-
پریسکه های گداخته و سوزان /محمد حسین پژوهنده
شنبه 25 مهر 1394 08:15
می خواهید تند بخوانید، می خواهید آرام و با تأمل، من کند می نویسم. *** بارجومه، ابزار کارامدی است، چون سیگار و جام و برجام، که برای شاعران ما. *** خورشید که پشت سر باشد، سایه ها، جلو هستند. *** ما در پایین محله ها، آمریکا را هرگز، هرگز، با کلاه نخوانده ایم، *** به آمریکا بگوئید: سانتریفیوژهای ما را چند می خری؟ با سلاح...
-
سرنوشت /اوکتای سلامی
جمعه 24 مهر 1394 20:57
وقتی رحیل عشق نهد سر به سرنوشت رجحان نمی دهد پر قو را دگر به خشت نرم و درشت راه به تصمیم او یکی ست سهل است هر مصیبت و زیباست هرچه زشت حتی فراز نیزه کند ذکر حق بلند در دیر و در معابر و در مسجد و کنشت وقتی که وصل دوست بدین گونه ممکن است کی می شود فریفته نعمت بهشت برگ و برش هرآینه سر سبز تر شود بذری که آن شهید به اقلیم...
-
منطق شعری استوارتر از منطق ارسطویی / دکتر ابراهیم اقبالی
پنجشنبه 23 مهر 1394 11:06
نهضت گران ترجمه ؛ هنگامی که به کلمه ی « لوگوس » یونانی رسیدند ، تامل کردند که کدام واژه ی عربی می تواند بار معنایی این واژه را بر دوش بکشد و در عین حال کم و کاستی نداشته باشد . چون « لوگوس » در عین حال که به معنی « خرد » است ، معنی « گفتار » نیز می دهد . درست مثل کلمه ی « ایجوکیشن » انگلیسی که « آموزش » و « پرورش » را...
-
آلزایمر / ظریفه روئین
دوشنبه 20 مهر 1394 09:36
چنار بی گنجشک گنجشک ِ بی چنار تهران چه کوچک است ! تهران که می شود کل چنارهایش را بی گنجشک از بر کرد . مادربزرگ می داند تهران بزرگ نخواهد شد حتی از پشت شیشه های عینک ته استکانی اش . او سالهاست دلواپسی ش را در کوچه های دودگرفته همرنگ سرفه های سیاه شهر در خود فشرده است . مادربزرگ ، چشم انتظار آمدن مردی ست که راه خانه اش...
-
دو شعر /جاوید محمدی :
دوشنبه 20 مهر 1394 09:35
ماهیخوار برکه بیمار نشد گر چه یک بوتیمار خنده ی ماهی ی سرخی را بلعید وَ برد. باز هم ماهی ها تخم خواهند گذاشت برکه خواهد خندید باز هم خواهی دید که چه شبهای دراز بستر روشن این برکه ی صاف خوابگاه ماه است گر چه یک بوتیمار باز هم در راه است..!! التماس روزی از غبار راه می رسم دسته گل به دست مست مست مست شعر ریزد از لبم شعر...
-
مجلس ختم/قیصر امین پور
یکشنبه 19 مهر 1394 20:38
مرا به چشن تولد فرا خوانده بودند چرا سر از مجلس ختم در آورده ام؟!
-
هرگز نمیرد/مهسا هاشمی
یکشنبه 19 مهر 1394 20:27
من زنده زنده دفن شدم در خود در انهدام واژه ی آزادی ای کاش در کنار ِ تو می ماندم وقتی به پای مرگ نیفتادی تهران گرفته حال و هوایم را تهران به مقصدی که نمی باید آن مرد توی جادّه ی بارانی یک روز پشت ِ پنجره می آید از باد و خون و دود گذشتی و از ابرهای فاجعه فارغ شو در خانه خانه خانه ی سیمانی مثل ِ فروغ یکسره عاشق شو چشم ِ...
-
می خواهمت....آزادی!/محمد علی شاکری یکتا
شنبه 18 مهر 1394 08:52
پرواز را به یاد من آوردی زبانه های شعله ی بالم را درشاخه های یاس رها کردی. موسیقی سکوت تو رخساره ی تکیده ی دنیا را زیبا کرد رخساره ی تکیده ی دنیا عبوس بود. باروت ، با یک فشنگ کفایت داشت تا از نفس بیفتم خون در قیاس رنگ افق های سرخ دریا شود دریا، نگاه ملتمسی در نی نی دوچشم زمین که قیل و قال صاعقه را باور داشت. گفتی شبی...
-
از چشم خیس بهاران/امیر علی آذر طلعت
شنبه 18 مهر 1394 08:31
تا ساعت چیدن ابر از چشم خیس بهاران در برکه ی خواب ماندیم با یک سبد بوی باران با لاتر از کرت بی آبپای مترسک شکسته ست پیداست فردای گندماز غارت کشتزاران از حیطه ی ظهر تاراج تا نا کجای نفس گیر بر قامت دشت پیچید چون هاله گرد سواران یک آسمان تکّه ی ابر می ریخت از چشمهایش وقتی که زل می زد آن مرد بر قلع و قمع تتاران بعد از...
-
آرام زندگی کن!/لائو تسه
شنبه 18 مهر 1394 08:17
هیچ چیز در این جهان چون آب، نرم و انعطاف پذیر نیست. با این حال برای حل کردن آنچه سخت است چیز دیگری یارای مقابله با آب را ندارد. نرمی بر سختی غلبه می کند و لطافت بر خشونت. همه این را می دانند ولی کمتر کسی به آن عمل می کند. انسان نرم و لطیف زاده می شود و به هنگام مرگ خشک و سخت می شود. گیاهان هنگامی که سر از خاک بیرون...
-
"برگی"در ضیافت "جنگل"/یادی از شیون فومنی/حسن اسدی
جمعه 17 مهر 1394 08:30
پس از گذشت سالیان دور و دراز در تابستان 93 دوباره از سراب به تهران بازگشتم. "استاد مشفق کاشانی" در مراسم نکوداشت خود در خانهی شاعران، جملهی دردانگیزی به زبان آورد : «شبدیز چرا برگشتی ؟ همه دمسرد شدهاند دمسردی همهگیر شده است». اما من باور نکردم چون خاطرههای دلانگیزی از استادان ویاران شاعر هنوز در...
-
مرا می نویسی/سید علی میر افضلی/نسیم عرب امیری
جمعه 17 مهر 1394 08:14
مرا مینویسی / نسیم عرب امیری ۱۳٩٤/٤/۳ کتاب را که باز میکنی بعد از صفحه شناسنامه با این شعر مواجه میشوی:«هر که باران باشد/روی چشم همه پنجرهها جا دارد» و بعد یادت میافتد چقدر این شعر برایت آشناست و چقدر در برنامههای رادیویی و تلویزیونی آن را شنیده ای و چقدر در شبکههای اجتماعی بازنشر شده است. با اینکه در این موارد...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
سهشنبه 14 مهر 1394 20:02
آی آدمها/نیما یوشیج آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک نفردر آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید. آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن، آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا تواناییّ بهتر را پدید آرید، آن...
-
شیر بییال و دم و اشکم!/علی رضا طبائی
سهشنبه 31 شهریور 1394 08:15
پرسشی تکرارشونده که با وجود تکراری بودن، همواره در ذهن انسان میخلد و هر بار، پاسخی تازه دارد: به راستی چرا مجموعههای شعر، مخاطب ندارد و با اقبال جامعه، یا به دیگر شکل، با اقبال دوستداران فرهنگ و ادب، روبهرو نمیشود؟ پاسخ را در کدام گزینه باید پیدا کرد؟ الف: گرانی هزینه کاغذ و چاپ و صحافی، آن هم در روزگاری که جامعه...
-
باهاردان/توکل بیلویردی
سهشنبه 31 شهریور 1394 07:54
قاناتین اولسایدی هئچ واخت قالمازدین بو گولدانین سیخنتی توپراقیندا بیر گون سنه ساریلاجاق بیلیرم گونشین ائللری سحر چاغیندا سارالمیش یاپراقلار سنی قورو ماز چیچک آچ سازاق دا باهار دان دانیش ایکی گون لوک مهلتی نی یاندیرما گوزه للیک دن نازلی نیگاردان دانیش
-
پایان خوان هشتم/مهدی عاطف راد
سهشنبه 31 شهریور 1394 03:45
[به یاد مهدی اخوان ثالث] “میتوانست او اگر میخواست لیک..." □ دیرگاهی چون که در چاه فریب نابرادر ژرف اندیشید و فرو در ژرفنای سرگذشت ماجراآکند خود شد تیزبینانه خوب آن پستوی تودرتوی رزم و بزم را کاوید و سبکسنگینکنان رستم دسترنج عمر ششصدسالهی خود را در درنگآباد نام و ننگ در کشاکشسار صلح و جنگ و در این آمیزگاه...
-
سه شعر کوتاه/اقبال مظفری
سهشنبه 31 شهریور 1394 03:37
(یک) باز پاییز و باز ارغوان در عزای اقاقی پشت پرچین این باغ باز من ماندم و نغمه های غریبانۀ کوچه باغی (دو) از چه می بالی ای گیاه امید چشم در راه آفتابی نیست آسمانی که چارفصل ابری است (سه) کی سوار مرگ می رسد ز راه خسته ام از این هوای خانگی از ملال بی ترانگی
-
سه شعر سه سطری/محمد جلیل مظفری
دوشنبه 30 شهریور 1394 19:31
(یک) باز آمده به قصد درو پاییز با داس زرد وحشی خون بارش بنگر به خشم چهرۀ تاتارش (دو) پاییز جان خوش آمدی اما به باغ من برگی برای هدیه به گلخانۀ تو نیست هر چار فصل باغ من از زندگی تهی است (سه) ما خواب ماهی های قرمز را در تنگ های تشنه آشفتیم با ماهیان از آبی موّاج ِ اقیانوس ها گفتیم
-
«آن که باد میکارد»/احمد طبائی
یکشنبه 29 شهریور 1394 17:59
احمد طبایی مجموعهای از داستانهای کوتاه خود را اخیرا در قالب کتابی تحت عنوان «آن که باد میکارد» توسط نشر آوای کلار منتشر و روانه بازار کرد. به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا ، کتاب «آن که باد میکارد» در مجموع ۳۱ داستان کوتاه از احمد طبایی را در بردارد، داستانهایی که به گفته نویسنده از سال ۸۰ تا ۹۲ نگاشته شدهاند....
-
مبتدا/;کوروش آقا مجیدی
یکشنبه 29 شهریور 1394 09:31
برای پدرم ردّ جاده های بردباری است ؛ سال ، سال ، این شیارهای کنده بر جبین ِ تو بال گستران ِ آسمانی از کبوتر است ؛ فوج ، فوج ، در نگاه ِ نازنین تو . رو به ساحت ِ سپیده ی کدام سمت و سوی می روی چنین که من به گرد پات هم نمی رسم ، بگوی . یاد سبز توست اینکه هر دقیقه در کویر ذهن ِ من بهار می کند . کاش مبتدای من بدانی این خبر...
-
روز ناگزیر/قیصر امین پور/تنفسی عاشقانه و تبدار/نوشته:علی حاجی حسینی روغنی "آژنگ"
پنجشنبه 26 شهریور 1394 14:10
امین پور،مصنف و مؤلف و صاحب تئوری شعر و صاحب نظر در علوم ادبی و استاد دانشگاه است.جوانی است بسیار خونگرم،بجوش،تا حدی مهربان و تا حدود بیشتری مردمدار ،زیرک و آینده نگر.با او سالهاست آشنا و حتی صمیمی ام.چند شعر ضعیف و متوسط مرا در سالهای 68 و 1367 در مجله سروش چاپ کرده است(و شعرهای خوب و عالی ام را چاپ نکرده است)دارای...
-
دو شعر از زنده یاد ، علی حاجی حسینی روغنی ( آژنگ ) :
پنجشنبه 26 شهریور 1394 13:55
آلاچیق های سوخته [تقدیم به قیصر امین پور ، دوستم.] اینک غروب تهران را یک صحنه ی جدیدگرفتم . □ گفتند فیلم تو شیک است از "پارک وی" گرفتی از "زعفرانیه" از "چالِهَرز" از "زرگنده" اما از کوچه های "درخونگاه" از "بریانک" از آن سوی "خزانه ی فلاح" یک لانگ...
-
پنج غزل/مهدی عاطف راد
شنبه 31 مرداد 1394 19:00
شاعری هستم که شعرم مژدهی آینده است شوقزا و شوربخش و شادیافزاینده است آرزوی روز نو در شعر خود میپرورم ایدهآلم بهجت و بهروزی پاینده است آسمان شعر من آفاق خورشیدآفرین آفتاب آرمانم طالع و تابنده است مینشانم نونهال مهر در باغ امید گلشن اندیشهام بارآور و بالنده است نغمهام آبستن نور است و پیک صبحدم مادر افکار بکرم...
-
مژدهی آینده/ مهدی عاطفراد
جمعه 30 مرداد 1394 21:20
شاعری هستم که شعرم مژدهی آینده است شوقزا و شوربخش و شادیافزاینده است آرزوی روز نو در شعر خود میپرورم ایدهآلم بهجت و بهروزی پاینده است آسمان شعر من آفاق خورشیدآفرین آفتاب آرمانم طالع و تابنده است مینشانم نونهال مهر در باغ امید گلشن اندیشهام بارآور و بالنده است نغمهام آبستن نور است و پیک صبحدم مادر افکار بکرم...
-
تپش قلب من / مهدی عاطفراد
جمعه 30 مرداد 1394 20:43
قلبم پر است از تپش چشمهسارها سرشارم از سرود خوش جویبارها آوازهخوان روانهی راه رهاییام همراه تندپویترین رهگذارها همچون نسیم نرم و سبکبار میروم وارسته از کدورت گردوغبارها در جای جای خاطر شب مینهم به جا از کهکشان نغمهی خود یادگارها بین سکون و پویه جهان در کشاکش است بین فرود و اوج بود کارزارها تنها منم که رسته...
-
تو از کدام کوکبی؟/ مهدی عاطفراد
جمعه 30 مرداد 1394 20:42
بخند تا سحر شود پر از طلوع دلگشا سپیده سر برآورد ز مشرق امیدها همای مهر پر کشد در آسمان دوستی زمانهای دگر شود، زمان اوج و اعتلا بهار عشق بردمد، نهال شوق بر دهد امید غنچه واکند، شود جوانه جانفزا تو از کدام گلشنی که چون شکوفه میدهی پر از بنفشه میکنی دل خزاننشسته را؟ تو از کدام کوکبی که چون طلوع میکنی شب سیه شود...
-
گل صدبرگ/ مهدی عاطفراد
جمعه 30 مرداد 1394 20:40
در آفاق بلند آرزوها آشیان دارم در آن آفاق نورافشان هزاران کهکشان دارم دلی دارم پر از امید و رخشان چون دل خورشید در این دل شعلهی آتشفشانی جاودان دارم نگاهم روشن از مهر است و جانم شعلهور از عشق چه باک از ظلمت شب چون مهی روشنروان دارم همای آرزوهایم سبکبال و بلنداوج است به زیر بال شوقش بیکران تا بیکران دارم نه غم را...
-
دکتر شفیعی کدکنی و "کفر"گوییهای صریح و بزرگش/ مهدی عاطفراد
جمعه 30 مرداد 1394 20:35
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در مقدمهای بر کتاب "گزیدهی اشعار پرویز ناتل خانلری" که به انتخاب او فراهم شده و در سال جاری توسط انتشارات مروارید منتشر شده، در چند جا نیما را مورد نوازش و تفقد طنازانه قرار داده است. در بخشی از این مقدمهی مفصل، او سعی کرده تا با ارائهی شواهد و قراینی نشان دهد که نیما در بعضی از...
-
غزل/محمد جلیل مظفری
پنجشنبه 29 مرداد 1394 19:26
بخوان بخوان که غزل در گلو شود فریاد نه اینکه خوش بنشیند به کاغذی در باد غزل که کشتی نوح من و تو ما شدن است چرا کرانه نگیرد به ساحلی آباد به این عصای مرصع کرانه را بشکن که پا نهیم به دریای هرچه بادا باد غزل معامله با شاه و شحنه نیست رفیق " تراست جمله ولایت ، تراست جمله مراد"* نه از نوا به نوائی رسیده ایم نه...
-
سه غزل/«سید مرتضی معراجی»
چهارشنبه 28 مرداد 1394 19:45
گل ازعطرت گلاب ناب نوشد لطافت از رخت مهتاب نوشد به یاد پرتو سیمات هر دم به حسرت آینه سیماب نوشد به چشمم خیره مانده باز چشمت غزال از برکه گویی آب نوشد رها کن آبشار زلف بر دوش که دل از پیچش آن تاب نوشد چنان کیفیّتی داراست چشمت که شب از آن شراب خواب نوشد به دامانش ببار ای اشک حسرت که باران را گلی شاداب نوشد به مستی باز...