سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

فریب خواب / حسن اسدی


ما گرسنگان بی شکیب نور

بی سبب به نیم قرص نان‌ماه

دست پرنیاز بازمیکنیم

مااگرنیازمندشوکت قبیله ایم

بایدازفریب دلنوازِ خواب بگذریم

تابه یاری تمام دست ها

درضیافت بزرگ زندگی بگستریم

سفره ی طعام هفت رنگ آفتاب را


# شبدیز


خوانش# آرام

فروغ فرخزاد / کانال تحلیل زمانه



فروغ فرخزاد در هشتم دیماه سال 1313 از یک پدر تفرشی و مادری کاشانی در تهران به دنیا آمد. او چهارمین فرزند خانواده بود. پدرش مرد سخت گیری بود،در نتیجه فضای خانه برای فروغ که روح آزادی داشت همانند یک قفس بود. 


در شانزده سالگی به یکی از اقوام مادرش "پرویز شاپور "که یازده سال از او بزرگتر بود، علاقه مند می شود و با وجود مخالفت خانواده با او ازدواج می کند. 


ازدواج با شاپور اندکی باعث بازشدن فضای زندگی فروغ شد و او توانست اولین اشعارش را بنویسد و این اشعار در مجلات و روزنامه ها ی محلی آن زمان به چاپ رسید و باعث شهرت کوچکی برای او شد.


 اولین مجموعه شعر فروغ "اسیر" نام دارد که آن را در سال 1331 منتشر کرد و به دلیل سنت شکنی های فراوان از طرف منتقدان مورد نکوهش قرار گرفت. 


اما دوران خوش فروغ با پرویز شاپور چندان دوام نیاورد با دخالت های مکرر دیگران در زندگی این دو نفر و همچنین روح آزاد فروغ، این ازدواج در سال 1334 پایان یافت.


 حاصل این ازدواج کامیار شاپور تنها فرزند او می باشد که بعد از طلاق فروغ از دیدن آن محروم شد. 


فروغ پس از جدایی برای رهایی از این غم و کسب تجربه به اروپا می رود. با اینکه او از نظر مالی در تنگنا است،سعی می کند با فرهنگ و ادب مردم کشورهای مختلف آشنا شود و دریچه ذهنش بیش از پیش نسبت به دنیای پیرامونش باز می می گردد. 


فروغ در سال 1336 سومین شعر خود مجموعه  عصیان را چاپ می کند. در این زمان او با "ابراهیم گلستان "نویسنده و سینماگر مطرح  آن زمان آشنا می شود. این آشنایی سبب علاقه مند ی او به سینما می شود.


فروغ فرخزاد در سال 1341 فیلم "خانه سیاه "را با توجه به شرایط بد جذامیان در آسایشگاه بابا باغی تبریز می سازد. این فیلم در زمستان سال 1342 برنده جایزه "اوبر هاوزن "می شود. 


فروغ در بعدازظهر روز دوشنبه بیست و چهار بهمن ماه سال 1345 در حال رانندگی در مسیر دروس _قلهک برای اینکه با اتوبوس مهد کودک برخورد نکند، از جاده منحرف شده و جان می بازد. 


نکته ظریفی در خاکسپاری فروغ وجود دارد او در یکی از اشعارش این چنین می گوید :"بر سر گورم نباریدی ای برف "ولی در روز تشییع جنازه او برف می بارید. 


پنج مجموعه شعر از فروغ فرخزاد به جا مانده که قالب اشعار به سبک نیمایی می باشد، ولی بر خلاف دیگر شعرای این سبک سرشار از ظرافت های زنانه است که هویت ویژه ای به اشعار او بخشیده.  


#آثار 


اسیر، 1331

دیوار، 1335 

عصیان، 1336 

تولدی دیگر، 1341 

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، 1342



#تحلیل_زمانه 

آخرین امید / اقبال مظفری


اگر لحظه‌هامان تهی ماند

و دست و دل و دیده خالی شد از عشق

غزل، سایه‌ای داشت

تغنی، سرشکی

وناشاد خنیاگری پیر

که گه‌گاه

سرودی به سحر قلم ساز می‌کرد

وزین تنگنای شبِ تیره 

راهی

به آفاق ِ روح و رها ، باز می‌کرد.

ولی سایه‌هایی هنوز از ورای شب و روز

در این جا و آن جا

به دیده، نمی می‌نشانند

واندوه ناکان و دریا دلانی

سرشکی بر این داغ ها می‌فشانند.

امیدی ولی نیست

و دیری‌است

خنیاگر رندِ آفاق

در افسانه گون خلوتی ، بیش از پیش

به طرف یقین و گمان

سایه افکنده بر خویش!


پاییز 1369

#اقبال_مظفری 



شعری از "اقبال مظفری" در خاموشی (م. امید) از مجموعه‌ی " بر مدار شورش‌و شیدایی/ انتشارات زمانه/ 1372/ صفحه‌ی 36

https://telegram.me/mohammadjalilmozaffari

ستاره / هومن گلهو


"برای مرگ سیمین بهبهانی"


گلی به گوشهٔ جمال آسمان!

ستاره‌ای ز کهکشان جدا شد و...

          -به زیر ابر تیره‌ای خزید ماه-

ستاره بر زمین سرد

                                خورد و

      ‌                                           مرد.


هومن گلهو

هر کجا / هومن گلهو

هر کجا روی: هوا، زمین

در مدار بسته: زندگی

بر مدار باز: دوربین!


هومن گلهو