نبود خنده ی فانوس سمت دهکده ای
نمانده دهکده را
هیچ خانه ای آ باد
کدام آدم تنهایی از فلک کوچید
کدام سیب گناهی زشاخه ها افتاد
هنوز از غزل باغ سرشار نیست
گیاهی نرویید بر شرح حال مزار
امیدی بجز چوبه ی دار نیست
بداهه
Gh. @L!pour:
نوخسروانی
توی میدان : نماد فرهنگی
با دلی آهنی، سری سنگی
آه از این همه هماهنگی!
هومن گلهو
این باغ سبزمرگ شد و سوخت
در انتظار آن که بیایی
پاییز؛ فصل خوب و طلایی!
هومن گلهو
جهان و هرچه در او هست: خیمهشببازی
من و پیاده رو و ساز کهنه و فریاد
هوای آبیِ چشمت: بلندپروازی...
#علی_عباسنژاد
#گل_همیشه_انار
#نشر_ماه_باران
می زنم از خانه بیرون
بوی باران می زند بر من
های!
ای نارنجِ باران خورده ی شبگیر
در من آفتابی شو.