

ماذا یحدث لو...!

بدلا من أن تزرع فی صدری طلقة

تزرع ..

فی قلبی..

وردة.....!؟

 

ترجمه :

راستی ،

دنیا چه شکلی می شد اگر ،

به جای اینکه در سینه ام گلوله ای بنشانی ،

در قلبم ..

گُلی ..

می کاشتی ...!؟

 

8-      

من قال ان الفرح طائر قلق

لا یستقر علی غصن ؟

ها هو غصن حیاتی

ممتلئ بالعصافیر المیتة !

 

ترجمه :

چه کسی گفته که شادی پرنده ای نگران است

که بر روی هیچ شاخه ای آرام نمی گیرد ؟

این شاخه ی زندگی من است

پر از گنجشکهای مرده !

 

9-     

کثرة الطعنات

وراء ظهری ،

دفعتنی کثیرا الی الامام ...

 

ترجمه :

چه بسیار ،

مرا به سمت جلو کشانده است ،

دشنه هایی که از پشت خورده ام !

 

 

دو شعر از علی حاجی حسینی روغنی (آژنگ) :

شب کرمانشاه

 

 

شب از کرانه ی کرمانشاه
عبور داشت به کندی
و پشت پنجره کاج بلند می­ چسباند
لبان عاشق خود را به شیشه، گاه به گاه.


و ماه می­ غلتید
به روی بستر تنهائیم.
شب بلند تماشایی
بلیغ و ساده به جریان بود
شب طراوت طوفان پاک کرمانشاه
شب تلاطم آبی، شب تلاطم سبز
شب تلاطم ماه.

شب عبور شهاب از کنار پنجره، تند
شب ستاره و نرگس
شب همیشگی انتظار نادلخواه.

شب از کرانه ی کرمانشاه
به ناز و اعزاز
عبور داشت
و روی آینه­ های کمد
دو نقش سادة من بود و عکس تنهایی
و پشت پنجره، کم کم
شبیه پولک ماهی
ترانه یخ می­ بست.

اطاق کوچک من بوی خستگی داشت
و بوی آینه و راه.

 

کرج -1372




ترن


 

ترن که پنجره­هایش بنفش و نارنجی بود
گذشت از وسط عطر پامچالِ بهاری
تونل به ناگاه
درون کشیدش و از دیده دور کردش
صدای بوقش پیچید :
بووووووووووق !

درون راهروش، راهپو
تمام گلدان­ها را
شمیم عطر لطیفی گرفت
تونل اگر چه مشکی، ولی ز عطر لطیفی عمیق پر بود.
و رستوران قطار
چنان­که باید
پر از تران
ه ی خاموش جفت­های نجیب
پر از سکوتِ تماشائی
پر از غرابتِ آغازِ آشنایی­ ها.

ترن که پنجره­هایش بنفش و نارنجی بود
گذشت از تونل و سر به ناز بیرون کرد
به سوی آبی و سرخ و سپید و سبزِ افق
به ذوق بال کشید :
صدای بوقش پیچید :
بووووووووووق!