گلنچیده از نگارخانهاش هنوز
افت میکند فشارِ خونِ برگها
داد میزند: «پناه بر تگرگها!»
#محسن_صلاحی_راد
۲۷ مهر ۱۳۹۵
ز نیش و نوش او هر روز خوردیم
-عروس خوش بزک، عفریته رفتار-
به چنگ زندگی هر روز مردیم
#وحیدشفیعی
یک نعره! یک شلّیک! یک فریاد! پیچید در خاموشیِ مرداب
مردانِ ایلِ فتنه رقصیدند، تابوتها بر دوش، در مهتاب
یک رود از اوجِ خروش افتاد، یک چشمه در عینِ زلالی مُرد
خشکید در هُرمِ عطش باران، غلطید در قعرِ سیاهی آب
یک زن به زیرِ چادرش ناگاه، گهواره را جنباند و سر بگذاشت
گهواره تا خوابید، یک کودک، در غرّشی دیگر پرید از خواب
خفّاشهای لعنتی، یک فوج، از نردبان شب فرا رفتند
آوار تب بود و تگرگِ مرگ، بر روی دشتِ خستهٔ بی تاب
دزدانِ ایلِ مرگ آن شب را، تا دیر خندیدند و رقصیدند
آنسویتر مردی ولی می خورد، در خون و لوش و لقوه پیچ و تاب
از دورنایِ شب نمایان شد، مردی شبیه کودکی مجروح
مردی شبیه رستمی معصوم، مردی شبیه کشتهٔ سهراب
گهواره ای بر پشت و تابوتی بردوش می رقصید و می آمد
بانگِ خروسی از گلوگاهش، می ریخت رویِ گرگ و میشِ خواب.
هومن گلهو
زمستان ۱۳۸۲
نویسنده نامدار پرویی و برنده جایزه نوبل ادبی معتقد است که اهدا جایزه نوبل ادبی به باب دیلن نتیجه رشد فرهنگ پوپولیستی و مبتذل است. او محبوبیت دونالد ترامپ در آمریکا و حزب راستگرای آلمانی را هم در همین رابطه میبیند.
ماریو وارگاس یوسا، از معروفترین نویسندگان معاصر در گفتوگو با خبرگزاری آلمان به موضوعات گوناگونی پرداخته که به گفته او، حاصل سطحیگرایی برخی رسانهها و گروههای اجتماعی در سراسر جهان و رشد فرهنگ پوپولیستی در صحنه سیاست است.
این گفتوگو به مناسبت انتشار تازهترین رمان یوسا ("افشاگری") انجام گرفته است. نویسنده در این رمان نگاهی سخت انتقادی به دوران دیکتاتوری آلبرتو فوجیموری در پرو بین سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ دارد. لوسا از جمله به شگردهای رئیس نیروهای امنیتی پرو در این دوران پرداخته که برای بدنام کردن و سرکوب مخالفان و منتقدان از رسانهها استفاده میکرده است.
این نویسنده ۸۰ ساله معتقد است که امروزه نه تنها در پرو بلکه در کشورهای دیگر نیز فرهنگ در خدمت سرگرمی است و برخی رسانهها زمینهساز این پدیده هستند.
نوبل ادبی به باب دیلن
رماننویس پرویی که تابعیت اسپانیا را هم دارد معتقد است که اهداء جایزه نوبل ادبی به باب دیلن را هم باید در این راستا دید. یوسا میگوید، فرهنگ سرگرمی به آکادمی علوم هم رخنه کرده است، وگرنه نباید این جایزه پراهمیت را به کسی داد که مستحق دریافت آن نیست.
نیماییت را پس نحواهم داد
دربادها
آواز روز برگ.میخوانم
سمت دوبیت از یک غزل شب را
من صبح خواهم کرد
خورشید را در کوله بار قافیه تکبیر خواهم گفت
نیماییت را من
هرچنذ دریک فرصت دلگیر
خواهم گفت