-
یادداشتهای بی سرنوشت / پاییز رحیمی
پنجشنبه 26 اسفند 1400 20:48
دیگر کدام آفتاب می تواند بیاید که ، صبح باشد؟ کدام پنجره... کدام اتاق... شب ، خیلی کش آمده است...شب خیلی سنگین است ..مثل بدنی فلج، روی رختخواب . هیچ کس را توان برداشتن شب نیست. کاش باز هم صبح زود بیدار می شدم و در خنکای نیمه روشن صبح ، همراه با آفتاب از کوچه می گذشتم تا به ایستگاه برسم ...کاش هنوز دلهره ی دیر شدن...
-
سه گانی / سامان سپنتا
پنجشنبه 26 اسفند 1400 20:46
ای جیک جیک ای جیک جیک ای جیک گنجشک دارد می شود تاریک در شاخه نزدیک
-
پرنده باز ها / مرتضی دلاوری
پنجشنبه 26 اسفند 1400 20:44
تمام راهها به عشق ختم میشود تمام عشقها به راه... فقط پرندهبازها خیال میکنند آنکه رفته باز میرسد...
-
شرح حاشیه /احمد بیرانوند / فاطمه محسن زاده
پنجشنبه 26 اسفند 1400 20:15
کتاب ” شرح حاشیه ” ، ( بررسی جریان های حاشیه ای شعر معاصر بعد از نیما ) ، تألیف احمد بیرانوند ، با مقدّمه ای از دکتر محمّد رضا سنگری ، از سوی نشر روزگار منتشر شده است . چاپ نخست این کتاب، با ۴۰۷ صفحه ، در شش فصل : مقدّمه ، شعر نیما یوشیج ،شعرموج نو ، شعر حجم و شعر گفتار ،به علاقمندان عرضه شده است . مؤلّف در یادداشتی...
-
هشت شعر کوتاه / سیروس نوذری
پنجشنبه 26 اسفند 1400 20:12
یک ـ گفتم از چراغ بگویم دیدم از تو گفته ام درون تاریکی دو ـ بی دلیل نگاه می کنم کوه را بی دلیل پاسخم نمی دهد سه ـ درآمیخته ام با تو مشت خاکی بردار هر کجای زمین باشد چهار ـ بالین او بازوان من مگر مرگ عبورم دهد از او پنج ـ روی برف ها چه می جوییم جا پای پرنده ای یا آنچه خود نمی دانیم. شش ـ برگ ریخته برهنه مانده سپیدار در...
-
مناسبتی / لاادری
جمعه 6 اسفند 1400 05:26
. سلام بر الاغ عزیز چند ساعت پیش روسیه به اوکراین حمله کرد و تو به آرزویت رسیدی و احتمالا الان سر از پا نمیشناسی. میدانم که هر لحظه قیمت جهانی نفت و طلا را چک میکنی و با دیدن بالا رفتن آنها، حس اورگاسم میگیری و با دیدن تیتر رسانه ها که بایدن حرفی از پاسخ نظامی به روسیه نزده, از دهانت کف بیرون میزند و مثل یک تحلیلگر...
-
دستمال / سید علی میر افضلی
سهشنبه 3 اسفند 1400 15:52
هر چه بیشتر تمیز میکند بیشتر مچاله میشود: دستمال کاغذی
-
آی، نیزن!/ مهدی عاطفراد
جمعه 29 بهمن 1400 23:06
[آی نیزن که تو را آوای نی بردهست دور از ره، کجایی؟ - نیما] خانهام در کوچهی بنبست تنهاییست در خیابانی که خالی از صدای گامهای رهسپاران است و پر است از بار سنگین سکوتی سرد گوشهای از شهر دلگیر و غبارآلود غربت که نشانی نیست در آن از نشاط زندگانی هیچ در دیار دور دلتنگی سرزمین حسرت و افسوس. آی نیزن! ای رفیق لحظههای...
-
خانهی نیما/ مهدی عاطفراد
جمعه 29 بهمن 1400 23:03
در نوشتههای نیما- چه در نامههایش و چه در یادداشتهایش- بهندرت توضیحی دربارهی مکان زندگیاش- خانهاش و اتاقش- و توصیفی از آن وجود دارد، و نمونههایی از این دست نادر هستند: "حقیقتن اینجا هم که ما مسکن گرفتهایم، خانهی کوچک غریبی است که غروبهای شهر را غمانگیزتر میکند. پیش از این در باغ باصفایی نشسته بودیم که...
-
کوتاه / سید علی میر افضلی
جمعه 29 بهمن 1400 20:06
وقتی که فرمان میرسد: ساکت! فریاد، حق ماست وقتی که میگویند: از «دوستت دارم» بپرهیزید عاشق شدن، تکلیف انسانهاست
-
سه گانی / عزیز نخست
جمعه 29 بهمن 1400 20:04
آفتاب آمد همه شبنم شدیم؛ بوی سیب آمد همه آدم شدیم؛ کی، کجا ما اشرف عالم شدیم؟ #عزیز_نخست ┄┅─═◈═─┅┄
-
بره /سید علی میر افضلی
جمعه 29 بهمن 1400 20:01
بره که باشی گرگ روحت میشوند گرگ باشی حس تنهایی شکارت میکند @daftaresherejavan
-
آینه / محسن صلاحی راد
جمعه 29 بهمن 1400 20:00
که آینه بتپد... غرق میشویم همه میانِ واهمهها میانِ آنهمه ها... #محسن_صلاحی_راد برگزیده برترین نوخسروانیهای شاعران معاصر @NokhosrovaniPoetry
-
اگر می دانستی / غاده السمان / مجله گرته
جمعه 29 بهمن 1400 11:45
لو کنت تدری کمْ أحبکَ لصارتْ شفتاکَ الإبتسامة وعیناک الفجر ..!! اگر می دانستی چقدر دوستت دارم لبانت به تبسم بدل میشدند و چشمانت به سپیده دم ..!! #غاده_السمان ◾گرته ◽@Garte_mag
-
سیری در نظریهی ادبی 2 ارسطو و زیباشناسی / جلال خسروی
جمعه 29 بهمن 1400 11:44
جهان، مخاطب، هنرمند و اثر، محورهای چهارگانهای هستند که ام.اچ ابرامز در کتاب « آینه و چراغ 1953 » مطرح کرده؛ و آنها را به عنوان مراحل نقد ادبی تشخیص داده است. ( ن.ک: لامارک، پیتر. 1396 . ص 94 ) مرحلهای نخست، یعنی توجه به جهانی که اثر هنری آن را بازتاب میدهد، دربردارندهی نظریهی تقلید است، که نمایندگان شاخص آن،...
-
نکته / کیم ووچونگ و ...
جمعه 29 بهمن 1400 11:07
فریب اعداد را نخورید، آنها فقط از تعداد حرف میزنند و این محدودیت بزرگی است. فرض کنید 100 خوک و 1 آدم دارید، اعداد فقط میگویند که نسبت آنها صد به یک است و بس. اعداد از قدرت اقلیت چیزی نمی گویند. خیلی چیزها ممکن است آرامش بخش باشند. تزریق مرفین هم آرامشبخش خواهد بود، ولی صرف اینکه بگوییم چیزی آرامش بخش است دلیل...
-
نکته / ریچارد داوکیننز
جمعه 29 بهمن 1400 11:07
خیلی چیزها ممکن است آرامش بخش باشند. تزریق مرفین هم آرامشبخش خواهد بود، ولی صرف اینکه بگوییم چیزی آرامش بخش است دلیل بر درست بودنش نیست! #ریچارد_داوکینز کانال: @makhfigah_channel
-
ویراستاری / محسن صلاحی راد
جمعه 29 بهمن 1400 11:05
یک ماجرای معروف هست که یادآوریاش به ویراستاران خامدست و مصحّحان نوپای متون، ازجمله خودم، همواره بجاست. آنچه در ادامه آوردهام روایت مرتضی مطهری از آن ماجراست: «مردی خط خوبی داشت. یک آقایی میخواست او یک نسخه از قرآنی را با خط خوش خودش برایش بنویسد (قدیم که چاپ نبود، استنساخ میکردند)، گفت: ”تو خیلی خط خوبی داری؛...
-
مقدمه ای بر رستم و اسفندیار/ شاهرخ مسکوب/ محمد رضا راثی پور
جمعه 29 بهمن 1400 10:51
کتابیست در قطع رقعی و 161 صفحه که بنده چاپ پنجم آن را دارم.ناشرانتشارات سپهر شاهرخ مسکوب یکی از کسانیست که دیدگاه انتقادی مخصوص به خود و منحصر به فردی در بررسی متون قدیم داشت و سعی می کند از این متون مفاهیم امروزی را استخراج کند .در پیشگفتار جامعی که بر این کتاب نگاشته هدف خود را چنین تشریح می کند: در این آثار سخن بر...
-
جلاد 5 / اسماعیل امینی
شنبه 9 بهمن 1400 09:38
جلاد 5 در شکنجهگاه شب تازیانه میزند فحش میدهد نعره میکشد میرسد به خانه صبح خستهای پدر؟ خوش آمدی لال میشود #اسمعیل_امینی
-
مجسمه ۱۴ میلیاردی شاعر نشسته / یاسر اسلامی نوکنده
شنبه 2 بهمن 1400 20:33
قبلا در جایی نوشتم "شاعر آخرین انسانیست که سقوط میکند" اما آیا این شامل هر شاعری و هر شعری میشود؟ قطعا باید وارد جزئیات شد و دقیقتر به قضیه نگریست برای این منظور من شاعران را به سه دسته تقسیم میکنم: دسته اول شاعرانِ از پا افتاده یا همان به خاک و خون افتاده، دسته دوم شاعرانِ ایستاده و سرانجام دسته سوم...
-
سه گانی / طیبه سلمانی نزاد
پنجشنبه 30 دی 1400 13:17
میرسد صدای نالهای به گوش؛ دل، سوار نابلد اسب آرزو چموش.
-
روزهای برفیات/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 30 دی 1400 11:10
آه، زندگی! روزهای برفیات چه شادمانه بود! روزهای سرد و لرزآوری که گرم میشدیم از حرارت جوانی پر از امید و آرزو روزهای شور و شر روزهای شیطنت و برای یک دو ساعتی کودک درون خویش را ساختن رها در میان لحظههای سرخوشی پرت کردن گلولههای برفی فشرده گشته در میان دستها به هم روی برفها دویدن و سریدن مهیج و نشاطزا گاه نیز لیز...
-
رنجی بود کز آن نتوانند نام برد/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 30 دی 1400 10:51
در نخستین چاپ مجموعهی کامل شعرهای نیما (مجموعهی آثار نیما یوشیج- دفتر اول- شعر- نشر ناشر- چاپ اول- سال ۱۳۶۴) که در ادامهی متن آن را "مجموعهی شعرهای نیما" مینامم و مرجع و منبع چاپهای بعدی دیوان شعرهای فارسی نیما- از جمله چاپ نشر اشاره و چاپ نشر نگاه است- اشتباهها و ایرادهای گوناگونی وجود دارد که...
-
محمود مشفق تهرانی / ل،بهرامیان
چهارشنبه 29 دی 1400 10:19
م.آزاد(محمود مشرف آزاد تهرانی) گیسوی حنایی من! ای چشمهایت فریاد وبازوانت گردباد آه ای بنفشه گیسو بگذارتا بنفشه توباشی از خاک من برویی بگذار تا حضور تورابشنوم از بطن سرد سنگ بگذار تا نگاه توناگاه ویران کند سکوت سترون را کتاب (گل با غ آشنایی) صص۴۹۳--۴۹۴ محمود آزاداز فروغ ،اخوان وشاملو درسهای فراوانی گرفت. اما هرگز به...
-
آرزو / محمد رضا راثی پور
دوشنبه 27 دی 1400 15:54
می شود آیا هیچ کسی با هزار زور و تقلا راه براین سیل بی نجات ببندد؟ آری این سیل رهسپار به مرداب! -رهگذرانی که گامهاشان هول و ولا را و حرص را در گذر و کوچه می نوازند!- می شود آیا هیچمدانی از انجماد زمستان خدشه بیارد در صف این مور های توشه به دندان! - اسب تخیل مران به جاده خاکی گرد و غبارش مزاحم است به دیدن گربه به قصد...
-
اعتماد / سید علی میر افضلی
دوشنبه 27 دی 1400 10:57
اعتمادی به واژه اصلاً نیست واژه گاهی دچار تردید است واژه گاهی کلید، گاهی قفل واژه گاهی شدید، گاهی کـُـند ... واژه، میآید و نمیدانی که ازین واژهها چه میخواهی. من به احساس ناب محتاجم با نگاهت بیا تکلم کن.
-
رگه ها 4 / محمد علی شاکری یکتا
دوشنبه 27 دی 1400 10:50
ته مانده رنگ سپیده می پوشدم ردای سرخ میرغضب. شمشیر می کشم شکاف می دهم این سال های سربی را آنگاه در مهربان ترین دقیقه ی بارانی تسلیم می شوم بر خاک می افتم شاید دوباره ریشه بگیرم در خاک مهرپرور این سرزمین پاک.
-
باران / هومن گلهو
دوشنبه 27 دی 1400 10:48
آن سان که دشتِ تشنه زیرِ زخمه ی باران پرشور می رقصد در پرده می گویم: بارانِ من باش و مرا زخمی نوازش کن.
-
بین شاید و یقین / سعید سلطانی طارمی
یکشنبه 26 دی 1400 20:27
خواب نیستم دارم از کرانههای ذهن خود عبور میکنم شک چابکی مرا سوی سایه روشنی ضعیف و دور می بَرَد سایه روشنی که پشت آن هیچ نیست جز یقین سادهای که فکر میکند: "میشود تخیل مرا مهار کرد و باب میل خویش شکل داد میشود تو را به خانه راند و پرده را کشید میشود کنار زنبق ایستاد و گفت: "وای! لاله را ببین!"...