ای قومِ نکبتپرورد
سودا به سرهاتان بود
این مُلک و مِلک، انگاری
ارثِ پدرهاتان بود
پاشیده اینسان ثروت
بر انفجارانگیزان *
شاشیده حاتم گویی
در پشتِ درهاتان بود!
امروز پاکِشهاتان
اَنگِ سفارش دارد
روزی جُلی پُروصله
پالانِ خرهاتان بود!
مامِ وطن را گادید
در جانِ خلق افتادید
وانگَه بدهکاریمان
مزد کمرهاتان بود!...
•
•
#سیمین_بهبهانی
هر چند که آغوش تو از گارد پر است
از عشق تو سینهی من از کارد پر است
کم طاقتی و حرف دل من بسیار
بدجور دهان شعرم از آرد پر است
#واران
"تو نازکی، طاقت کلمات بسیار ما نداری. مرا دهان پر از آرد است، بیرون میزند. تو میرنجی، ضعیف میشوی. مرا اگر هزار برنجانند هیچ جز قویتر نشوم و جز عظیم تر نشوم."
#مقالات_شمس
#مستعلیق
دلشوره ی ساحلش نهنگم را کُشت
صلح آمد و شور و حال جنگم را کُشت
تیری که زدم، کمانه کرد و چرخید
یاغی شد و برگشت و تفنگم را کُشت
#ایوب_رستمی
در باغ اگر مژده ی آتش بس داد
یک وسعت خشک محو خار و خس داد
پژمرده، تکیده باز بر شانه ی باد
پاییز آمد بهارمان را پس داد!