سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

تاج سر / فریدون مشیری



تاج از فرق فلک برداشتن

 جاودان آن تاج بر سر داشتن


 در بهشت آرزو ره یافتن

 هر نفس شهدی به ساغر داشتن


 روز در انواع نعمت ها و ناز

 شب بتی چون ماه در بر داشتن


صبح از بام جهان چون آفتاب

 روی گیتی را منور داشتن


 شامگه چون ماه رویا آفرین

 ناز بر افلاک اختر داشتن


چون صبا در مزرع سبز فلک

 بال در بال کبوتر داشتن


حشمت و جاه سلیمانی یافتن

 شوکت و فر سکندر داشتن


تا ابد در اوج قدرت زیستن

 ملک هستی را مسخر داشتن


بر تو ارزانی که ما را خوش تر است

 لذت یک لحظه مادر داشتن!


فریدون مشیری


نوازش / داوود اکبری

در چشم های خوب تو یک آسمان غم است

انگار خیس شبنم گل های مریم است


در من شکست بغض ترک خورده قدیم

وقتی که در صدای تو آه دمادم است


از دست های روشن تو شعله می کشد

مادر! نوازشی که به پاکی شبنم است


پیچیده عطر عشق زلال تو در دلم

عشقی که جاودانه ترین عشق عالم است


در چشم هات گرچه شرر ریز آرزوست

اما برای زخم غزل هام، مرهم است


با تو تمام پنجره ها رو به سمت نور

بی تو نگاه آینه ها غرق ماتم است


مادر چگونه از تو بگویم که واژه ها

هر قدر عاشقانه شود باز هم کم است


مظلوم / میلاد عرفان پور

 

 ای دل نگران که چشم هایت بر در

 شرمنده که امروز به یادت کمتر

 جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق

 مظلوم ترین عاشق دنیا! مادر!


 


لاله وحشی / نصرت رحمانی

مادر منشین چشم به ره برگذر امشب 
بر خانه پر مهر تو، زین بعد نیایم 
آسوده بیارام و مکن فکر پسر را 
بر حلقه این خانه، دگر پنجه نسایم

 
با خواهر من نیز مگو : او به کجا رفت 
چون تازه جوان است و تحمل، نتواند 
با دایه بگو : نصرت ، مهمان رفیقیست 
تا بستر من را، سر ایوان نکشاند 
 

فانوس به درگاه میاویز! عزیزم 
تا دختر همسایه، سر بام نخوابد 
چون عهد، در این باره نهادیم ، من و او 
فانوس چو روشن شود، آنجا بشتابد 
 

پیراهن من را، به در خانه بیاویز 
تا مردم این شهر، بدانند که بودم 
جز راه شهیدان وطن، ره نسپردم 
جز نغمه آزادی، شعری نسرودم 

 
اشعار مرا، جمله به آن،  شاعره بسپار 
هر چند که کولی صفت، از من برمیده است 
او پاک چودریاست، تو ناپاک ندانش 
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده است 

 
بر گونه او، بوسه بزن، عشق من او بود 
یک لاله وحشی، بنشان بر سر مویش 
باری، گله ای گر به دلت مانده، ز دستش 
او عشق من است آه ... میاور تو به رویش

عاشقانه / مرجان مهران



رنجهای خانه را
عاشقانه می‌خرم؛
مادرم.
***
#مرجان_مهران
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌╭━═━⊰