یکی ماه عاشق و
خبره در خواب،
حتا بر رانهای مورچهیی.
آیا خواهم ماند در ستیز،
با چشمهی زمزم؟
از کجا میآید اندوهات
ای یارِ بیغش؟
بگوی
دست عشق را تا فرو رود؛
در شکاف سینههات،
در گردن و موی.
خیالات را بگوی،
هر آنچه دلخواهِ اوست؛
برگیرد از این نگارههای مهتابی.
بانو،
از کجا میآید اندوهات؟
از دلدادهیی،
یا ظلمتی؟
جنازهها بر خاک
اگرچه بیل و کلنگی نیست
چه غم اگر که ببارد برف
حیف است تو خوابیده باشی
کلمه منتظرت
و کتابهایت دست به دست شود
و ببینیم
یک گوشه از جهان
خالی است
در حالی که می توانست
شاعری
از همانجا
دنیا را
آرام تر
زیباتر
عاشقانه تر کند.
۱۴۰۲/۴/۲۰
#معراجیسیدمرتضی
@walehane
احمدرضا احمدی ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ در کرمان متولد شد اما به دلیل شغل پدرش در سال ۱۳۲۶ به تهران آمد. او دوران تحصیل را در این شهر گذراند و از بیست سالگی شروع به سرودن شعر نمود. اولین مجموعه اشعار او در سال ۱۳۴۱ تحت عنوان "طرح" منتشر گردید.
او در سال ۱۳۴۳ به همراه نادر ابراهیمی، اسماعیل نوری علاء، مهرداد صمدی، محمدعلی سپانلو، بهرام بیضایی، اکبر رادی، جعفر کوشآبادی، مریم جزایری و جمیله دبیری گروه "طرفه" را با هدف دفاع از هنر موج نو تأسیس کردند. انتشار دو شماره از مجلهٔ طرفه و تعدادی کتاب در زمینهٔ شعر و داستان از فعالیتهای این گروه بودهاست.
احمدرضا احمدی سال ۱۳۴۹ همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را شروع کرد و تا سال ۱۳۵۸ در سمت مدیر تولید موسیقی برای صفحه و نوار ماند. از این سال تا زمان بازنشستگی یعنی سال ۱۳۷۳ در بخش انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به ویراستاری مشغول بود.
به غیر از این او در فیلم "پستچی" به کارگردانی داریوش مهرجویی نیز بازی کرده بود و در فیلم "پنجره" دستیار جلال مقدم در کارگردانی بود. او در برخی از فیلمهای ایرانی گوینده گفتارها بوده است.
این شاعر فقید توسط مرکز هنرمندان ایران به عنوان موسس و پایهگذار موج شعر نو و پیشگام سورئالیسم در ادبیات کودکان شناخته شده است. «سفر در شب» یکی از قویترین آثار احمدی است که به موضوعهای اجتماعی، صلح، همزیستی، تحمل و همکاری اشاره میکند.
وی در زمان حیات خود موفق به دریافت جوایز زیادی از جمله جایزه ملی، فرهنگی و هنری (بیژن جلالی) برای مجموعه اشعارش در سال ۱۳۸۵ شد. اشعار وی به زبانهای مختلفی از جمله عربی، ارمنی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی و کرهای ترجمه شده است. «از بارانی که دیر بارید»، «میوهها طعم تکراری دارند»، «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، «روزی برای تو خواهم گفت» و «هزار پله به دریا مانده است» از آثار این شاعر است
همچنین او در نقاشی هم دستی داشت و نخستین نمایشگاه انفرادی نقاشیهای احمدی با عنوان «هزار اقاقیا در چشم تو هیچ بود»، اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ در گالری کاما برگزار شد.او در اواخر عمر از مشکلات جسمانی بسیاری رنج می برد و بارها در بیمارستان بستری شد .سرانجام احمدی پس از تحمل یک دوره بیماری طولانی در بیستم تیرماه ۱۴۰۲ در سن ۸۳ سالگی درگذشت.
نه نور امیدی نه شوق نگاهی
نه حتی به لب خندهای گاهگاهی
من و چشمهایی به در مانده, بیخواب
شب و سربهسر تیرگی, رو سیاهی
غزل در غزل شرح نیلوفریها
در اندوه مردابِ اوراق کاهی
تب و تشنگی, لکنتِ ابر و باران
حضور مدامِ سراب و تباهی
چه سرها سرِ دارها زد انلحق
به وقت جنون در شبِ بیپناهی
شکستند پیمانِ خود را و رفتند
رفیقانِ بیزَهرهٔ نیمهراهی
به سمتِ امیدیّ و سوسوی خُردی
دری نیست, حتی دری اشتباهی
خرداد ١٤٠٢
#محمدجلیل_مظری
http://t.me/barfitarinaghosh