پلکهایم:
سطرِ آغازِ یک دفترِ چرک
باز کردن ندارد.
خوابهایم: سقوط است
این دهان درّه
پرواز کردن ندارد.
همچنان بین بیداری و خواب
قصّه میبافم اینجا
داستانِ ضعیفی که آغاز کردن ندارد.
میخ هی میخ هی میخ هی میخ!
بگذر از من
قاب خالی برانداز کردن ندارد!
#سیدعلی_میرافضلی
@seyedalimirafzali
#نوخسروانی
میشود لابهلای موهایش
تا سپیده خیالبافی کرد
زخم زنجیر را تلافی کرد
#شهناز_رجب_زاده
http://t.me/NokhosrovaniPoetry
خاکی که خدای کدخدایش روسی ست
شهری که بزرگِ قاریانش طوسی ست
جایی که نظامِ سلطه اش موروثی ست
لب دوختن و سکوت بی معرفتی ست
#مصطفی_علوی
@moalavi
مثل همیشه با دل من تا نمی کنی
حتی کتاب شعر مرا وا نمی کنی
یادش بخیر ، شعر که می ریخت از لبم.....!
حالا نگاه هم به من اما نمی کنی
در من تمام شهر، تو را جار می زنند
تنها تو گوش، بر منِ تنها نمی کنی
با من برقص تا که بفهمی چه می کشم
یک شب چگونه کفش مرا پا نمی کنی؟
مثل همیشه نیش غزل دست چشم توست
هی زخم میزنی و مداوا نمی کنی
دارم شبیه برگ می افتم ز چشم باغ
این لحظه را اگرچه تماشا نمی کنی
یک دست بغض نازک و یک دست آرزو
دامن برای هق هق من شانه می کنی؟
ح، عبادیان
https://telegram.me/ebadian1352
یادش بخیرآن روزها دیوارها کوتاه بود
درشهرماهمسایه ازهمسایه اش آگاه بود
هرمشکلی سر می رسید از ابتدا تا انتها
باهمدلیها بی گمان درحلّ ِآن صدراه بود
یادش بخیرآن دوره ها شبهای تابستانمان
بر پشت بام ِ خانه ها همراز ِ دلها ماه بود
مادر،وزیری خبره بودآن روزها درقصر دل
در ذِهنمان ازکودکی آنجا پدریک شاه بود
هرگزندیدم بےجِهَت،ابراَززمین پنهان شود
اصلاً مرام ِ آسمان بیگانه با خودخواه بود
باران به روی پنجره دست نوازش میکشید
دَردَشتها آن سالها،کی جای گُلها کاه بود؟
اصلا نمیدانم چرا احساسها دزدیده شد؟
شایـد نبـاید از ازل دیوارمان کوتاه بود !
#شیدا_التیام✍
#خوانش_بانونرگس