" باغ شما را باد خواهد برد! "
این را به من یک روز باران گفت.
هومن گلهو
وقتی تو با منی
انگار هیچ حفرۀ تنهایی
شبها که باد و باران کولاک میکنند
خالی نیست
وقتی که نیستی
دیگر هر آنچه گفتهام از خوبی و بدی
یک مشتِ باز
آب
یا تلختر
یک مشتِ بسته
اما
توخالیست.
۲۰ اسفند ۱۳۸۹
#محسن_صلاحی_راد
@mohsensalahirad
دلم همدردی دریا
دلم تعبیر یک رویا
دلم یک موج آزادی
امیدی غرق در شادی
دلم آرامش ساحل
نم باران و بوی گل
دلم یک آسمان پرواز
دلم یک سینه ی پر راز
دلم یک شعله دلگرمی
سکوت مانده در شرمی
دلم معنای حرف آه
دلم پایان هر چه راه
دلم یک اشک بی تقصیر
دلم لبخند بی تزویر
دلم فریاد یک خاموش
دلم امنیت آغوش
دلم یک عشق بی منت
دلم یک بوسه بی علت
دلم یک آینه پاکی
غروری خسته و خاکی
دلم...
نه
دلم تنها تو را میخواهد و بس ....
م.ش
شعرازخانم دکترشریعتی
هرشب از کوچه ی اندیشه ی من میگذری
گاه آرام
گهی تند
ولی میگذری
و من آنجا هرشب
کنج دیوار سکوت
پشت یک بوته ی رز
گیس ابریشمی خاطره را میبافم
و صدای نفس شب پره را میشمرم
شعر می گویم و باز
چشم را بر قدم ثانیه ها میدوزم
من و دلشوره ی صدها آیا
من و تردید هزاران اما
دیدم امشب که تو فانوس به دست
از سر کوچه ی تنهایی من پیچیدی
به گمانم طپش نبض مرا فهمیدی
ناگهان خندیدی
دو قدم مانده به عشق
آخرین غنچه ی احساس مرا هم چیدی...
م.ش
شعرازخانم دکترشریعتی
مهرتان مدام
شاعرانِ شهر!
جامتان لبالب از شرابِ شعر
دیر و دور نیست
تا که بگسلد زِ هم
قید و بندِ زمهریرِ شهر را
آفتابِ شعر
دیرو دور نسیت
تا شبی که سایه گسترانده در حوالیِ سکوتِ
دل به صبح بسپُرد
شود مُجابِ شعر
#محمدجلیل_مظفری
@mohammadjalilmozaffari